۱۰ پاسخ

عزيزم تو این سن همینن پسرمن شاید بگم تاشب چندبار در یخچال بازو بسته میکنه دیگه خسته میشم میره تو کوچه هم از ساعت ۶تا ۹شب بازی میکنه میاددشام بعد باز میگهدبرم نمی‌ذارم نمیدونم خستگی ناپذیر اینا

سلام. من دختر دارم اما می‌دونم بچه‌ها با هم فرق دارن. مثلا دختر منم خیلی بی‌احتیاطه. مرتب هم دلش می‌خواد از یه جایی بپره پایین🥴

اره عزیزم پسرا از ۴ سالگی رفتاراشون معقول تر میشه نگران نباش.ولی خوب هیچوقت مثل دخترها نمیشند اما خوب بهتر میشند.

پسر من جدیدا فضول شده نمیدونم چیکار کنم با آجیش همش دعوا میکنه

دقیقا پسرم خیلی تحرک داره دکترش گفت یه کم پیش فعاله

دخترمن هم محتاط بود ومراقب و پسرم اینطور نیس

خوبه که دخترته محتاط بود ولی دخترمن شلوغ تر از پسرمه

روزی صدبار در یخچال و باز می کنه هر چی خوراکی هست می گه الان بخوریم میوه و خوراکی همه چی.ببین از صب سه تا موز خورده بحث خوردن نیستا اینکه هر چی باشه می گه الان این آدم و دیوونه می کنه یا چن لیوان شربت و ...نگم برات رد دادم به خدا

سلام عزیزم بچه هاتون چند سالشونن

اره پسر من چهارسال و نیمشه به خدا روزی صد بار دیوونم می کنه حرف تو گوشش نمیره امروز انقد عصبیم کرد دعواش کردم الانم از عذاب وجدان خوابم نمیره

سوال های مرتبط

مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۵ سالگی
سلام مامانای مهربون عصرتون بخیر خوبین حسین جانم ۶ سالشه دیروز که باپدرش رفته بود بیرون یه جا سوییچی خریده بود بعد امروز رفت توی بالکن دید بچه ها توی کوچه ان بازی میکنن گفت منم برم گفتم برو رفت گفت جا سویچیمم میبرم به دوستام نشون بدم گفتم ببر بعد که رفت منم از بالا داشتم نگاش میکردم دیدم جا سویجی دست پسر همسایه مون هست حالا نمیدونم خود پسرم داده یا پسره گرفتم بعد دیدم چند بار هی پسرم رفت نزدیکش که ازش بگیره پسر نداد هی برگشت عقب دوباره پسر اون وسیله ارزش نداره دوست دارم پسرم یاد بگیره بلد باشه وقتی وسیله ای رو که مال خودش به کسی داد دوباره بتونه بگیره و اینکه توی دوست یابی خیلی ضعیفه من سعی میکنم روزی دوساعت باهاش بازی کنم همسرم که اصلا باهاش بازی نمیکنه منم انتطاری ازش ندارم چون ۵صبح میره تا ۵ غروب فقط بلد بگه بیا بشین کارتون ببین یا گوشیشو بده دستش منم باهاش بازی می‌کنم واقعا سخته چون پسر کوچیکم هم سن اضطراب جداییشه همش گریه میکنه منم همش بغل میکنم که با پسر بزرگم بازی کنم و حسین اصلا با خودش بازی نمیکنه و خیل عصبیه زود قهر میکنه میگم حالا بازی ما تموم شد خودت بازی کن گریه میکنه و بشدت بد غذاست و انگار بترسه خجالت بکشه خیلی آروم حرف میزنه کسی نمیشنوه و بردمش باشگاه توی زمستون هوا سرد دو ماه بردم راهم هم دور بود پسر کوچیکم رو بغل میکردم می‌بردم اصلا تلاش نمی‌کرد هیچی یاد نگرفت