۷ پاسخ

از تولد اولین فرزند دیگه خواسته های بچت میشن خواسته های خودت و
تو کلا فراموش میشی
اونقدر ک درگیر بچه ها میشی
دنیای مادر عجیبه سخت و قشنگ‌‌‌‌....

بعضی وقتا تکراری بودنش حالمو بهم میزنه اون عذاب وجدانتی اخرشبم‌بهش اضافه کن

ولی من دوس ندارم این وضع رو که به خودم نمیتونم برسم ، شیرین نیس برام من باید حالم خوب باشه که بتونم بهش حال خوب بدم ولی حالم خوب نیس تو این وضع

شاید باورتون نشه یه ماه بود خودمو تو آیینه نگاه نکرده بودن تا امشب من که خیلی بعد زایمان داغون شدم اصلا به خودم نرسیدم

‌منم همینم خیلی خسته ام

دقیقا منم که خیلی خسته یم😫

منم همینم خسته، خیلی خسته🥲

سوال های مرتبط

مامان نینی💖 مامان نینی💖 ۱۵ ماهگی
پارسال دخترم ساعت ۱۴:۱۵ ظهر دختر من بدنیا اومد
نشستم عکساشو دیدم و بغضی شدم و این یکسال مثل فیلم از جلوی چشمام رد شد
بدنیا اومدنش ،گریه هام وقتی اولین بوس رو روی صورتش گذاشتم،کولیکش،شب بیداریا،بیخوابیا،حال بدم،افسردگی بعد زایمانم،حس اینکه من دیگه مال خودم نمیتونم باشم و رفته رفته حالم بهتر شدن،خنده هاش بهم ،غلت زدنش ،بابا گفتنش،نشستن،غذا خودن ،چهار دست و پا رفتن،وایسادن،دندون در اوردن و الانم شیطونیای بی حد و مرزش
روزای سختی بود روزای شیرینیم بود گریه کردم خندیدم دلم میخواسن تنها باشم دد عین حال نبود دلم براش تنگ میشد و یه حال و هوای عجیب و متناقضی داشتم این یکسال
ولی بازم ته ته ته دلم میگم خداروشکر برای بودنت همین که بوسم میکنی همین که میای سرتو میزاری رو سینم خوابت میبره خستگیام کم میشه
حس میکنم با اینکه خیای خستا شدم کم اوردم بعضی جاها ولی الان با همه سختیاش یه ورژن بهتری از خودمو دارم
یه دختر تبدیل شده به زن مسئولیت پذیر ،خانه دار با بیشترین حس مسئولیتی که توی این ۳۰ سال اندازه نوک انگشتشم نداشت
حق داشتم سختم باشه این عوض شدن یهویی برام سخت بود ولی الان خودمو بیشتر از اون دوران خودم دوس دارم الان قوی ترم تواناییام بیشتره و از همه مهم تر یه مادرم و بهنرینارو از ته دلم برای دخترم میخوام و براش فراهم میکنم



تولدت مبارک باشه نیلای قشنگم شاید مادر کامل و خوبی نبودم برات این یکسال ولی من تازه با تو مادر شدنو یاد گرفتم با هم بزرگ شدیم و رشد کردیم
دوستت دارم قشنگم
🌸🎂بمونی برام🩷🧚‍♀️
۱۴۰۳/۰۸/۱۲
مامان حُـسـیـن‌جانم🤎 مامان حُـسـیـن‌جانم🤎 ۱۲ ماهگی
این روزا همش یچیزی روی دلم سنگینی میکنه💔🥲✨️
به خااااطر یسری مسائل شخصی و مالی و وضعیت کشور و ...
یه وقتایی حس میکنم دیگه واقعا نمیکشم🥹🥹
و نمیتونم تحمل کنم ...
ولی نگاهم که به حسین میفته 💗
همه چی یادم میره 💝💭
نگاهش که میکنم انگار خدا داره بهم میگه
مگه منو نداری ؟؟! بیا به خودم بگو 💔💫
امروز ظهر خیلییی بغض داشتم
بغلش کردم و داشتم به خودم میگفتم
تنها امید این روزام حسینه🥹🌸💫
جالب بود که توی بغلم تکون نمیخورد
و خودشو چسبونده بود بهم 😢
انگار میدونه که خیلی روبه راه نیستم
میاد همش کنارم میشینه😢🦋

دیگه چند ساعت پیش بردمش نیم ساعت خانه بازی💒
بعدشم بردشم سلمونی🎀✂️
موهاشو کوتاه کردم👦🏻🫀
یه لیوان نی دارم براش خریدم و برگشتیم 😌😎
یکم حال و هوای جفتمون عوض شد 💗✨️

اره خلاصه این روزا فقط به خودم میگم
فاطمه این روزاهم میگذره
و همین شرایط سخت‌ باعث میشه تو رشد کنی 🌱🍃
بزرگتر بشی و صبور تر 🌸🌱

آره؛ 🪞🪄
حقیقتش اینه که بخاطر بچه هامون هم که شده
باید حال خودمونو خوب نگه داریم
چون که ما مادریم❤️👶🏻🧸

خب شما چطورید؟؟🦋💎