۸ پاسخ

دخترت و به هیچ عنوان تنها نفرست نه چون حانواده همسر حتی اگ تو خانواده خودتم پسر هست تنهاش نزار
اینکه دوست داری بری یا نه کاملا شخصی ولی بهتر با همسرت رتجب این موضوع صحبت کنی ک صلاح نیست دختر بچه بدون مادرش جایی باشه

برو دخترت تنها نفرست

بخاطر سلامت روح وجسگ بچت برو

امان از دست این بچه ها پسر منم سر همین موضوع اعصاب نذاشته برام

دخترت چند سالش هست،؟

برو اشکال نداره

بچه رو تنها نفرست ،خودت برو.یا تنها نفرست

اگه میدونستم مواظب بچم هستن و دوسش دارم بچه رو می‌فرستادم خودم نمیرفتم

سوال های مرتبط

مامان آوینا.آریا🌈 مامان آوینا.آریا🌈 ۴ ماهگی
الان بچه ها خوابیدن . رفتم دیدم بی بی چکه پر رنگ تر شده . به شوهرم گفتم منو میبری تو این یکی دو روز آزمایشگاه گفت چرا . گفتم پریود نشدم بی بی زدم فک کنم مثبت باشه . داشت بازی میکرد با گوشیش دیدم یه لحظه گوشی از دستش اوفتاد دیگه جوابمو نداد . چای آوردم نگام نکرد. گفتم مهدی یدیقه نگام کن کارت دارم . بدونه اینکه نگام کنه گفت میری میندازی اگر چیزی هست. بخواب بزار بخوابم 😭😭 اومدم زیر پتو گریه میکنم .‌ از دردش میترسم فقط . خدایا از گناهش میترسم . از خریت خودم موندم . ایکاش میشد بمیرم . این چ ظلمی بود آخه چجوری میشه . سر بچه اولم سه سال جلوگیری طبیعی داشتم بعد خواستم اقدام کنم دکتر گفت شوهرت ظعیفه و تعداد اسپرمش کمه . امکان داره بخوای آی وی آف کنی . برادرهاش هم همینجور بودن جاری بزرگم بعد از ده سال ای وی آف کرد بچه دار شد . وسطیه بعد از سه چهار سال اقدام . من بعد از شیش ماه اقدام حامله شدم با کلی نذر . بعد از دخترم یه سال دستگاه گذشتم هیچ جوره نساخت . قرص خوردم حالم بد میشد . کاند..وم حساسیت داشتم . خلاصه سه سال طبیعی جلوگیری کردیم . یه مدت من بچه خواستم اون نخواست و یه دور اقدام کردیم یهو کار شوهرم به مشکل خورد ول کردیم . بعد من همینجور اول ماه و آخر ماه رابطه آزاد داشتم چون تخمک گذاری نبود و زد حامله شدم . شوهرم انداخت گردن من ک تو نباید ریسک میکردی و فلان .حالا عیب ندارع . الآنم زایمان کردم بخدا بعد از زایمان دو بار پریود شدم . یه باار سه ماه پیش رابطه داشتیم با جلوگیری . یه بار هم ده پونزدع روز پیش . 😭 چجوری آخه باید حامله بشم با جلوگیری . از پریود گذشته . علائمم دقیقا مثل حاملگی دوممه😭😭
مامان جوجوی من😍 مامان جوجوی من😍 ۵ ماهگی
سلام خوبید حالم خیلی گرفتس گفتم با شما در میون بزارم خالی شم خیلی عبصبی ام دوس دارم دعواکنم گفتم ک بعد ۱۳سال باردارشدم پدر شوهرم اصلاااا نگاه دخترمم نمیکنه کادو هم بش نداد الان دخترم ۴ماهشه نگاشم نمیکنه اصلااا بعد جاریم بعد یک سال بار دار شد دخترش بعد چهل روز برد خونشون همون موند ک بخوردش اول اون باردار شد البته الان دخترش ۲سالشه بعثم حسادت ب اون دختر بچه نیست دلیل کار پدر شوهرمو خاستم بدونم این جاریم ی زن داداش داره خیلی فضوله براشم خیلیی مهمه خونه پدرشوهرم جاریمو دوس داشته باشن وقتی من باردار بودم هی میومد ب مادر شوهرم میگفت نکنه بچه این بیاد دنیا دیگه اون نوتو نخای از این حرفا بعد ک دیدم واقعا همه دارن با بچم سرد رفتار میکنن تصمیم گرفتم سر کتاب بردارم برا دخترم ک بعله این خانم بی همه چیز ذات خراب برا دخترم دعا کرده ک از چشم پدر شوهرم اینا بیوفته ملا گفت اره چیز پاشیدن در خونتون دعا چشم نظر ک ب چشم بیاد خیلی برا دخترت انجام دادن در حدی ک دسش نمیرسه وگرنه بلایی سر بچت میارن بنظرتون من چیکار کنم😢
مامان امیر حسین مامان امیر حسین ۶ ماهگی
خیلی حالم بده دوست دارم بمیرم اصلا نه خوشی بهم اومده نه هیچ اون از بارداریم اون از زایمانم سه بار شکمم وا شد این از اینکه همش خونم میرم تا خونه مادرم که بینمون یک ساعت راهه هر دفعه به چیزی میشه اون دفعه ماشین خراب شد ۷۰ ملیون خرجشه الآنم رفتم همش پیش بچم بودم بی‌قراری میکرد ۴۸ ساعت نخوابیدم رفتم تا مبل نشستم بچه رو شکم بود خسته شده بود به خواهرم گفتم برعکس کن به کمر این اومد برعکسش کنه یهو از دستش افتاد خورد محکم زمین فاصله اینقدر بود که تو عکس گذاشتم بعد شروع کرد گریه دو قطره هم بالا اورد( بچم رفکلاس شدید داره ) بعد یهو خوابید هر چقدر بیدارش کردم آب زدم بهش بیدار نشد با گریه بردمش دکتر
خواست بستری کنه چکش کنن بعد گفت دکتر نه بچه خوابه برو اگه بالا اورد غیر طبیعی بیارش منم اوردمش بیدار شد خندید بازی کرد ولی بالا اورد مثل همیشه خیلی خودش بالا میاره دیگه به شوهرم گفتم آوردم خونه کلیم حرف بارم کرد ولی هنوز نگرانم تروخدا بگین چه کنم؟😔