واقعاکه راست میگن بهشت زیر پای مادراست
من چندروزه اومدم خونه خاهرم دوتا خاهرام هستن یکی مجرده یکی هم ازدواج کرده ولی هنوز بچه نداره بچه دار نمیشه (اینا خاهرای تنی نیستن بخاطر همین کمتر همو میبینیم از وقتی هم بچه اوردم نیومدم خونه شون حالا اینا تعجب کردن میگن ما غلط بکنیم بچه بیاریم تو که نه درست میخابی نه بچه میزاره درست غذا بخوری نه به خودت برسی وبیرون هم که میریم اذیتت میکنه اصلا اینا عجیب دلشون برامن میسوزه😂😂
ولی من اصلا اینا برام مهم نیس تنهاچیزایی که برام. مهمه اینه که دلارا خوب غذاشو بخوره دلارا زمین نخوره و خیلی ازنکرانی های دیگه که همه مون داریم
واقعا چی بوده این مادر
الان که خاهرامو میبینم یادم میاد که چی بودم و چی شدم و چقددارم از خودگذشتگی میکنم و چقد هم راضی ام و واقعاهم دوران شیرینیه مادر بودن خیلی خوبه اینو کسایی که مادر نیستن درک نمیکنن
بهشون میگن اشکال نداره همین دوسال اولش سخته به بعد خوبه دیگه سختی نداره میگن خب این دوسال بدنت داغون میشه فکر اینو نکردی 😅😵‍💫

تصویر
۹ پاسخ

مگه خوشیا موندن که حالا سختیا بمونن ایناهم تموم میشه دوباره میخوابی دوباره میخوری خونه مرتب میشه اما بچگی بچه ها دوباره برنمیگرده 😊 تامیتونی بهش عشق بده توداری یه دختر قوی و مستقل برای اینده پرورش میدی شاید این رسالت توباشه 🌹

ولی با تمام این سختی ها بدون این فرشته کوچولو ها خونه صفا نداره 🥲

اونا هم چون تجربه نکردن یه چيزي گفتن
همه ی ما قبل اینکه تجربه نکرده بودیم همین بودیم..
نگرانی هامون دقیقن از همون روز اول بارداری شروع میشه تا اخر اخرش 🥲❤️

فرشته من عاشقت شدم ماشاا‌. نازی

وای اخه چرا من اینقد دوست دارم خیلی نازی و قشنگی شبیه نگار تو عشق ابدی😁🥰

همه ی این سختی ها ب یک لحظه وجودش توی خونه می ارزه . من وقتی به یکسال اول ازدواجمون ک بچه نداشتم فکر میکنم میبینم چقد از صبح تا شب حوصلم سر میرفت تنها .

چقد قشنگ نوشتی 😭😭😭❤️❤️

چون تجربه ندارن نمیفهمن انشا الله خودشون صاحب همچین گلی بشن بعد میبینن بهترین لذت آرامشه نینیمون هست

خدا بهت سلامتی مادره مادرمهربون

سوال های مرتبط

مامان قند مامان قند ۱۱ ماهگی
مامانا یک دردودل بگم من بعد هشت سال بچه دار شدم اما تو کل بارداری خونه مامانم استراحت میکردم نه جشنی گرفتم نه عکسی بعد زایمانم تا همین الان واسه پسرم نه جشنی گرفتم نه اتلیه بردم هنوز فقط خرج همین روزمره اش بوده تابحال الان واسه تولدش خیلی دلم میخواد واسش تولد بگیریم اما خونه خودم کوچیکه خانواده من نهایت ۶ نفرن اما خانواده همسرم بالای سی نفرن شام بدم همراه تولد خیلی سنگین میشه عصرونه بگیرم یا بعد شام ؟یا کلا تولد ببرم اتلیه و سه نفری باشیم ؟ هرکسی یک نظری داره مامانم اینا میگن اولین سالشه تولد بگیرم اما عصرونه مادرشوهرم اینا که کلا میگه بچه ما پول نداره اصلا نگیر خیلی خرجش میشه الان نمیفهمه بزار سال دیگه
اما میدونم سال دیگه هم باز میگن بزار سال دیگه چون کلا هرخرجی میخوایم بکنیم میگن نه واجب نیس الان نکنید الان نداره و.....اوووو دیوونم کردن
حتی میگن بچه تو زرنگه یکسالونیمه شد از پوشک بگیرش که یعنی دیگه نخواد پسرشون پوشک بخره حالا این حرفاشون زیاده بیخیال شما بگید واسه تولد این جوجه چکار کنم ؟
مامان ایلیای من🫀 مامان ایلیای من🫀 ۱۳ ماهگی
۲ روز دیگه پسرم ۱۱ ماهش میشه از دوماهگی که آوردیمش خونه تا همین الان من و باباش شیفتی میخوابیم شبا اون بیداره روزا من..اوایل که بخاطر کوچولو بودنش و ترسمون اینکارو میکردیم ولی بعدش دیگه اصلا نشد هیچوقت دوتامون تو یه زمان بخوابیم از بس اذیت میکنه نمیذاره هیچکس استراحت کنه مادرشوهرم هر دفعه میریم خونشون تعجب میکنه که بچه دیگه یه سالش داره میشه ینی چی نمیذاره بخوابید و شیفتی میخوابید میگه ما اونموقع بچه هامون شیرشونو میخوردن سرشب دوتا تکونشون میدادیم میخوابیدن تا صبح نه بیدار میشدن نه جاشونو جیش میکردن بعد من بهشون میگم اونموقع بچه داری آسون بوده که همه پنج تا پنج تا میاوردن میگن نههه پس ما چگووونه بچه بزرگ میکردیم خب اینگونه بچه هاتون امامزاده بودن بعد الان ما یه داد نباید سر بچه بزنیم اصلا نباید از خستگی کلافه و عصبی بشیم در حالیکه شوهرم کتک هایی که سر موضوعات پیش پا افتاده رو برام تعریف میکنه اونم کمربند و شیلنگ واقعا شاخ در میارم چجوری یه پدر مادر انقد سنگدل بودن الان به ما میگن خب بچه اسسسس😐خب بچهه میخوووره میخوااابه این ساده ترین کاراییه که یه بچه باید انجام بده وقتی سر همینام آدمو دق مرگ کنه ینی آدمیزاد حق نداره بگه خسته شدم حق نداره دوتا داد بزنه خودشو خالی کنه😏
مامان karen مامان karen ۱ سالگی
سلام دخترا کسی هست بچش هشت نه ماهه باشه دوباره باردار شده باشه؟؟؟ من برا بارداری اولم کلی درمان کردم ،کلا از دوران مجردی تنبلی تخمدان داشتم و پریودم هم نامنظم بود بعد از زایمانم پریود نمی‌شدم از چن نفر هم پرسیدم میگفتن که طبیعیه و ممکنه تا یکسال هم پریود نشی چون سابقه هم داشتم خیلی پیگیر نبودم خلاصه وقتی به خودم اومدم حامله بودم تو ماه پنجم و زمان غربالگری دومم بود الان شدیداً استرس دارم از اینکه چطوری به دوتا بچه برسم چون تو شهری زندگی میکنم که کسی نیست کمکم باشه موقع بیرون رفتن و اینا شوهرم هم همش سر کاره پدر و مادر هم نداره ،خلاصه استرس ایتچنو دارم که بعد زایمان با دوران افسردگی و مسولیت دوتا بچه تنهایی چه کنم ؟؟چطوری از پس دوتاشون بر بیام از الان نگران اون شبی ام که باید بیمارستان باشم و کارنو تنها میگذارم بعدش هم که میام خونه با شکم پاره تا چن وقت نمیتونم درست بغلش کنم بچمو این وسط به این خیلی بی توجهی میشه،لطفا کسایی که تجربه این شکلی دارن بیان بگن چیکار کردن مخصوصا روزای اولو🥹🥲😔