تجربه زایمان ۲
از ساعت ۵ و نیم که اولین سرم رو سعی کردن بزنن برام تا ساعت ۱۰ و نیم ۱۶ جای دستمو سوراخ کردن دستم ورم کرده بود رگم پیدا نمیشد یا دانشجوها میزدن بلد نبودن
از اول تا آخرم که معاینه ها برام خیلی عذاب آور بود خلاصه که دردا دیگه از ساعت ۱۰ به بعد غیر قابل تحمل شد برام از اول به سرمم آمپول فشار زدن اما دهانه رحم خیلی دیر باز شد هی معاینه میکردن میگفتن نهایت یه ساعت دیگه اما هیچ خبری نمیشد کنار تخت ورزش میکردم از ۵ سانتم گاز بی حسی گرفتم موقع درد نفس میکشیدم اما به نظرم اصلن امتحان نکنین نمیدونم دردای من زیاد بود یا واقعا هیچ تاثیری روی کم شدن درد نداشت فقط من گیج بودم همش و نمیفهمیدم ساعت چجوری میگذره ولی همه دردارو تا مغز استخوان حس میکردم
نمیتونستم جیغ نزنم و داد نزنم نه تکنیک تنفس نه ورزش نه آب گرم هیچکدوم روم اثر نمیکرد تا دردام میگرف صدام میرفت بالا همش از ماماها میپرسیدم مثل من تاحالا دیدین؟؟ به نظرتون من میتونم زایمان کنم؟؟ همش میگفتم خدایا من درد قبلش داره جونمو میگیره چجوری بچمو دنیا بیارم اینقدر به خدا التماس کردم بچمو سالم به دنیا بیارم و اینقدر گریه کردم اخریا دیگ اشکم در نمیومد فقط صدام بالا میرف
گاز بی حسی رو منم تاثیر نداشت
کدوم بیمارستان
وای من از الان فک میکنم ک بخوام خداحافظی کنم گریم میگیره ک شاید دیگه نبینمشون🥺🥺🫠
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.