۱۰ پاسخ

شوهرمن چسپسده گوشی عاشق بچه هام ولی خونسردی تمام توگوشی اینقدر حرص میخورم بچه توخونه زمین بخوره هیچ هرکاری کنه نه انگار من اشپزی میکنم بغل میارم پذیزایی هی بغل

چرا این مردا اینجورین. منم به شوهرم اصلا اعتماد ندارم هروقت دخترمو با خودش میبره ۳_۴ بار بهش هی زنگ میزنم حواست هست بهش. که یهو یادش نره دخترمم همراهشه😅

این ک شوهر منه

ای وا خدا رحم کرده من بودم سکته میکردم😬

من تو حیاط بودم شوهرم با مادرش و پسر پنج سالم میرن از در حیاط بیرون پسر هجده ماهم همراهشون می‌ره درو داشت می‌بست گفتم بچه داره میاد ........ده دقیقه بعد یهو صدا داد و فریاد از کوچه میومد یهو دلم ریخت دویدم تو کوچه همسایه با حالت دعوا اومد سمتم بچه ول کردی کوچه رفته دم رودخونه که پر از آب بود نشسته .مرد گنده و مادر شوهرم یه سرشون برگردونن پشتشون چه خبره رفتن خونه مادر شوهرم درم پشت خودشون بستن بچه موند کوچه .حالا ریختن سرم تو مواظب نبودی .من کجا بودم تو مرغدونی کار حیوونا رو میرسیدم

چه وحشتناک تصورشم بده واقعا، ولی کلا مردا تک بعدی هستن خیلی اعتماد نکن همشونم همینجورن

شما اون آقا هیچ کاری نکردید بگید چرا دست بچه منو گرفتی ببری

چقد بی مسولیت😐😐😐

جدی میگی 🤭😂

الان حال شوهرت خوبه
نگرانش شدم
🥴🥴🥴😂

بعد تو چیکار کردی😐💔

سوال های مرتبط

مامان رایان مامان رایان ۵ سالگی
ما خونمون مورچه ریز یک ماهه زیاد میاد . امروز صبح رفتم دسشویی دیدم سه چهار تا مورچه خیلی ریز تو دسشویی هست حوصلم نیومد بشورم برن . پسرم همیشه میره دسشویی ی قطره میبینی میپاچه رو سرامیک جلوی کاسه . من ساعت 5 رفتم دوباره دسشویی دیدم رو سرامیک همون دور و بر ی قطره جیش پسرم و رو جیش پسرم یدون مورچه ریز هست و توی کاسه سه چهار تا مورچه خیلی ریز هست .
شستم رفتن اصلا یدون مورچه ام نزاشتم بمونه دور اطراف رو نگا کردم ببینم نمونه و خوب شستم .
دسشویی ما تقریبا بزرگه و ب پسرم گفتم اومد رفت رو سرامیک گوشه ک خشک خشک بود آب نخورده بود اصلا جیش کرد گذاشتم موند تا نیم ساعت اصلا خبری از مورچه نبود حتی یدونه .
ولی ده دقیقه پیش رفتم دیدم مورچه دو سه تا اومده باز
همونطوری ریز و خیلی فاصله داره با ادرار پسرم همین الانم دارم نگا میکنم اصلا اصلا نمیرن سمت ادرار فقط زیر در دسشویی تو ی جای نیم متری دارن می‌گردن برا خودشون با ادرار تقریبا یک متر فاصله دارن اصلا نمیرن سمت ادرار .
ب نظرتون با این گفته هام پسرم دیابت داره زبونم لال ؟ شما اطلاعی دارید در این مورد
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک
بیاین حرف بزنیم دلم گرفته.....کسی هم نیست بهش بگم...از دیروز که تولد دخترم بود خونواده ی شوهرم با دایی شوهرم و خانومش اینا خونه ما بودن و تولد گرفتیم امروز صبح گفتن بریم بیرون ....رفتیم بیرون اونجا دخترم وسایل خواست گفتیم نه گریه کرد بعد راضیش کردم بریم بازی کنه گفت باشه مادر شوهرم هم هی می‌گفت یه کم بازی کن بریم با اونا بگردیم بسه بسه اینم گریه میکرد که نه بذار بازی کنم خلاصه از اونجا رفتیم جای دیگه و نمیدونم بهش چی گفت یهو جیغ زد سوار ون نمیشم گریه کرد ...یهو عموش برگشت گفت اونقدر بچه رو هیچ جا نمیبرن فقط گریه می‌کنه اینجوری می‌کنه...در حالی که همیشه همه جا بردیم منم زل زدم تو چشماش گفتم چرا اینجوری میگی این همه بیرون رفتیم حالا یه بار گریه کرده اینجوری می‌کنی ..منم ناراحت شدم چیز میز گرفت نمی‌خوردم چون اصلا انگار بغض داشتم ولی سعی میکردم معمولی نشون بدم خودمو ولی خیلی ناراحت شدم...همین که بچه گربه می‌کنه یه جوری گارد میگیرن رفتار میکنن که اه شروع کردی یاد گرفتی واسه همه چی گریه می‌کنی تورو نمیاریم ..واقعا ناراحت شدم
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..