۹ پاسخ

ببین کم کم پستونکشو قیچی کنی خودش ولش میکنه

پسر من ب شیشه اینجور وابسته بود
اول روزا شیشه کم کردم بعد خواب ظهر قطع کردم گفتم بابا گفتم بخره نداریم الانم تو مرحله شبیم

من تا دو هفته روزا رو ازش گرفتم و بهش میگفتم فقط واسه خواب باید بخوری، بعد چیدمش که دیگه به خواب هم نخوره اما میخورد،دیگه ندادمش و بهش گفتم دیگه نباید نانا بخوری بده هیچکس دیگه نمیخوره، خلاصه که تا ۱ هفته خیلی شدید گریه میکرد وبی تابی می‌کرد واسه خواب همش تو ماشین خوابش میکردیم ومیاوردمش خونه، تا ۱ ماه هم لجباز شده بود و زیاد گریه میکرد اما الان دیگه اوکی هس

من فعلا روزا قطع کردم میگم پیشی برد واسه نی نی هاش شب که میخوای بخوابی برات میاره
یکماهه هنوز عادت نکرده روزی ۱۰ بار دنبالش میگرده و روزی ۱۰ بار باید بگم پیشی برد و فلان
خدا رحم کنه چطوری میخوام شبا قطع کنم نمیدونم...

خیلی چالش سختیه من در هفته سه تا پستونک میخرم پاره میکنه با دندونش
تصمیم گرفتم ازش بگیرم طول روز ندم بهش سرگرم باشه اصلا نمیره سراغش ولی موقع خواب باید بدم و وقتی نمیدم عصبی میشه گوله گوله اشک میریزه بهانه میگیره حتی سرش رو بریدم غصه میخورد بهم نشون میداد نتونستم بگیرم ،😔

منم همینطووور🥲🥲

من دخترم خودش رفت انداخت بیرون گف پیشی برد نی نی بده دیگ نخورد😅
ولی سرشو یکم خراب کن ببینه خراب شده دیگ نمیخوره ولی خب یکی اضاف داشته باش اگ خیلی دیدی داره اذیت میشه بهش بدی ولی خب اگ بهونه گرف حواسشو پرت کن

من اول روزا ازجلو چشمش کمکم برداشتمش مثلا روزی یه ساعت یه ساعت بیشترش کردم تاکامل توروز دیگه پستونکشونمیدید موقع خواب هم اول خواب ظهر رو قطع کردم بعدکه عادت کرد خواب شبشو قطع کردم یه ماه طول کشید ولی اینجوری نه من زیاد اذیت شدم نه دخترم اولش برای هرمرحله ش خیلی نق میزد ولی باید مقاومت کنی

من امروز نصفشو پاره کردم .تا الان گریه میکرده هی میزاشت دهنش مینداخت بیرون اخر کارم کرد دهنش خوابید😭

سوال های مرتبط

مامان 𝑀𝑒𝒽𝓇𝓈𝒶𝓂 مامان 𝑀𝑒𝒽𝓇𝓈𝒶𝓂 ۲ سالگی
مامان بردیا مامان بردیا ۱ سالگی
#پستونک
#پوشک
#فرزند آوری
#بیاین نگا کنین😒

خب خانوما بیاین بگین بردیا رو چجوری از پستونک بگیرم واقعا موندم چیکار کنم خیلی تلاش کردم سر پستونک رو قیچی کردم تلخک زدم زرد چوبه گفتین بزن تا بدش بیاد هیچ جوره بیخیالش نمیشه الآنم پستونکش یکم پاره شده خودش اما بازم میخوره از یه طرفم خیلی میترسم از پستونک بگیرمش اذیتم کنه الان با پستونک فقط آروم میشه شیرشم خیلی وقت پیش گرفتم یه سالو دوماهگی اینا بود اما به پستونک خیلی وابسته اس روزا هم حواسشو یه جوری پرت کنم یا با یه بدبختی ظهرا بدون پستونک بخوابونمش شبا خیلی اذیت می‌کنه موندم چیکار کنم الان با این پستونک یه جورایی به آرامش میرسه اما بعد پستونک موندم باید چیکار کنم کیا پستونک رو گرفتن کیا هم نگرفتن تا کی تصمیم دارین نگیرین من واقعا تصمیم نداشتم بگیرم اما با خودم میگم خب تا کی آخرش ک چی اما همش استرس اینو دارم اگرم موفق شدم بگیرم بعدش چجوری باید ارومش کنم هوف بخدا از همه چی سخت تر همین مرحله اس همش استرس همینو دارم بعدش باید چیکار کنم اصلاا چجوری بگیرمش هر کاری میکنم بازم میخوره یه بار سر پستونک رو کامل قیچی کردم ک هیچی نباشه بازم کلییی گریه یه بلایی سرم آورد ک بازم بهش دادم 🥲🥲بیاین حرف بزنیم بگین چیکار کنم ک بعدش پشیمون نشم یا اصلا نمی‌دونم باید چیکار کنم پسرم حرف هم نمیزنه فقط در حد مامان بابا و آب و نکن از اون نه داغ کو اینارو میگه از یه طرفم میشه شاید بخاطر همین پستونک باشه ک حرف نمیزنه اما دائم هم دهنش نیس شبا موقع خواب میخواد ندم دیووونم می‌کنه باباشم اصلا خونه نیس ک یکم همکاری کنه بهم تنهایی کم میارم روزا حالا یه جوری میتونم سرشو گرم کنم