سوال های مرتبط

مامان 💗tiyanaz💗 مامان 💗tiyanaz💗 ۶ سالگی
مامان پارسا مامان پارسا ۵ سالگی
فرزندپروري
مامانا وقتهايي كه خسته ميشين بي حوصله ميشين ديرتون ميشه مثلا و بچه به خرفتون گوش نميده و گاهي مجبورين سر بچه داد بزنين
شوهري كه حتي ده درصد ازكارهاي بچه رو گردن نميگيره هيچ نقشي توو خونه نداره آيا حق داره بگه نبايد صداتو براي بچه بلند كني؟
مثلا توو اوج خستگي و خواب الودگي دارم مسواك بچه رو ميدنم و بچه شيطنت و ادابا ي درمياره اقا بشينه رو مبل باخيال راحت هويج و خيار گاز ميزنه خرچ خرچ كوفت ميكنه من نبايد حتي به شوخي بگم پسرم يجا بمون
حق داره بگه نبايد صداتون توو خونه باشه؟ حق داره به تربيت بچه گير بده بگه درست تربيت نشده كه به حرفت همون دفعه اول گوش نميده؟
نميدونم حق بااونه يا من😞
اصلا توو هيچ كار بچه همكاري نداره سرش به كار خودشه ميگه اصلا هم نبايد صداتون توو خونه باشه خودشم ميگه من به بچه هرچي بگم بايد بگه چشم وچشم اگر نمگيه يعني تو و مادرت درست تربيتش نكردين
ميگه اصلا هم كاري به من نبايد داشته باشين
نميدونم با موندنم توو اين زندگي و سكوتم دارم كار درست ميكنم يا اشتباه
ميگم اگر جدا بشم چيكار كنم باز الان بچه روزي يه ساعت ميبينتش
جدا بشم بايد خونه و ماشين رو هم نصف كنيم مهريه بده هم كه نيس
مامان نرگس مامان نرگس ۵ سالگی
سلام..مامانا اعصابم خیلی خرده..دخترم به حرفم گوش نمیده..ما خونه یکی از فامیل ها هیئت بودیم سه شب بود که ما دو شبش رو رفتیم..از قبل به دخترم کلی حرف زدم که جای بازی نیس و اروم باش و اینا..روز اول که رفتیم با بقیه بچه ها افتادن بهم.. سروصدا کردن.. منم همش بهش تذکر دادم.. اخر سرم یه کاره رفت به صاحب خونه گفت شکلات ندارید؟؟ من خیلیی خجالت کشبدم.. چون ظرف شکلات هم که اورد جلوش به جاش ادامس برداشت..برگشتیم خونه گفتم اگر قراره این کارهارو کنی فردا شب نمیریم.. و بستنی و پارک هم فعلا خبری نیس.. شب دوم نرفتیم...امشب هم که رفتیم دوباره افتاد به بچه ها یهو وسط عزاداری با صدای بلتد بچه هارو صدا زد..منم عصبانیشدم رفتم تو اتاق بهش گفتم اینجوری قول دادی و پاشو بریم و اینا.. گفت نه بمونیم.. منم دستش رو یکم فشار دادم گفتم اصلا برای چی با بزرگتر از خودت و پسرا بازی میکنی.. خیلی اعصایم خرد شده.. واقعا انگار دارم با دیوار حرف میزنم.. خسته شدم ازبس حرف میزنم و تذکر میدم اونم کار خودش رو میکنه...اینم بگما..تو اون جمع فقط من داشتم به بچم تذکر میدادم...یکی از مادرا که داشت کمک میکرد و بجه اش زیاد صدا میداد اصلا عین خیالش نبود.. حالا همش عذاب وجدان دارم که من چرا دخترم رو همش دعوا میکنم اینجور جاها..
مامان آرشا مامان آرشا ۵ سالگی
دوستان راهنماییم کنید من خیلی خستم فرسایش روحی روانی گرفتم از بس که پسرم نافرمانه و هیچ حرفی رو گوش نمیده و مدام کارای بد به عمد میکنه که بشین نکن بهش بگم خسته شدم کلافه شدم دلم ارامش میخواد
ایقد براکارای خوبش تشویقش میکنم ولی بیفایده اس به عمد اون کارو که تشویقش کردمو برعکسش انجام میده که بگم نکن
ایقد اروم و باحوصله بودم ولی چندمدته بی حوصله ترین شدم بخاطر کاراش
به حدی اذیتم میکنه که همه میگن هیچ بچه ای این کارا نمیکنه و البته خودمم. توی همسن و سالاش اصلا ندیدم که در این حد نافرمان باشه
حتی از خستگی زیاد و تموم شدن تاب و تحملمون چندین بار کتک خورده و حتی تهدید شده و ترسیده ولی انگااار نه انگار
موندم چکار کنم
دگه به مرحله ای رسیدم مه هم به اون هم خودم دارم اسیب میزنم
حتی ارزوی بیرون رفتن یا دورهمی باخیال راحت دارم
توماشین هم که دور میزنیم یه کاری به سرکون نیاره که صدبار پشیمون میشیم از بیرون رفتنمون
منم ادمم نیاز به ارامش دارم دگه موندم چطو باهاش رفتار کنم
جایزه و …بیفایده اس برا یه لحظه اش هس😔😔😔😔😔😔