۹ پاسخ

برای بچه ی من سخت گذشت ولی

برای هربچه ای ی جوره میدونی خداروشکر ک اوکی بود برای نینیت
من ولی بچم یه هفته کامل توتب شدید سوخت وبعداون سرمای شدید خورد
۳ باربردمش دکتر وهیچی لب نمیزد هیچوقت توواکسناش اذیت نبودم ولی این ۱۸ پدرم دراومد

برا پسر من راه رفتن واقعا معجزه بود

انشاللع بسلامتی و
واکسن بارداری ماه جونی😍😁

آره خداروشکربرای ماهان هم راحت بودانقدرکه مادرا استرس دادن به من ازترسم میخواستم برم شیاف بخرم براش روزاول۴ساعتی پاراکید دادم وروزدوم ۶ساعتی یکم پاش لنگ زد ویکم تب کردباپاراکیدکنترل شد

پسر من که صبح زدم براش،ازساعت یکونیم ظهر دیگ راه نمیره.نیم ساعت قبل و بعد استامینوفنش هم بهونه میگیره هی گریه میکنه جیغ میزنه

عزیزم چیکار کردی که زود حرف زد؟؟

دختر من واکسن دستشو چهارشنبه زدم واکسن پاش چون نبود امروز زدم خداروشکر خوب بود تبش زیاد نبود هر ۴ ساعت استامینوفن دادم امشب موقع خواب چون لامپو خاموش کردیم خیلی گریه ورد بالا آورد یه ربع قبلش استا داده بودم الان خوابه منم بیدارم دمای بدنشو چک میکنم که اگه تب داشت شیاف بزارم. خداروشکر خوب بود خیلی اذیت نکرد انشاالله که فردا هم خوب باشه تب و درد نداشته باشه. انشاالله برای همه کوچولوها سبک باشه واکسن

اینجا که میگن راه بره خوبه

😍😍یکم اول بچلونش جا من😍دخترمنم موقع واکسن میگفت وای پا درده😂😂

سوال های مرتبط

مامان معجزه مامان معجزه ۱ سالگی
خب از واکسن ۱۸ماهگی پسرم بگم براتون مامانا
پسر من خیلی بد واکسنه .یعنی ۴تا واکسن قبلیارو که زدیم بشدت تب میکرد و اذیت بود .و هیچوقت شربت پاراکید تبشو پایین نمیاورد .یا باید شیاف میزاشتم یا پروفن میدادم .دیروز ساعت ۱۰ واکسنشو زدیم اومدیم خونه ی بابام اینا کلی توپ بازی کرد و بدو بدو کرد .ساعت ۲خوابید ولی انگار یکم بی قرار بود ‌ساعت ۴بیدار شد سرش داغ بود ولی از پیشونی و اینا تب نداشت .خیلییییییی پاش درد میکرد .مرتب هر ۴ساعت پاراکید دادم .اصلا نمیزاشت کمپرس سرد براش بزارم
خیلی بی حال بود و بشدت درد داشتو از دیروز ۱۰ صبح هیچی بجز شیرم نخورد .خداروشکر شب تب نکرد شدید و با همون پاراکید کنترل شد .فقط پاش درد داشتم و چون عادت داره تو خواب هی تکون بخوره نمیتونست بخوابه .دیدم خیلی درد داره یه بار بجای پاراکید پروفن دادم .۲ساعت خوابید ۶صبح بیدار شد دهنشو نشون میداد که گشنشه .یکم نون بهش دادم قشنگ خورد ۸بیدار شد و حالش خوب بود .فقط تا الان خیلی بامزه لنگون لنگون راه میره 😂و یکم میترسه زمین بزاره پاشو
خداروشکر تا الان این واکسن برامون مثل قبلیا خیلی سنگین نبوده چون واقعا از شدت استرس این واکسن قلبم درد میکرد
مامان پناه جان🤍 مامان پناه جان🤍 ۱ سالگی
خلاصه ای از امروز من و خوشگلم
صب ساعت ۸ بیدارشد اومد پیشم مث اینک من هرچند دیقه چشممو باز میکردم میدیدمش ولی قدرت بیدارشدن نداشتم
ساعت ۹ بهش صبونه دادم یکم کتاب خوندیم حدود دوساعت خوابید یمیوه خورد ساعت یک ونیم ناهار دادم بهش استامبولی بود فقط سیب زمینی و ماستو دوتا تیکه مرغشو خورد
ساعت ۳ بهش میانوعده دادم واسش چیز کیک درست کرده بودم قسمت اولشو دوست داشت ولی دومین ردیفو یکم سخت خورد یکم بدو بدو بازی کردیم خمیر بازی کردیم توپ بازی کردیم خسته شد رفتیم حمام اومدیم بااینک خسته بود چشم روهم نذاشت انقد جیغ زد گریه کرد مجبور شدم ببرمش بیرون ساعت ۴وتیم اینا بود رفتیم بیرون ۳ تا کتاب و این چرخونو واسش خریدم خواستیم بیایم خونه دیدم کالسکش بسته نمیش مجبورشدیم تاخونه حدود ۱ساعت و نیم پیاده اومدیم🥲🥲🥲پدرم دراومد واس پارکش کیک درست کرده یودم ک نخورد توراه ی شیر خریدم خورد اومد خونه از مادرحونش مویز گرف یکوچولو
شامشم ساعت ۹ بود یکم برنج و گوشت و گوجه و هندونه خورد
اومد پایین یکم همین گردونو بازی کرد مسواک زد الان خوابید
ومادری ک پاهاش از پیاده روی زیاد با کفش نامناسب نابوده😂