۷ پاسخ

منم شدید دلم میخاد از شیر بازش کنم ولی نمیشه وابستس

شیر شب از پستونک سختتره🥲

سامین خیلی وابسته هست نمیدونم کی جدا کنم

چجوری شبا بدون پستونک میخوابونیش

وااای خوشبحالت من نمیدونم چجوری ترکش بدم پستونکو

مال منم شدید وابسته پستونکه جوری که شبا یهو داد میزنه بس بس 😫😫😫موندم چیکار کنم اصلا آمادگیشو ندارم از پستونک بگیرم

منم دخترم اگه پستونک رو نبینه دیگه نمیخواد.فقطم موقعه خواب میدمش،اونم ندم هم میخوابه.ولی چون تازه شروع کرد دندون دربیاره بچم خیلی اذیته،پستونک باعث میشه اروم میشه.فعلا قصد ندارم بگیرم ازش🥲

سوال های مرتبط

مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
حالا در مورد شیر دادن و قطع کردن شیر الان خیلی هاتون میبینم میگید که ما شیر شب میدیم دکترا چرت و پرت میگن که شیر شب قطع بکنی ماها قبلا می‌خوردیم چیزمون نشده پس ما هم به بچمون میدیم و هیچیش نمیشه .اصلا سیاه شدن دندون و اینارو من میزارم کنار کاریش ندارم
بچه بعد یکسالگی تازه شروع میشه وابستگیش به شما و همش می‌چسبه بهتون میخواد هی شیر بخوره اون جیغ میزنه سینه میزاری تو دهنش داد میزنه سینه میزاری دهنش که هیچی نگه این الان روش آروم کردنه؟واقعا این کار درسته؟شما باید تایم بزارید قبل یکسالگی هر دو ساعت ۳ ساعت یکبار بهش شیر بدید بعد ۶ ماهگی اگر تو تایم دندون دراواردن نیست شیر شب رو کنتر کنید تا یکسالگی که قطع کنید شیر شب رو چون بعد یکسالگی نابود میشید .من قبل یکسالگی از ده ماهگی تا یکسالگی به یک نوبت رسوندم بعد تو تایم دندون دراواردن شد دقیقا روز تولدش دندونش نیش زد و هر چهار تا دندون تو ۱۲ ماهگی دراوارد خب من یک ماه صبر کردم بعد که آروم شد شروع کردم همون یکی دو نوبت رو قطع کردم تقریبا بگم یک ماه زمان برد تا شیر شب قطع کردن گریه جیغ زدن پرت کردن شیشه همه چی داشت من خودم رو آماده کرده بودم بزای نخوابیدن و تمام این رفتارها بجای شیر بهش شیشه که آب داشت میدادم قند هم نمینداختم حالا بغل میکردم راه می‌بردم حتی تو کوچه می‌بردم لالایی میخوندم رو پام نمیمونه رو تاب نمیمونه تمام این یک ماه تو بغلم بود و جیغ میزد ولی خب کمتر میشد جیغاش ولی داشت چون شدیدا وابسته بود تا الان من شیر روزش هم شروع کردم کم کردن تا الان که دیگه با شیر نمیخوابونمش تا ۸ یا ۸.۳۰ شب شیر میدم و تمام میره تا فردا صبح که حالا ۶.۳۰ یا ۷ صبح بیدار بشه شیر بخوره و بخوابه
مامان نِلی مامان نِلی ۱ سالگی
تجربه‌ی از شیر مادر گرفتن کودک وابسته توی ۱۸ ماهگی
قسمت اول
نلی من از اولین روز زندگیش وابسته‌ی شیر مادر شد، در حدیکه دائما دوست داشت سینه بمکه و دکترش هم از دهمین روز گفت حتما زمان بندی داشته باشه و مصیبت بود اون روزا. شیرخشک نخورد و پستونک هم به زور تا سه ماهگی مکید و بعدش که انگشت شستش‌رو پیدا کرد دیگه اونم نگرفت. من دقیقا از سه ماهگیش استرس از شیر گرفتنش‌رو داشتم و هر ماه میگفتم ماه بعد میگیرم.
تا اینکه تو چکاپ یک سالگیش دکترش گفت تا ۱۸ ماهگی بده و بعدش یکی دو ماهه تدریجی قطع کن
بعد من اینجوری بودم که وا! مگه میشه تدریجی قطعا یهو قطع میکنم، اما...
توی ۱۴ ماهگیش شرایط اضطراری پزشکی برام پیش اومد که تو یه ماه باید شیر روز رو قطع میکردم. اول تعداد شیرروز رو کم کردم و دقیقا همزمان شد با تغییر الگوی خوابش از دو به یک خواب. بعد یک هفته وابستگی خواب روز به مکیدن شیر رو قطع کردم، درواقع میذاشتم انقدر خسته میشد و خوابش میومد تا میگرفتم بغلم و براش لالایی میخوندم و راه میرفتم تا میخوابید. البته بعضی روزا مقاومت داشت و شدید گریه میکرد اما سعی میکردم با توضیح شرایط و پرت کردن حواسش بخوابونمش