۶ پاسخ

من نبزدم پارک مامانم گفت نبر از صبح بغلمون بود پاهاش خشک شده تو خواب جیغ میزنه

ب کدوم پا میزنن فردا من میبرمش

از بعدظهر پا دردش شروع شد موقع راه رفتن میلنگه...از غروب هم تبش شروع شد فعلا خیلی تند نیست البته با پاشویه مدام دارم کنترلش می کنم

من پسرم آوردم به پسر بزرگم گفتم باهاش توپ بازی کن بعدش خوابید وقتی بیدارشد درد پاش شروع شده بود می‌ترسید زمین بگیره پاشو بردمش پیش بچه های فامیل حواسش پرت شد همونجور لنگ میزد وبازی کرد شب موقع خوابم زیاد اذیت کرد الان تب کرده

پس چرمندخدا وشکر تب نکرد ولی سه شب نخوابیدانقد بیقراری میکرد پدرمو دراورد

پسر من از حدود ساعت سه شروع به بهانه گیری کرد .
و از ساعتهای چهار و نیم با احتیاط راه می‌رفت .بعد دیگه پاش رو تکون نداد همش بغل بود
از ساعت هشت هم تب کرده شدید.با استامینوفن قطع نشد .براش شیاف گذاشتم یک ساعتی هست خوابیده ولی هنوز داغه.
منم راه بردم حدود نیم ساعت

سوال های مرتبط

مامان 🎀NILA🎀 مامان 🎀NILA🎀 ۱ سالگی
سلام از تجربه واکسن هجده ماهگی که تبدیل شده به غول گهواره
دو روز پیش نیلا هجده ماهه شد و باید واکسن میزد ولی من انقدر استرس داشتم که دلم میخواست حتی شده دو روز دیرتر بزنم😑
شوهرم ساعت یازده صب زنگ زد گفت آماده بشید بریم واکسن نیلا رو بزنیم دیگه سعی کردم خودمو جمو جور کنم و به احساساتم غلبه کنم خلاصه رفتیم ساعت دوازده نیلا خانوم واکسنش رو زد و بلافاصله بردیمش پارک توی پارک نذاشتم بره سرسره یا تاب بازی باهاش دنبال بازی کردم من میدویدم میگفتم مامانی رو بگیر کاری کردم تا میتونه راه بره و خداروشكر همکاری کرد و حسابی بازی کرد همونجا بهش ناهار دادم و آوردمش استامینوفن دادم و خوابید
بیدار شد منتظر پا درد بودم ولی مثل روزای دیگه مشغول بازی شد استامینوفن رو روز اول هر چهار ساعت دادم شب از ترس تب تا چهار صب خودم بیدار بودم چهار به بعد همسرم ولی اصلا تب نکرد
روز دوم هم هر شش ساعت بهش قطره دادم یکم داغ شد ولی در حد تب نبود بردمش خونه مادربزرگش تو حیاط حسابی بازی کرد
یکم بیقراری کرد ولی سرگرمش کردم و خداروشكر گذشت
خیلی واکسن راحتی بود و سبک رد شد فقط حتما ببرید راه برن و به موقع استا بدین همین استرس هم نداشته باشین
امیدوارم واسه نی نی های شما هم راحت بگذره و صحبتام بهتون کمک کنه 🎀