۱۰ پاسخ

روز خوب زیاد داشتم و خاصیت انسان اینه روزهای بد رو بیشتر یادش میمونه

وقتی دکترم پسرمو از شکمم درآورد گریه میکرد با شنیدن صداش اینقد خوشحال شدم که خدا بلاخره به وقتش سالم گذاشتش بغلم چون یه بار شیش ماهگی منو ترسونده بودن ، بعدشم صورتشو گذاشتن رو سینم ، شاید ههمون روزای قشنگ زیاد داشتیم مثله عقد و عروسیمون ولی حس مادر شدن یه چیزِ دیگست ❤

روز عروسیم
و روزی ک دخترم ب دنیا اومد بهترین روزای زندگی من بودن 🥺

اول روز عروسیم بود و روز تولد رها😍

روزی که تمام قسطام تموم بشهههههه
البته روزی که تونستم زمین بخرممممم انگار خدا خیلی دوسم داشته،
روز بدنیا امدن پسرمم قشنگ بود اما بعدش بردنم آی سیو کسی به دردام دقتی نمیکرد و براساس اون خطا احتمال مرگم صددرصد بود و دکترا گفتن ما نمیدونستیم کههه 😔

زرا ی سوال ماشین تون شاهین سفید هس ؟

روز تولد دو تا بچه هام
روز عروسیمون😍

منم قشنگ ترین روز ک یادم نمیاد 🤣🤣🤣🤣ولی بهترین قشنگ ترین لحظه هام لخطه دیدن صورت بچه هام
الهی خدا برام حفطشون کنه دنبامو رنگی کردن

روز ازدواجم و زایمان هام

من روز عروسیم و روز بعد زایمانم.. چون موقع زایمان ک تو شوک بودم کلا 🤣

سوال های مرتبط

مامان نارنگی کوچولو مامان نارنگی کوچولو ۶ ماهگی
سلام مامانا
چالش که نمیشه گفتم ولی بیاین از بچه هاتون بگین.
۲۷ اردیبهشت۱۴۰۴ متوجه شدم ی تو دلی دارم شد بهترین خبر دنیا و غیر منتظره ترین خبر دنیا (وقتی دکتر گفت بارداری قشنگ شوک شدم)😂
دخترعزیزم توی ۳۶ هفته و ۳ روزگیش تصمیم گرفت تکون نخوره دکترم بعد ۴ روز بستری بودن مجبور شد به دنیا بیارتش, توی ۸ دی ۱۴۰۴ روز دوشنبه ساعت ۲۲:۳۸ به این دنیا اومدانقد کوچولو بود وزنش ۲و ۶۰۰ و قدشم ۴۷ بعدشم ۴ روز به خاطر زردی بستری شد و گذشت درسته یه هفته بعد اومدنش ۱۵ دی ساعت ۶ صبح دیدم عه بند نافش افتاد جونم براتون بگه که چون مامان عجولی بودم سریع ۵ اسفند بردمش گوشش و سوراخ کردم و چهار روز بعدم یعنی ۹ اسفند اولین واکسنشو زدم ۹ اردیبهشتم دومین واکسنشو زدیم و زمان خیلی خیلی سریع میگذشت که دیدم عه ی سال گذشته که خبر بارداری و از دکتر شنیدم همینجور که داشتم باخودم مرور میکردم خاطراتو دیدم دخترم اولین غلطتشو ساعت 10:12زد و باز ۲۷ اردیبهشت شد بهترین روزم
الانم چن روز دختر غذا خورشده یعنی از ۲ تیر ب صورت کامل براش پوره درست کردم دادم الانم اینجا نسشتم کل این ی سال داشتم مرور میکردم که فردا دخترم دقیقا ۶ ماهه میشه یعنی ۶ ماه اومد شده نور خونه دلیلی زندگی و چقدر من خوشحالم و از خدا بابت این جوجه کوچولو که شده دلیل زندگیم ممنونم کاش زودتر به دنیااورده بودمش واقعا جدای تمام خستگیاش مادرشدن چقدر لذت بخشه.






#ماهگرد