سلام مامانا
چالش که نمیشه گفتم ولی بیاین از بچه هاتون بگین.
۲۷ اردیبهشت۱۴۰۴ متوجه شدم ی تو دلی دارم شد بهترین خبر دنیا و غیر منتظره ترین خبر دنیا (وقتی دکتر گفت بارداری قشنگ شوک شدم)😂
دخترعزیزم توی ۳۶ هفته و ۳ روزگیش تصمیم گرفت تکون نخوره دکترم بعد ۴ روز بستری بودن مجبور شد به دنیا بیارتش, توی ۸ دی ۱۴۰۴ روز دوشنبه ساعت ۲۲:۳۸ به این دنیا اومدانقد کوچولو بود وزنش ۲و ۶۰۰ و قدشم ۴۷ بعدشم ۴ روز به خاطر زردی بستری شد و گذشت درسته یه هفته بعد اومدنش ۱۵ دی ساعت ۶ صبح دیدم عه بند نافش افتاد جونم براتون بگه که چون مامان عجولی بودم سریع ۵ اسفند بردمش گوشش و سوراخ کردم و چهار روز بعدم یعنی ۹ اسفند اولین واکسنشو زدم ۹ اردیبهشتم دومین واکسنشو زدیم و زمان خیلی خیلی سریع میگذشت که دیدم عه ی سال گذشته که خبر بارداری و از دکتر شنیدم همینجور که داشتم باخودم مرور میکردم خاطراتو دیدم دخترم اولین غلطتشو ساعت 10:12زد و باز ۲۷ اردیبهشت شد بهترین روزم
الانم چن روز دختر غذا خورشده یعنی از ۲ تیر ب صورت کامل براش پوره درست کردم دادم الانم اینجا نسشتم کل این ی سال داشتم مرور میکردم که فردا دخترم دقیقا ۶ ماهه میشه یعنی ۶ ماه اومد شده نور خونه دلیلی زندگی و چقدر من خوشحالم و از خدا بابت این جوجه کوچولو که شده دلیل زندگیم ممنونم کاش زودتر به دنیااورده بودمش واقعا جدای تمام خستگیاش مادرشدن چقدر لذت بخشه.






#ماهگرد

تصویر
۳ پاسخ

عزیزم چه جالی منن پارسال25اردیبهشت متوجه شدم بارداذم البته دومین بارداریم
نگم برات که لزخودم بیشتر پسرم ذوق زده شده بود چون به قول خودش روزتولدش خدا سوپرایزش کرده بود

من دوتا بچه دارم اولی پسر تو ۲۰ سالگیم ب دنیا اومد دومی دختر تو ۲۵ سالگیم
دخترم ۳۵ هفته و دو روز بودم ب دنیا اومد تو خونه و یه جورایی جونمو نجات داد
چون اگه بیمارستان ب دنیا میومد بعدش منو سونو نمیکردن و تا الان مرده بودم

ای جانم خداحفظش کنه منم پسرم ۸ ماهشه خیلی اذیت شدم دست تنها ولی گاهی دلم برا روزهایی ک گذشته تنگ میشه
خداحفظش کنه براتون عزیزم

سوال های مرتبط