۵ پاسخ

هنوز ۵ سالشه خطرناکه تنها بره تو کوچه

اصلاا یادش نده بره کوچه خواهر اسیر میشیا شب به زور میاریش خونه از خورد وخوراک میفته نکن خواهر نکن مگه دور از جونت کرم داری😂

بیرون خطرناکه .من هرروزپسرمومیبرم پارک سرکوچمون بازی میکنه میارمش خونه

پسر من تو کوچه با دوستاش بازی میکنه منم میرم سر میزنم بهش

کوچه شما ماشین رفت آمد نداره؟
کوچه ما ماشین رفت آمد میکنه
الان بچه ها همه کوچه هستن دخترم تنها کوچه نمیفرستم
ساعت شش نیم ی موقع هفت با خودم میبرمش کوچه

سوال های مرتبط

مامان بهراد و برسا مامان بهراد و برسا ۵ سالگی
شده خسته بشید از مادر بودن.
شده کم بیارید.
من بچه اولم خیلی‌ ارومه از بچگی همیشه برای خودش بازی می‌کرد سرگرم میشد
منم وقت داشتم برای همه چیزش برنامه ریزی کنم غذا میان وعده خواب بازی همه چیزش با آرامش بود.
ولی بچه دومم خیلی وقتا منو به جنون میرسونه همش چسبیده به پای من یک دقیقه خودش بازی نمیکنه داداشش بیچاره مجبور میشه سرشو گرم کنه البته گاهی اوقات منم همیشه مجبورم بچه بغل غذا بپزم
ظرف بشورم جارو کنم.
وقتی میشینم میره بازی می‌کنه بخدا روانی شدم با اینکه کوچیکه گاهی صبرم تموم میشه سرش داد و بیداد میکنم آخه بچه ای که غذاشو خورده پوشکش تمیزه خوابش رفته نباید یکم بازی کنه.
عذاب وجدان ولم نمیکنه .
پسر بزرگم بیچاره همش میگه مامان برسا آروم شد بهم آب میدی
برسا آروم شد خوراکی میدی
اصلا وقت نمیکنم باهاشون بازی کنم
وقتی خوابه هم مجبورم رو دور تند کار کنم.
کتابای پیش دبستانی رو گرفتم وقت نکردم باهاش کار کنم.
خداروشکر بابت وجود شون .
ولی گاهی کم میارم.
خسته میشم از زندگی و زنده موندن.