۱۵ پاسخ

یکم از اون همسر محترمتون هم کمک بگیرین

خیلی سخته 😭

از یکی کمک بگیر خانوادت ،همسرت یکم بچه هارو نگه دارن تو استراحت کن

عزیزم خودت می‌دونی اما شیر شبشونو قطع کن بابا.
تا قطع نکنی همین بدبختی ادامه داره .
یهو هم قطع نکن به مرور هی رقیق کن تا جایی که آب بدی .
دقت کن حتما جای خوابشون خنک باشه چون گرم باشه تشنه میشن.
شبم غذای شور یا خیلی چرب نده .
قبل خواب هم غذای سنگین بده .
به مرور عمرا بیدار شن

چقد سخت من شبا فقط میخوابم اگه خوب نخوابم کل روز گیجم تازه از دست شیر راحت شدم که ۶ میبرم دستشویی واسه جیش

ای چقد درکت میکنم
چقد روزای بدی رو گذروندم منم🥺
دقیقا اساسی ترین مشکل منم کمبود خواب بود
یعنی حاضر بودم هرچی دارم بدم یکی فقط روزانه یه ساعت که اوج خوابم بود وسرم نرسیده به بالش خوابش بردع بود
بتونه بچه رو بگیره
که هیچ وقت پیدا نکردم بجز چندباری پسرجاریم که ارشا رو دوس داشت میومد میگرفت یا میبردش خونه خودشون
باشوهرم که خیلییییی کم میتونست کمکم کنه
بچه کوچیک بود وگرنه عین الان مینداختم دنبالش ببره با خودش نیم ساعت

اینه که بگم بهت میگذره
فقط سختتتتتتتتتتتت
حتما از شوهرت کمک بگیر
یکی رو بنداز کولش لااقل یه ساعت

عزیزم چقد سخته دو تا بچه پشت سر هم خدا قوت ❤️

شبارو بنداز گردن شوهرت

منم کمبود خواب دارم

خداقوت
ی مدت همینجوری شده بودن پدرم دراومد 🥴

وای چ سخت🫠

منم خیلی خیلی کمبود خواب دارم روزا پسرم پنج سالشع نمیزاره بخوابم شبا هم دخترم اصلا نمیخابع هر یه ساعت پا میشه گریه میکنه

سخته اینجوری چون رنج سنی اشون همینه نه میتونی بزرگه رو اندازه کوچیک بخابونی نه کوچیک بذاری اینقدر بیدار بمونه ، تا یه سنی اینطورین تا دیگه یکم بزرگ بشن کاری بهت نداشته باشن بتونی استراحت بکنی

خدا قوت 🫡واقعا خیلی سخته، ولی می گذره 😍

چقدر سخته اصن نمیخوام بچه دوم رو بیارم🥲

سوال های مرتبط

مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
نورا رو زدم

در حالی که بچم گناهی نداشت 😶


دیشب تا صبح محیا جیییغ زده مدام
هیچ جوره اروم نشد
کل شب دو ساعت نتوتستم بخوابم
نصف شب هم یهو حالم بد شد لرز گرفتم
نمیدونم پنیک بود یا ادامه سرماخوردگی هفته پیش

از ۷ صبح پاشدم نشستم

محیا همچنان جیغ حیغ کرد و بالاخره ساعت ۱۰ دسشویی کرد
در حدی که زیرپوش و شلوارشم کثیف کرد
زیرپوشو همونجوری انداختم سطل اشغال

بعدش اومدم دو دقیقه بشینم
محیا همچنان ک نق میزد و گریه میکرد
رفت پیش نورا مه داشت واس خودش بازی میکرد
اونم هی هل میداد
منم رفتم یکی زدم رو پای نورا
که این خودش داره زر میزنه دیگه ، تو چرا بدترش میکنی


هنوز وقت نکردم به نورا صبونه بدم
درگیر این زر زر خانومم
متنفرم از گریه هاش
دلم نمیسوزه براش ، عصبیم میکنه فقط

همش دارم داد میزنم
کاش همین الان یکی بود نیم ساعت اینارو نگه میداشت
محیا رو میخوابوند و ب نورا صبونه میداد 😭😭😭

شوهرم رفت حموم سر و صورتشو اصلاح کرد ، اومد دراز کشید رو مبل گوشی میبینه 😭😭