۴ پاسخ

پیش میاد عزیزم اشکال نداره چون امروز دست تنها بودی خسته شدی بخاطر همینه الانم ک دخترت خابیده بغلش کن بوس کن معذرت خاهی کن ما مامانا واقعن گناه داریم روزانه از همه طرف فشار رومونه این مردا هم ک درکمون نمیکنن معلومه ک یجاهایی کم میاریم و خسته نباشم الانم اعصابتو خورد نکن یه دمنوشی چیزی بخور برو استراحت کن تا درست بشی قربونت برم 😘😘❤❤💕😍

هرموقع عصبانی شدی به عذاب وجدانی که الان داری فکر کن و دعواش نکن

پیش میاد عزیزم واقعا انرژی آدم تموم میشه
منی ک الان خودم سرما خوردم دخترمم گرفته سرفه میزنه نمیتونه بخوابه 😭😭😭

ناراحت نباش گلم من هزاران بار اینجوری عصبی شدم طبیعیه راحت باش،🤕😅

سوال های مرتبط

مامان نی نی(دریا)👶🌊 مامان نی نی(دریا)👶🌊 ۱۳ ماهگی
خیلی اعصابم خرابه...دریا رو از وقتی از شیر گرفتم خیلی بد شده...چیکار کنم موندم
دیروز ظهر غذاشو دادم پوشکشو عوض کردم داشتم‌باهاش بازی میکردم‌یه لحظه رفتم دستمو بشورم فاصله باهاش دو قدم بود...شروع کرد گریه ...یک ساعت بی وقفه گریه کرد ...ن بغلم میومد نه اروم میشد با هیچی..خودشو رو زمین پرت میکرد و فقط جیغ میزد و گریه میکرد...انقد گریه کردو کرد ک دیگه ترسیدم افتاد ب هق هق و سرفه ...اخر دیدم از کنار دهنش یه چیزی ریخت از شدت گریه ب گوارشش فشار اومد کمی بالا اورد...خیلی ترسیدم‌فک کردم تشنج کرده....شک ب هزار چیز کردم ولی میدونم سر شیر عصبی شده...بعد لباسشو عوض کردم همون حالت گریه میکرد توی شیشه شیرش واسش فرنی موزو سیب ریختم بخوره بخوابه خوایش ک برد هر چند وقت، نفس بلند میکشید توی خواب انقد ک گریه کرده بود...منم اشکم درومد واسش..اعصابم خورده...شبا نمیتونه بخوابه از وقتی از شیر گرفتمش هی بیدار میشه تند تند......عاهه جپچرا بچه من نباید بتونه یه شیربخوره.....خیلی هم‌وابسته شیشه شیر و شیرش بود از نوزادی با شیر میخوابید...خوابش و همه چی داغون شد از وقتی شیرو ازش گرفتم اصلا انگار یه بچه دیگه ای شد..دیروز انقد گریه کرد منم انقد ترسیدم‌زنگ‌زدم‌ب همسایه به شوهرم‌و مادرشوهرم ولی هیجکدوم جواب ندادن...فک کردم‌بلایی سر بچه اومده😔😔چ جوری عاخه خودمو اروم کنم...لعنت ب من ک نتونستم‌خودم‌یه شیر ب بچم بدم....از خودم‌متنفرم..امروز بهش صبونه دادم کامل ...یه ربع خوب بود بعد دوباره شروع کرد بهونه شیرو گرفت...شایدم‌سیر نمیشه نمیدونم ولی خیلی بهش غذا میدم بخدا...اما بعدش بهونه شیرو داره خیلی گریه میکنه😔😔😔چیکار کنم عاخه خودمم عصبی شدم...
مامان فریان و عمران مامان فریان و عمران ۱۵ ماهگی
اومدم از تجربم بهتون بگم الان یه تاپیک دیدم که یه بچه ای گریه میکرد و متاسفانه مادرش خیلی خسته شده بود و واقعا هم حق داشت ولی خب اون بچه نمیتونه بگه مشکلش چیه چقدر اذیته از طرفی ما مادرا هم نمیدونیم مشکل چیه ماهم اذیتیم ولی باید باید همه راهها رو بریم تا بچه آروم بشه امشب پسر منم خیلی بهونه اورد من اصلا پسرمو عادت ندادم بخوابونم همیشه خودش می‌خوابه من سیرش میکنم و اب هم بهش میدم خودش بازی میکنه تا خودش خوابش ببره ولی امشب خیلی بهونه اورد اب دادم شیر دادم لالایی خوندم ولی اروم نشد که نشد مونده بودم دیگه چیکار کنم یدفعه ب ذهنم زد که بدنش و بخارونم من پشتشو و شکمشو همرو خاروندم یدفعه کونشم خاروندم بچم ارو آروم شد همینکه خاروندم اروم شد و خوابید بعد چقدر دلم برای بچه ها سوخت فک کن تو تنت بخاره یکی شیر بکنه دهنت یکی تکونت بده پستونک بده خب اعصابت خورد میشه دیگه خلاصه که اینم تحربه ی من از بهونه ی بچه انشالله که همه بچه ها اروم باشن و خوشحال ولی اگه یوقت بچتون بیتابی مرد خاروندن هم امتحان کنید
#پوشک#بچه#بهونه#شب#گریه#خستگی