هر روز صبح وقتی از خواب بیدار شدین این متن رو یک بار بخونید:🌱
✅دارم کار می‌کنم رو خودم، تا به هر حرفی، به هر توهینی و به هر حرکتی واکنش نشون ندم...
✅یکی محبت داره به من، یکی نداره. برداشت‌ها متفاوته، باید به نظر همه احترام گذاشت...
✅گاهی نباید واکنش نشون داد چون سکوت، عاقلانه‌ترین راه‌حله.
✅من راه خودمو دارم، راهمو هم ادامه میدم. مهم نیست بقیه چی میگن. انرژی مثبت بدن، دریافت می‌کنم و سعی می‌کنم برگردونمش. انرژی منفی بدن، بی‌تفاوت از کنارش عبور می‌کنم.
✅دارم کار می‌کنم رو خودم تا ذهن و افکارم رو کنترل کنم و به چنان آرامش ذهنی‌ای برسم که هیچ‌کس و هیچ چیزی نتونه اعصابمو بهم بریزه.
✅حتی گاهی اوقات باید با کسایی‌ که از من بدشون میاد باید مهربون باشم.
✅هربار بحثی میشه مدام با خودم میگم نباید بجنگم. جروبحث و رقابت انرژی منفی درست میکنه. باید خودم، تنها رقیب خودم باشم.
✅نباید برای جلب توجه یا راضی نگه‌داشتن دیگران کار و تلاش کنم. باید خودمو به خودم ثابت کنم.
✅باید درونم رو نسبت به همه‌ی موجودات پر از عشق کنم. نباید بذارم کینه و دشمنی تو وجودم نفوذ کنه...

۵ پاسخ

درود

شات گرفتم

آفرین بر شما 👏👏👏👏👍

عالییی

عالی بود

سوال های مرتبط

مامان ایلیا،آریا،لِنا مامان ایلیا،آریا،لِنا ۱ سالگی
دست نوشته های یه مادر خسته 😄
هرشب ساعت ۷ باید شام آماده باشه ساعت ۸ بچه ها تو تخت باشن و قبل ۹ خواب باشن برای اینکه به این مرحله از عرفان برسم از نوزادی بچه ها تلاش کردم مهمانی نرفتم یا اگر رفتم فقط ظهر پنجشنبه و جمعه بوده که به ساعت خواب لطمه وارد نشه حقیقتا آرامش و سکوتی که از ساعت ۹ به بعد تو خانه ایجاد میشه رو دوس دارم ولی انقدر خودمم خسته هستم که اکثر وقت ها همان موقع غش میکنم .
صبح ۶ باید برپا باشیم برا این ظرف غذا یک ساعت وقت میزارم حالا اگر شب گذاشتم که سه هیچ جلو ام اگر نه که صبح ۵ باید پاشم 😭 خیلی روز ها خسته میشم و حس لفت دادن دارم ولی همش سعی میکنم به خودم انرژی بدم بگم ادامه بده چیزی نمونده ولی خب مقصدی نیست و خودم گول میزنم باید از همین مسیر زندگی با تمام خستگی هاش لذت ببرم الحق تا وقتی بچه ها مهدی و مدرسه ای نبودند راحت بودم و الان سرویس شدم به معنای واقعی کلمه
لاغر شدم و دوماه رژیم فست ادامه میدم و تو ماه سومم حدود دوازده کیلو کم کردم و به سایز ۴۰ رسیدم کمی مونده به هدف اصلیم برسم .انقدر حس خوبیِ لباسایی که دوست داشتم و مدتها در چمدان بوده الان به راحتی اندازمِ ؛ کلی لباس سایز ۴۴ و ۴۶ بخشیدم تا دیگه هوس نکنم برگردم به اون سایز و وزن؛ خدایا شکرت
فقط کمی انرژی و توان بیشتری بهم بده ❤
مامان مهراب مامان مهراب ۱ سالگی
سلام به همگی خوبید؟این روزا از حال خودم بگم بد نیستم ولی با وجود قیمت ها حالم تعریفی نداره ولی بازم به قول بقیه خدارو شکر کن بدنت سالمه بله خداروشکر
و حسابی این روزها با مهراب بازی می‌کنم و مهرابم میبینه من کار دارم اونم خودش با خودش بازی میکنه
ولی تاپیک هاتون رو میخونم که خیلی هاتون درگیر از شیر گرفتنید یا از شیر گرفتید
واقعا پروسه از شیر گرفتن اولش سخته مخصوصا شیر مادر که بچه بیش از حد به مادر وابسته هست و همینطور مادر به بچه
من خودمم بیش از حد به مهراب وابسته بودم و هستم برای شیر دادن ولی خیلی با خودم کلنجار رفتم بخاطر مهراب نباید شیر بدم باید کم کنم تا الان که یک وعده صبح میدم و تا آخر بهمن دوست دارم بدم و بعد قطع کنم
میدونم بیشتر از همه حال خودم بد میشه
چون یادمه شیر شب مهراب رو که قطع کردم همش به خودم فشار میاواردم الهام گریه نکنی ها خیلی سخت بود
و شروع کردم مهراب رو میبرم تو دستشویی دمپایی بپوشه و بهش میگم مامانی جیش داری بکن و جیشش رو میکنه ولی خب بلد نیست بگه
راستی اینم بگم تبریک میگم به اون دسته مادرهایی که بچه هاشون از زبان فارسی عبور کردن و به زبان انگلیسی رسیدن
فقط لطفا کمتر اینجا بگید که خیلی از مادرا استرس نگیرن آخه نه اینکه این بچه ها هنوز دو سالشون نشده برا همین میگم ممنون
آخه یه سری ها انقدر انتظارات زیاد از بچه دارن در حدی که میخوان بچه الان وایسه مشق هم بنویسه نکنید اینکارو بزارید بچه هاتون طبق سنشون پیش برن درسته باید با بچه کار کرد بازی کرد ولی بزارید بچه ها بچگی بکنن .🥰