۱۰ پاسخ

بزرگترین اشتباه زندگیتو داری میکنی،زیر دوسال و نیم مطلقا اشتباهه

زود شروع کردی ولی حالا هم شروع کردی دیگه مای بیبی نکن

عزیزم‌خودتو بکشی هم تا سه سالش نشه یعنی دوسال پر نمیتونی بگیریش
هرکی هم‌گفته من گرفتم خالی میبنده شک‌نکن بچش روزی چندبار جیش و تیتی میکنه شلوارش یا شبا تو‌خواب دسشویی میکنه
الکی خودتو اذیت نکن با این وضعت بزار دوسالش پر بشه بره توی سه سال تازه میتونی شروع کنی
منم اشتباه شمارو‌کردم از همین سنا شروع کردم جز آزار خودمو و بچم و کثیف شدن همه زندگیم هیچی‌گیرم‌نیومد
دیگ بیخیال شدم پوشکش‌میکردم بعد یکماه ک شده بود دقیقا دوسال و‌یازده ماه خودش پوشکشو‌دراورد رف و دیگ هیچوقت حتی یبارم رو فرش و‌شلوارم دسشویی نکرد
بعد دیدم چقد خودمو‌بچمو اذیت کردم
بهش آموزش بده با بازی روزی چندبار ببرش دسشویی‌ک‌هم آشنا بشه هم ترسش بریزه ولی فقط در حالت آموزش باشه نه اجرا

زوده عزیزم بزار ۲ سالش بگذره

بهترين زمان از پوشك گرفتن ٢٨ الى ٣٠ ماهگيه
توروخدا به بچه استرس نديد
خودتونم عذاب نديد

چون زود شروع کردی یکم سختته ولی دوباره مای بیبی نکن

یکی نوشته بود کلیپ اموزشی کودکان براش میزاشتم زود زود یاد گرفت

خودت وقتی میری سرویس بگو وای جیش دارم برم دستشویی اونم شاید بگه
البته نمیدونم این روش درسته یا ن

زود شروع کردی ولی الان‌ک‌شروع کردی کم‌نیار دوباره مای بیبی نکن بد عادت میشه هی ازش سوال کن دائم بپرس تا یادش نره هربار هم ک‌خودش گف کلی تشویقش کن

نه دیگه مای بیبی نکن کم کم یاد میگیره باید صبوری کنید به این آسونی نیست که

سوال های مرتبط

مامان آیهان وجوجو مامان آیهان وجوجو هفته بیست‌وششم بارداری
من پسرم زمانی که میخواستم از پوشک بگیرم ۲سال و۳ ماهش بود روز اول برای آب بازی میومد شانسی میگفت جیش دارم ۱۰تا شلوار کثیف کرد روز دوم اصلا همکاری نکرد تمام شلوار کثیف کرد روز سوم تا شلوار در می‌آوردم جیش میکرد میریخت رو شلوارش یا تو شلوارش جیش میکرد بعد میگفت جیش وقتی پی پی داشت نمی‌گفت میرفت یک جای خونه مخفی میشد زور میزد روز چهارم موقع جیش کردن هی جیش قطع و وصل میکرد ولی خوب از ۱۰ تا شلوار کثیف به ۶ تا شلوار کثیف رسید روز پنجم وقتی داشت تو خونه زور میزد میگفت پی پی برای دستشویی رفتن مقاومت میکرد واینم بگم من موقع خواب که میخوابید پوشک میکردم ولی میدیدم خیس نمیکنه هم از خواب بیدار میشد میبردم دستشویی همش تشویقش میکردم تو دستشویی آفتاب آب میکردیم آب بازی بشه براش و روز پنجم تعداد شلوار کثیف به ۵ تا رسید روز ششم که شد دیدم نصف شب خودش بیدارم کرد گفت جیش اما هنوز برای پی پی مشکل داشتیم و شلوار کثیف میکرد بعد میگفت پی پی اما کثیف شدن شلوار به ۲ تا رسید بود روز هفتم هم باز پی پی نگفت و وقتی سرگرم بازی میشد جیش یادش میشد بگه وباز ۳ تا شلوار کثیف شد روز هشتم که شد ما رفتیم بیرون تا روز هفتم اصلا نرفتیم جایی که نخواد پوشک کنم بعد با وجود پوشک تو بیرون گفت جیش دارم و داخل پوشک نمیخواست جیش کنه دیگه از روز نهم که هر روز بخاطر بازی باز ۵ یا ۶ تا شلوار کثیف میکرد پی پی هم گفت بالاخره روز دهم شروع کرد به اذیت کردن الکی میگفت دستشویی دارم باز پی پی یادش رفت بگه اما تعداد شلوار ۳ تا شد روز یازدهم همه چیز عالی بود شلوار کثیف نکرد گفتم خداروشکر که فرداش باز ۵ تا شلوار کثیف شد