باردار که بودم همیشه میگفتم زودتر بدنیا بیاد راحت بشم حالا که بدنیا اومده فهمیدم بچه داری خیلی سخته مخصوصا وقتی مامان اول باشی و بی تجربه کسیم کنارت نباشه همه کارا بیوفته گردن خودت از روز اول هیچ استراحتی نداشتم مامانم مریض بود نتونستم برم یا بیاد پیشم تا ۴۰ روز بمونه با مادرشوهرم یجام ولی انقدر تو بارداری اذیت شدم اصلا دوست ندارم بیاد پیشم هروقت میاد عصبی تر میشم فقط خودمو بچمو سپردم به خدا ناف بچم گوشت اضاف در اورد چون کسی نبود بگه نافشو ببندم اینجور نشه دکتر بردمش با یه دستگاه شبیه مداد درستش کرد گفت شانس اوردی زودتر اوردی مگرنه یه ماه دیگه میموند کارش به جراحی میکشید خیلی دلم پره خیلی داغونم شکستم از درون احساس میکنم بعد زایمان خیلی داغون شدم از لحاظ روحی افسرده شدم عصبی شدم همش میگم بزرگتر بشه بهتر میشه اینجوری خودمو امیدوار میکنم خدایا خودت به همه مامانا کمک کن کم نیارن قوی باشن من یادگرفتم تنهایی قوی باشم چون چاره ای نداشتم جز این

۱۴ پاسخ

عزیزم باور کن مامان دوم باشی سختره بخدا. یکیش تشنشه اون یکی پیپی میکنه تا پاک میکنی اچن یکی خوابش میاد تا میای بخوابونی اون یکی جیغ میزنه بیدارش میکنه تا ارومش میکنی گشنشون میشه تا غذا میدی یه چی دیگه میخوام... بخدا من خسته ترینم.وقتی یکی بچه داری اگر بی تجربه هم باشی بازم ب همون یکی میرسی. اما اگذ دوتا باشن یکی هم لجبااااااااز اونموقع پدرت در میاد

الهی عزیزم🥺
واقعا هم مادراولی سخته وقتی بچه گریه میکنه و نمیدونی چشه نمیدونی سردشه گرمشه هیچ تجربه ای نداری خیلی بده

عزبز دلم اره کمکی مهمه منم همون هفته اول داشتم و بعدش خودم و....مگه باید ناف و ببندیم؟؟؟ اره سخته مخصوص ما ک تحربه نداریم اما می گذرخ عزبزم

شوهرت کمکت نمیکنه؟
من اگه شوهرم نبود تا الان از پا افتاده بودم

خدا کمکت وکمکمون کنه گلم

حال همه مامانا روزای اول همینه
توکلت بخدا باشه
خدایی ک خودش بچه رو داده صبرشم میده
صبور باش این روزا میگذره
(پایان شب سیه سپید است)

ایشالا بگذره براحتی عزیزم

عزیزم تنها نیستی همه مامان اولیا همینجوری هستن، دیگه باید بخاطر بچمون تحمل کنیم می ارزه منم گاهی میشینم گریه میکنم از فشاری ک رومه ولی باز ب بچم ک فکر میکنم جون دوباره میگیرم واقعا دست تنها سخته آدمایی دورت باشن ک نبودشون بهتر باشه برات خیلی سخته ما میتونیم💪

عزیز دلم طبیعیه این روزام میگذره دلت تنگ میشه خدا کمک میکنه خدا خودش قوت و نیروشو میده
من کمکی داشتم تا۱ماه خونه مامانم بودم ولی بازم اونی ک باید همه چیو تحمل کنه ماییم
منم روح و روانم داغونه میشینم الکی گریه میکنم بی حوصلم یه روزایی ارایش میکنم به خودم میرسم یه روزایی از صبح تا شب فقط یه جامیشینم درست میشه انشالله

ایول قوی باش حرف حق میگی تو هر خونه ای یه مشکل هس منم با مادر شوهرم زندگی میکنم دوسرویس جدا هس ولی حیاط یکی هس مامانم نمیاد اینجا نصف جهازمم نداده بهم چون حامله شدم تو عقد منم گفتم نییاد دیگه خونم اوناهم نه زنگ نه میان تموم بخاطر همین فشارخون بالا گرفتم هم مامانم میاد فشارم می‌ره بالا هی

عزیزم خدا تو رو و بچه رو حفظتون کنه
سختیا میگذره باید یجاهایی قوی باشیم

تو یه مادر قوی هستی عزیزم❤️این روزا هم میگذره

عزیزم شما طبیعی زایمان کردین آمپول بی حسی برات زدن؟

عزیزدلم...خدا پشت و پناهت باشه 🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان شاهان و دلانا مامان شاهان و دلانا ۲ ماهگی
خب مامانا ممنون میشم تجربه ای دارید بگید
من تو زایمان اولم علاوه بر درد جسمی درد روحی بسیار شدیدی رو تجربه کردم و باوجود آگاهیم از چیزی به اسم افسردگی بعد زایمان باز هم دچار افسردگی بسیار شدید شدم و تا یکسال این حالت ادامه داشت تا تازه من فهمیدم افسردگی دارم و به مرور خوب شدم حالا با یوگا و …
افسردگی من بصورت پرخاش و حرص خوردن بود به همین خاطر من اصلا نمیدونستم افسرده شدم فقط فکر میکرذم عصبی هستم
حالا تو زایمان دومم دقیقا برعکس هم حال جسمیم شکرخدا خیلی خیلی بهتر یود هم حال روحیم عااالی که خودم فکر میکرذم علتش حذف عامل های افسردگیم ( خانواده همسر) هست و تا همین چند روز پیش یه آدم کاملا عادی بودم انگار نه انگار تازه زایمان کردم
ولی الان چند روزه دقییییقا حالت های پرخاش و حرص خوردن های اونموقع آمده سراغم رو کارا و رفتار شوهرم خیلی حساس شدم ازش بدم میاد همش دارم از دست همه حرص میخورم و نسبت به بو هم خیلی حساس شدم مثل خانم های باردار یا مثل زمان pms
ولی میدونم این حالت ها بعذ از قرص جلوگیری سه ماهه هست که روز چهارشنبه تزریق کردم ولی دکتر گفت اصلا عوارض عصبی نداره فقط ممکنه پریود نشی فقط و فقط عوارضش همینه
خالا من یکی به اون آمپوله شک می‌کنم بابت این حالت های عصبیم
یکی اینکه میگم شایذ میخام پریود بشم ولی خب خبری هم از پریودی نیست و بااینکه شیر نمیدم هنوز پریود نشدم (درحالیکه بعد زایمان اولم روز ۲۵ بعد زایمان پریود شدم )
یکی هم احتمال آخر و خیلی ضعیف میدم که خدای نکرده باردار باشم چون یکماه بعذ زایمانم رابطه داشتم و جلوگیری طبیعی کردم
بنظرتون علتش چی میتونه باشه