۹ پاسخ

کاچی.مغزیجات.روغن حیوونی آبگوشت آناناس 🍍

من هنوزم بی حالم با اینکه کار زیادی انجام نمیدم زود خسته میشم سرمم گیج میره همش

مکملا رو حتما خوردم

من کلا بعد زایمانم خودمو ننداختم یعنی چاره ای نداشتم کسی رو نداشتم،سر دوتا بچه هام فقط خودم بودم و شوهرم،من سزارین بودم تازه همون فردای روز سزارین پا میشدم راه میرفتم خیلی خرما و کمپوت آناناس و اینا میخوردم بدنم ضعف داشت ولی چاره چیه،خداروشکر سر دوتا زایمانم دو روزه سرپا شدم،پسرم ۶روزش بود اومدم خونه خودم همه کارامم با خودم بود

من الان هشت ماه زایمان کردم هنوزم بی حالم و خسته

مکمل پریناتال بخور عزیزم
منم مثل شما بودم با این قرص خوبه خوب شدم

کاچی
فرنی هم عالی هم خوبه هم شیرت زیادمیکنه

سلام عزیزم قدم نورسیده مبارک والا منم بعدزایمان رفتم به مردم ولی کله پاچه بخورابگوشت بخورجیگروقلوبره بگیربخورتاجون بگیری ولی من نخوردم چون پسرم زردی داشت گفتن نخورولی رفتم دکتر گفت مشکی نداره بخوربعدش پسرم ختنه کردم اصلا هیچی به خودم نرسیدم

تا سه ماه قرصات ادامه بده، آهن ویتامین و... آزمایش بده حتما ببین چی بدنت بعد زایمان کم شده همونو دکتر بنویسه بخوری

سوال های مرتبط

مامان عشقام مامان عشقام ۶ سالگی
فرزندپروری پیش دبستانی پوشک بچه استامینوفن

میگم دم صبح خواب میدیدم که دوتا ببرو یه پلنگ تو کوچه ی خونه ی مامان بزرگمن من دارم از پنجره میبینم خیلی خیلی ترسیدم بدوبدو بچهامو کردم تو اتاق اومدم جفت در خونه که رو به بالکن حیاط خونه مامان بزرگمو از پایین انداختم اخه دوتاشو باز میکنن اکثرا من یکیشو بستم که بتونم درو قفل کنم بعد رفتم داد بزنم به مامانمو خواهرم که تو حیاط داشتم یه عالمه نمیدونم رخت و لباس بود فرش بود چی بود میشستن بگم بیان بالا ببر تو کوچست دیدم چندتا ببرو پلنگم توحیاط پیش اینان جیغ زدم گفتم بیایید بالااااا خندیدن بهم گفتن اینااموزش دیده اند کاری ندارن بعد خیلی راحت خواهرم و مامانمو بچهاش اومدن بالا خواهرم گفت وای چقدر خسته شدم دراز کشید خوابید من اما باز میترسیدم فکرکردم همه بالااند درو محکم قفل کردم تا ببرا برن یهو از شیشه دیدم پسر کوچیکه اجیم پیش ببراست ترسیده بدو بدو میکنه بیاد بالا داد زدم به خواهرم گفتم برو بچتو بیار باز خندید گفت نترس هی میخواستم برم بیارمش یکیشون جلودر بود میترسیدم بیاد تو بعد دیدم بچه خواهرم از پله هاافتاد پایین من پایین نمیدیدم اما دیدم ببرو پلنگا یه دفعه همشون حمله کردن همونجایی که افتاده بود انقدر جییییغ زدمو تو خواب ترسیده بودم بیدارشدم خیس عرق بودم زدم نت نوشته دشمن الان میگم نکنه یکی میاد که دشمنمونه امامامانموخواهرم فکرمیکنن دوسته شما به خواب و تعبیرش چقدر اعتقاددارید فرزندپروری فرزندپروری پیش دبستانی استامینوفن پوشک نی نی بچه