۸ پاسخ

منم تصمیم دارم تا وقتی بزرگ میشه خودش بفهمه یه کیک کوچولو بگیرم 3تایی تولد بگیرم عکس هاش میمونه واسش

عزیزم ببرش اتلیه ۴ تا عکس تولدش بگیر بعد یه کیک دورهمی بخورید دیگه دوره هزینه اضافه نمونده

منم دقیقا همین کار میکنم پارسال که رفتیم آتلیه امسال ببینم شرایط چحوره یا باز میریم آتلیه یا تو خونه تولد ۴ نفری میگیریم تا برن مدرسه

دقیقا .

منم پارسال گرفتم و همه رو گفتیم ولی دیگه نه ، بگیرمم دیگه کلا ۳ نفری و آتلیه میبرم هنوزم فرصت نکردم این کارا رو بکنم فقط روز تولدش بردمش شهربازی کلی بازی کرد
شمام تصمیمت خیلی خوبه

ی کیک کوچیک بگیربراتولدش خودت وبچت وشوهرت عکساش یادگاری میمونه براش

منم همین تصمیمو دارم خواهر شوهرم دخترش پنج سالشه تولد نگرفته حالا به من میگه بگیر😕

اگه نمی‌خوای کسیو دعوت کنی
حداقل یه تولد سه نفره بگیرید

سوال های مرتبط

مامان النا کوچولو مامان النا کوچولو ۲ سالگی
مامانا من پارسال واسه بچم تولد نگرفتم بردمش آتلیه عکس گرفتم ازش امسال هم گفتم ببرمش آتلیه و روز تولدش یه کیک واسش بگیرم ببرمش بیرون و بعدشم خانه بازی و کادو بگیرم واسش یه تولد سه نفره چون با خانواده شوهرم زندگی میکنم ، دوس دارم سه نفره بریم بیرون واسه تولدش .. حالا دیشب خواهرشوهرم بهم میگه نه تولد بگیر واسش گناه داره 🫠 خب من چند کیلو کیک بخرم که بچهای اونو سیر کنه سه تا بچه فقد تعداد خودشونم زیاده(قضیه داره) اخرشم نزارن به دخترم تو تولد خودش خوش بگذره چون بچهاش خیلی دخترمو اذیت میکنن و هرچی مال اونه رو ازش میگیرن کادو اینا هم نمیدن معمولا چند بار تولد منو شوهرم بود اونا میومدن کیک و شیرینی رو میخوردن و میرفتن اعتقادی به کادو دادن ندارن انگار حتی واسه بدنیا اومدن بچمم کادو ندادن با اینکه ما تولداشون کادو میدیم همیشه، حالا از دیشب سردرگمم که فقد آتلیه ببرم و برنامه خودم رو اجرا کنم یا تولد تو خونه بگیرم براش و دعوت کنم ؟ خودم که دوس ندارم تولد بزرگ بگیرم فعلا چون با این اوضاع اقتصادی واسه هزینه ش خیلی زیاد میشه و مطمئنم به دخترم خوش نمی‌گذره حالا بزرگ بشه هم عکس آتلیه ش هست که ببینه نگه بهم اهمیت نمی‌دادن
مامان آقا نویان🩵 مامان آقا نویان🩵 ۱ سالگی
میگم قرص یا دارویی نیست ک ادمو صبور کنه؟ یا روانشناس و تراپیی نیست ک ادم با بچه انقدی ( زیر دوسال) بره پیشش؟
مثلا چندتا تست از بچه بگیره و بگه چجوری باید باهاش رفتار کنیم یا چه رفتاری باعث شده اینجوری بشه
من واقعا کم اوردم روانی شدم امروز دومین باره از دست نویان نشستم دارم گریه میکنم
دسشویی نمیاد
یجوریییی گریه میکنه ک انگار دارم کتکش میزنم
لج میکنه اونم چ لجی هیچ جوره راه نمیاد نه با شعر و قصه نه با التماس تمنا هیچییی
زیر کلاهک التش سوخته بدم سوخته مجبورم بخوابونمش تو خواب بدون شستن جاشو عوض کنم پر جیش میشه دیگه
وقتی پیدی میکنه با بدبختییییی میبرمش دستشویی هیچ جوره نمیاد
حالا دسشویی رفتن ی موضوعه کاش فقط همون بود
همه چیو میخاد از دستم بگیره بهم نده همه کارارو میخواد خودش بکنه الان گیر داد ک باید اون اشپزی کنه روغن خودش ریخت تو قابلمه سیب زمینیارو خودش ریخت بعد گازو روشن کردم تا کفگیر برداشتم اومد گفت بغلم کن من هم بزنم انقدر گریه کرد کم اوردم دادم هم زد دستش سوخت
دیگه نمیدونم چیکارش کنم بخدا