۶ پاسخ

تجربه‌ام این شد که یه روز نرفته از بچها مریضی کرفت الانوبیحال خوابیده و مریص شده،واقعا نمیدونم چرا یع عدده بچه مریص میفرستن مدرسه

ببین عزیزم بلخره هم سنشون کم هس هم تازه دارن وارد محیط دیگه میشن چندین بچه با فرهنگ و تربیت های مختلف دارن دورهم جم میشن بلخره ممکنه دعوا کنن ممکنه ازهم ناراحت بشن، اول ک خودت تااااا جایی ک ممکنه یه مدت براش توضیح بده ک باید فلان باشی چنان باشی درمورد محیط مدرسه و اینا بگو، بگو اگر کسی خواس اذیتش کنه سریع ب معلم بگه، خلاصه حسابی همه چی رو براش توضیح بده و روشنش کن، از طرف مدرسه هم اول ک معلم خودش حواسشه ب بچه ها ولی بازم بگو ک حواست باشه اینا اینجورن مراقبشون باش، نگران نباش اصلا

حتما باهاش حرف بگو هر چی شد بیا برا مامان تعریف کن ،چیکارا کردی چه بازی هایی کردی ،بذار باهات راحت باشه و همه چی و بگه

من پسرم از ۱۵ میره ولی الان میفرستم مهد انقدر مظلومه من اونجا بودم یه دختر لپشو بچمو فشار میداد به مربی گفتم یا یکی دیگه میگفت با این بچه حرف نزنید دلم سوخت چندروز قبل هم یکی مداد فشار داده بود کف دستش نوک مداد شکسته بود تو دستش رفتم به مربی گفتم وکلی با پسرم صحبت کردم گفتم کسی زد مامان بزن من پشتت هستم یا به مربی بگو ولی انقدر مظلومه تو مهد حالا تو خونه زورگو
همش فکرم پیششه نکنه اذیتش کنن مدام دارم صحبت میکنم

بشین با پسرت صحبت کن و بهش بگو که اگر کسی خواست باهات یه همچین کارهایی بکنه یا بهت بگه بیاد تنهایی بریم جایی نرو.
بگو با هیچکس تنها جایی نباش اونا می‌برن تورو می‌دزدن.
همه چیزو با حرف زدن بهش بگو
بهش بگو توی مهد کسی نمیاد تو رو بشوره باید دستشویی رفتن یاد بگیری
من پسرم دو روزه یاد گرفت که خودشو بشوره

نگران نباش وقتی بره تو جمع مستقل می‌شه و یاد می‌گیره کاراشو خودش انجام بده

منم پسرم شنبه اولین روزشه انشاالله که خطری پیش نمیاد ودر صلح ودوستی کناربچه ها وقت بگذرونن

سوال های مرتبط

مامان شکوفه گیلاس 🍒 مامان شکوفه گیلاس 🍒 ۵ سالگی
سلام وقت بخیر
دختر من ۵ سالشه از پارسال با یکی دوست شد منم با مامانه دختره دوست شدم
هیچی اینا رفتن پیش دبستانی و اینا اون دختر خیلی شخصیتش با دختر من فرق می‌کنه برون گراس خیلی
دختر من درون گراس
از همون اول دختر من بی میل بود با دوستی با این بچه
همش بهش اخم میکرد جوابشو نمی‌داد
حالا الان پیش دو باهم هستن دخترم میگه مامان اذیتم می کنه همش میگه از اینجا راه نرو از این ور برو
دوست پیدا نکن من دوستتم هرکسی هم میخواد بره سمت دخترم نمیزاره میگه این بداخلاقه نرسد پیشش
حالا مادر اون دخترم همش زنگ ب من ک دخترم میگه چرا برکه دوستم نداری صداش میکنم جواب نمیده اخم می‌کنه
منم گفتم چون خیلی رفتارهای کنترل گرانه داره دخترتون
همش میاد از بچه من می‌پرسه با من دوستی منو دوست داری
بعد می‌گفت دختر من تازگیا اینطوری شده ولی برکه از همون اول ب بچه من اخم میکرد
منم گفتم باشه با کمک مشاور پیگیری میکنم
برکه خودش میگه دوسش ندارم مامان
حالا میگید من چیکار کنم از دو طرف تو فشارم
بگید با برکه چطور رفتار کنم
ب مادر اون چی بگم
روانی شدم🤕🤕