۱۴ پاسخ

اره والا منم دوماه پیش رفتم مسافرت با اینکه کمکی داشتم ولی پدرم دراومد همش بغل میخاست

من ۳ روز رفتم شمال خیلی خوب بود غیر بالشت و تشک پتوش چندتیکه لباس چیزی نبردم تو ماشین یا بغلم بازی میکرد یا خواب بود عالی بود دخترم واقعا ازش راضیم همه میگفتن این بچه چه خوش سفره

وای من اصلا فکر نمیکنم به سفر بااینکه خیلی دلم میخوا شستنشون و ازیت کردناشون بع یه کنار هروزم دغدغه غذای جدید پختن اضافه شده

نه بابا چخبره دختر ما مدام داره میره سفر همین الانشم نیست رفته مسافرت با خانواده شوهرش پدر شوهر مادرشوهرشم هستن باهاش تازه شوهرشم نیست با بچه رفته بعدش 18 مهر دوباره داریم همه باهم میریم با ما میخواد بیاد اینهمه چیزها حمل کنه که هیچی دیگه گلم

اوووو مهسا جون فکر کنم باید یه وانت پشت سرمون بگیم بیاد چه خبره صندلی غذا وکالسکه همشو بردی باخودت

منم برج دو رفتم با بچه شش ماهش بود بچم خوب بود خداروشکر.همسرم کمک میکرد.فقط گلاب ب روتون چون اون موقع شکمش هنوز شل بود و خیلی کار میکرد چون همش بغل بود و اینا با هروقت خراب کاری لباساشم کثیف میکرد
منم دوتا ساک لباس بردع بودم

ما یماه پیش رفتیم من روصندلی کودک میزاشتم فقط تو جاده طولانی میشد خسته میشد دیگه عقب ماشین رو کلا تخت کرده بودیم بچها اونجا بازی میکردن یکی رو درمیاوردم از صندلی یکی دیگه رو روصندلی میزاشتم یکم سخت بود ولی در حدی نبود ک بگی پشیمون شدم از رفتنم برا عوض شدنو حالو هوا خوب بود ما دوهفته هم مسافرتمون طول کشید

من چهار ماهونیم بود دخترم رفتم سفر الان بهش فکر میکنم میگم الان صد درصد خیلی سخت تره چون فعالیت شون بیشتر شده خواب شون کمتر و غیر از شیر خوردن بابد نگران غذاهاشونم بود

من رفتم ب این سختیاهم نبود 😆😆 صندلی غذا و کالسکه گهواره کل ماشین میشه همینا ک 😆 ب نظرم فقط بیشتر خسته میشیم تازه بحث با شوهرم بزار روش 😆😆

تجربه کردم اصلا خوش نگذشت🥺

من دوماهگی بردمش جنوب ایران 3ماهگی بردمش شیراز 6 ماهگش بردمش مشهد وشمال ودوهفته گشتیم سخت بود ولی خب شیرین بود

انشالله خوش گذشته باشه و همیشه به شادی و سفر .برای غذا چکار کردید؟

ادم ترجیح میده کلا نره فعلا از بس که خسته میشه و هی نگران بچس که سرما نخوره و چیزیش نشه

خدا قوت حالا فک کن من با دوتا بخوام برم سفر😅❤️‍🩹پوره میشم من میزارم یکسال و خوردی بشن بعد میرم

سوال های مرتبط

مامان محمد طاها مامان محمد طاها ۱۷ ماهگی
سلام دوستان وقت بخیر. میخوام تجربه خودمو از مادر شدنم تا همین لحظه رو باهاتون به اشتراک بزارم. من تو بارداریم خیلی حواسم به تغذیم بود تقریبا همه چیزای مقوی رو میخوردم مغزیجات شیره انگور ماهی گوشت قرمز بوقلمون اووکادو موز خلاصه بگم همه چیز وزن جنینم عالی بود تا 8 ماهگی 3400 بود ماه اخر به خاطر اینکه میخواستم طبیعی زایمان کنم تقریبا همه چیزمو قطع کردم نه میوه ای به جز هندوانه خوردم و نه دیگه مغزیجات و شیره انگور تو ماه اخر یعنی ماه نهم فقط 40 گرم به وزن جنینم اضافه شد (در آخر هم با نظر پزشکم کلا سزارین شدم) از وقتی پسرم به دنیا اومد تا سه ماهگی هم شیر خشک میخورد هم شیر مادر اما 4 ماهگی کلا شیر خشک نخورد و از وقتی هم که به غذا خوردن افتاد با وجود تست کردن انواع غذا بازم با شکست مواجه شدم و تنها غذایی که خوب میخوره همین اوتیمل هاست که بهش 4 مغز آسیاب شده کینوا پخته شده شیر انگور مرغ یا گوشت پخته شده موز روغن زیتون و گاهی شیر پاستوریزه هم اضافه میکنم با وجود اینا وزنش خداروشکر خوبه از حد معمولش ماشالله بهتره. با وجود اینکه تا 6 ماهگی با خودم دانشگاه میبردمش و فصل پاییزم بود اما خداروشکر مریض نشد یعنی خداروشکر تا الآن مریض نشده با وجود اینکه سفر زیاد رفتیم حتی سفر خارج از کشور و تو تمام سفرا و کلا همیشه حواسم به بهداشتش غذاش قطره هاش و لباس های مناسب به هوا بوده. میخوام بهتون بگم به خاطر بچه خودتونو محدود نکنید سفر برید کاری که دوست دارینو انجام بدین حتی میتونید درس بخونید مطمئن باشید در اینده خود بچه ها به ما افتخار میکنند بزارید تلاش کردنو از خودمون و از همین کوچیکی یاد بگیرن❤️❤️❤️