۱۱ پاسخ

دقیقا به همین دلیل دخترمو گذاشتم مدرسه دخترونه غیرانتفاعی که پسر نباشه توش

مال دخترم جداست

مگه معلم بالا سرشون نیست

خب شابد حین بازی و بدوبدو دستش خورده. عمدا دست نزده 🤣یاد چی افتادم دانشجو بودم😅😅😅 بعد داشتم با اکیپ دخترا راه میرفتم پسرام از اونور و خلاصه مام ادای لاتیارو درمیوردیم با دستای باز راه میرفتیم غش غش میخندیدیم پسرام یهو اومدن بدوان تقریبا داشتیم میرفتم توهم اون حین نمیدونم چطوری دستم رفت توخشتک پسره

نه مدیر ما خیلی حساسه کلاس ها جداس خوشبختانه

ای بابا
باید کلاس اون عوض میکردن یا ب مادرش تذکر میدادن

والا پسر من جدا جدا تو طبقات جدا

خب اشتباه از شما بوده که پیش گذاشتی جایی که مختلطه . جامعه همینه نباید توقع داشته باشیم بقیه با تربیت باشن خودمون باید چهارچشمی مراقب بچه باشیم

ن‌ پیش هم‌مختلط

پارسال من دنبال مدرسه برای پسرم بودم رفتم مهد چند ساعتی اونجا نشستم دیدم دختر و پسر با هم هستن

اومدم بیرون بیام یه پارک رو به روی مهد بود پسرم بردم اونجا بازی کنه
دیدم یه خانوم با دخترش از همون مهد اومدن
من و خانوم گرم صحبت بودیم
پسرم بدو بدو اومد در گوشم گفت مامان دختره بهم گفت طلوارت رو بکش پایین خصوصیت رو ببینم .گفتم تو چی گفتی
گفت
بهش گفتم نه
گفت دختره بهم گفته اشکال نداره که من به پسرای کلاس خصوصیم نشون میدم اوناهم خصوصیشون به من نشون میدن . 😐😐🫡🫡😐😐😐😐🫠🫠
دیگه امسال دنبال مدرسه بودم که حتما جدا باشن.

وای😣😣
مگه پیش هم باهمن ؟؟

سوال های مرتبط

مامان آرتین مامان آرتین ۵ سالگی
سلام خانوما لطفا کمک کنید، پسر من اصلا و به هیچ وجه حاضر نیس درس بنویسه و بخونه اسم درس که میاد عصبی میشه و میگه دوس ندارم برم مدرسه اکرم برم میخوام شلوغ کنم و گوش نمیدم، معلم هم به شدت از دستش کلافه شده و میگه نمیشه کنترلش کرد اصلا گوش نمیده سرکلاس، حالا به نظر شما امسال که پیش دبستانی هست میشه بجای اینکه بره پیش دبستانی براش معلم خصوصی بگیر؟؟
انقد که من دارم از دست این بچه حرص میخورم و استرس میکشم که نگم هر روشی رو برای اینکه بره سرکلاس امتحان کردم ولی جواب نمیده، راضی میشه بره مدرسه ولی انقد که تو کلاس شیطونی میکنه و انجام نمیده تکالیف رو معلم از دستش شاکی هست، انگار با معلم لج کرده و معلم هم همش میگه دکتر بردینش؟ دکتر گفته میتونه بشینه تو کلاس مشکلی نداره؟؟ دیگه واقعا با این سوالاش اعصابم رو بهم ریخته، اینم بگم که من دکتر بردمش و گفت که این بچه از نظر هوشی جزء بچه های باهوش خیلی بالا حساب میشه ولی علاقه نداره به درس، لطفا نظر بدید چیکار کنم، ممنون میشم.
مامان دختر مو خرمایی مامان دختر مو خرمایی ۶ سالگی
مامانا لطفا از پیامم نگذرید...امروز من برای دخترم یک جفت گیره گرفتم که از طرف فرشته مهربان بابت اینکه دارو هاش رو سر موقع میخوره و اذیت نمیکنه به مدیرشون دادم....بعد تو مهد دخترم گیره هارو آورده بیرون داده بالا خورده به صورت یکی از بچه ها مدیرشون گفت زخم شده صورتش پایین چشمش بوده، بعد موقع رفتن پدر بچه اومده آوینا رفته از دوستش و پدرش معذرت خواسته و دوباره پدرش منتظر مونده که من برسم منم بهش توضیح بدم منم معذرت خواهی کنم که من هم دیر رسیدم رفته بودند ....بعد مدیرشون به دخترم گفته گیره هارو به دوستت بده به جای کاری که کردی و معذرت خواهی کن و آشتی کنید ......حالا مدیرشون به من میگه دوباره گیره بگیر بیا بهش بدم یا اینکه خودم میگیرم باز دوباره گفت خودت بگیر از همون مدل من پولش رو میدم ......از این ناراحتم که چرا از آوینا خواسته گیره های رو بده...آخه یک بچه چندبار باید بازخواست بشه،جلو دوستاش شده،جلو‌پدر بچه شده ،تازه منتظر بودن من برسم یکبار دیگه جلو من و پدر بچه هم بشه،اخه باز جایزه فرشته مهربان رو چرا ازش خواستم بده به بچه.....می‌تونید این موضوع رو بهم بگه من هم تو خونه به دخترم پیشنهاد میدادم بک کادو کوچولو به دوستش بدیم نه اینکه جایزه ای که بچه خودش ذوق کرده رو بده به یکی دیگه....تنبیه ش خیلی زیاد بود
مامان عشقام مامان عشقام ۶ سالگی
بچها دختر پنج ساله م اوایل دوست داشت کاربرگ حل کردن و مدرسه لحظه شماری میکرد اما بنا به دلایلی مجبور به تعویض پیش دبستانیش شدیم و اولش دوستاش بهش گفته بودن تو چرا لباست باما فرق دارهو اینا اوناهمه باهم دوست شده بودن دخترمن جدید بود لباس فرم جدید براش خریدیم و از معلمش پرسیدم گفت همشون شاینارو دوست دارند و خودمم چندبار بردمش سرکلاس تا دخترم میرسه اسمشو صدا میزنن میگن اخجون اومدی فلان اما دخترم هیچکدومشونودوست نداره و یک هفته ست میگه نمیخوام برم مدرسه این مدرسه بده درس زیاد میگه میگه همش باید بشینیم مشق بنویسیم در صورتی که گزارش کار میده بازی هاش بیشتر از قبلی و متنوع تره اون قبلی حیاط نداشت و تو منطقه مسکونی بود همش بچهارو ساکت میکردن امااین میبرن حیاط توپ بازی و اینا خمیربازی رنگ انگشتی ولی اون قبلی اینارو نداشت اصلا امااونجا یه دوست صمیمی پیدا کرده بود حالامیگه هم از مدرسه م بدم میاد هم از دوستام هم از معلمم خانمشم میگه همش از جاش بلند میشه میاد پیش من گریه میکنه میگه میخوام برم خونمون بیشتر از همه ی بچها براش وقت میذارم که استرس نگیره ناراحتم چه کنم
مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام
مادر همکار همسرم چند روز پیش فوت کرده و بعد الان امشب ختم گرفتن و همسرم هم میخواد بره از ساعت ۹ تا ۱۱ هست و فکر کنم مسجد گرفتن و حالا اون مسجد جای شلوغی هم هست ، منظورم اینه ترافیک و .... زیاد داره و مثلا همسرم دیگه باید ۸ یا ۸ ونیم راه بیفته و از اون سمت هم که اگه ۱۱ تموم بشه تا بیاد خونه ، دیگه ۱۱ ونیم یا ۱۲ شده ، بهش میگم خوب برو یه فاتحه بخون و بیا ، میگه نه باید یکم بشینیم و همه همکارا هستن و شام هم میدن
پسرم یک یا دو ساعت هست خوابیده و کم کم باید بیدار بشه و بعد دیگه تا باباش نیاد نمی‌خوابه و یکسره غرغر می‌کنه و همش میگه حوصله ام سر رفته
روزای زوج اضافه کار می‌ره و قرار شد ،دو روز در هفته بره و یک روز خونه باشه و بیشتر پیشمون باشه ، حالا از وقتی که اومده خونه ، سریع ناهار خورده و لباس هاش عوض کرده و مادرشوهر رو برد دکتر برای دندون هاش و بعد باز یک دکتر دیگه برای کمر و الان هم اومد ، باز رفت کتاب های پیش دبستانی پسرم رو منگنه یا سیمی کنه و چند تا چیز بخره و بیاد خونه و باز وقتی هم بیاد ، یکسره سرش تو گوشی هست و بعد هم آماده میشه و می‌ره ختم
خوب امروز که نرفت برای من چه فایده داشت ، میخواستم حموم برم ، کتاب قرآن پسرم جلد کنم ، شام هم نداریم و همین طور ناهار برای فردا و خونه هم مرتب نیست و گردگیری و جاروبرقی میخواد و ظرف های شسته شده رو باید سرجاش بزارم و .......
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری