۵ پاسخ

من پسرم ۱۳سالشه از الان میگه کدوممون و دوست داری🤣🤣🤣

مبارک باشه تازه تاپیکتو دیدم
خداحفظش کنه
من جای تو بودم تا انومالی به کسی نمیگفتم یکدفعه با جنسیتش میگفتم
خودم حامله بودم حتی به مامانم نگفتم تا رفتم ان تی دوهفته بعدش گفتم به بقیه هم بعد اتومالی گفتم

بچه‌ها از دو سالگی حس حسادتو متوجه میشن قبلش درکی ازش ندارن

منم پسرم همینطوریه یه چیزی که میدم بهش به همه تعارف میکنه🤣

چقد وقتشه دخترت

سوال های مرتبط

مامان پرنسس🧚🏻 مامان پرنسس🧚🏻 قصد بارداری
مامان جوجه مامان مامان جوجه مامان هفته هشتم بارداری
شما کی بارداریتونو خبر دادین؟
من امروز ب مادرم گفتم بعد ما با مادرشوهرم زندگی میکنیم ۷۰ سالشه همش ب ما میگ بچه بیارین این ماه هم فشارم چند بار زد بالا می‌گفت تو حامله ای منم میگفتم نه می‌خوام پریود بشم دیگ قرار بود ب کسی نگیم تا تشکیل قلب ۶ هفته مثلا ۱،۲ هفته دیگ برم سنو ولی خوب گفتین بزارم ۹،۱۰ هفته برم سنو تشکیل قلب حالا میگم تا اون زمان من دیگ وسط هفته میبینی میرم و جمعه ها همه میریم و خونشم خیلی شلوغ میشه خلاصه ظهری شوهرم می‌گفت تا زمان سونو قلب ب کسی نگیم ولی چند باری گفت پس منم ب مادرم بگم خیلی خوشحال میشه و بهش بگم بگم ب کسی نگه و ازین حرفا موقع جاریم ک سجده شکر ب جا آورد الان میگم بزار بگه چون ۲،۳ روز دیگ می‌خوام برم پایین دیگ بره ب مادرش بگه حاملس ولی هنوز اوالشه چند وقت دیگ میخواییم بریم برا قلبش ببینیم داره یا نه ب کسی هم چیزی نگه حتی ب عروستم نگو ک من بهت گفتم خوبه اینجور؟
حالا بازم ب شوهرم بگم ببینم چی میگ ولی فکر نکنم بگه ک واسه قلب اینا میگن مادرم جوش میزنه
مامان نون خامه ای👶🏻 مامان نون خامه ای👶🏻 هفته نهم بارداری
✨سلام.. بالاخره منم بعد یکسال و نیم اقدام باردار شدم.. من از اول بچگیم عاشق بچه ها بودم. چون خودم تک فرزند بودم همیشه تو حسرت داشتن ی خواهر یا برادر موندم.. بعدشم ک ازدواج کردم از خانواده دور شدم تو ی شهر غریب فقد خودم بودم و همسرم... آشنای دیگ این نبود پیشمون.. الان 4سال از ازدواجمون میگذره.. اوایل ازدواج من خیلی بچه میخواستم چون تنها بودم ولی همسرم مخالف بود... بعدش دیگ سنامون رفت بالا و اقدام کردیم... یسال من هی رفتم دکتر همچی سالم بعد عید دیگ همسرم رفت آزمایش داد ک دونستیم اسپرم هاش مشکل داشتن... دکتر دوتا قرص براش نوشت یکی ویتامین E بود اون یکی تقویت باروری اقایان... بالاخره همسرم دوماه مرتب اینارو مصرف کرد.. دیگ امیدی نداشتیم ب همسرم میگفتم برویبار دیگ ازمایش بده.. یا بریم ای یو ای... همه فکرا میومد سرمون... تا ایپ ک هفته پیش شنیدم دو نفر از تو فامیلامون باردارن اونام خیلی وقت اقدام بودن... خوشال بودم براشون ولی دلم از خدا گرفت ک چرا ب منم نمیدی.. چرا من و نمیبینی... و بالاخرع اینجوری شد ک چهار ماه بعد مصرف قرصا خدا خواست و من باردار شدم... اصلا فکرم ب بارداری نمیرف چون همه علائم پریودی و دارم... ولی دل همسرم خیلی روشن بود... امروز صب ک بیبی زدم از خوشحالی دوتامون فقط جیغ میکشیدیم و گریه میکردیم... ایشالا قسمت تموم چش انتظارا.. بخدا درکتون میکنم.. من خودم چقد میومدم گهواره بیبی مثبت میدیدم اشکم میریخت... خلاصه با همه اینا بیبی مثبت شد و بتا 900بود با ی روز تاخیر... انشالله ک نینی منم سالم و سلامت باشع و ب شمام نینی های خوشگل خوشگل بدع.... علائمام هم پا درد کمر درد تیر کشیدن تخمدان.نفخ زیاد تیر کشیدن ناف تا واژن درد نوک سینه
1404/10/15✨👣👶🏻