۱۰ پاسخ

عزیزم برو به مربی شون بگو اون باید توی همه وقت حواسش به بچه ها باشه

الهی بمیرم طفلی پسرت

واقعا خدا کنه که پیش نیاد. اگر نه خیلی خوب گفتی بهش

چقد از همچین بچهای پرخاشگر متنفرم.پسر منم مثل پسر شماست آروم اصلا نمیزنه.دعوا نمیکنه

بیخود کرده مدیر گفته همیچین چیزی حدی صحبت کن با مادر بچهه حرف برن
با معلمش حتما پیگیری کن

بچه ن دیگه، باید تو همین جاها رفتارها و برخوردهای درست رو یاد بگیرن، بعضی بچه ها رفتارشون آسیب زننده س، عصبی ن، اما بعضیا نه پر هیجان و شیطنتن
بنظرم ببین تکرار میشه یا نه

پسر منم جلسه اول که رفته بود گفت یه پسر دیگه میزده تو سرش،منم بهش گفتم اگه دیگه زد بهش بگو نزن باید با هم دوست باشیم بعدم به مربیتون بگو تا باهاش حرف بزنه، خداروشکر دیگه تکرار نشد،شمام برو با مربیشون صحبت کن

اگر به مهد تذکر دادید، منتظر بمونید بینید بازم تکرار میشه یا نه.

عزیزم شما باید با مهدش جدی صحبت کنین بگین اگه تکرار شد مهدشو عوض میکنم نباید بچه ها رو تنها بزارن خدا نکرده یکی یکی دیگه رو هل بده چی

بگو دختر خوبتون اینه خدا رحم کنه به بقیه شون

سوال های مرتبط

مامان ارمیا مامان ارمیا ۴ سالگی
خانما پسرم عصر رفته بود تو کوچه من نرفتم باهاش کار داشتم ولی هر چن دیقه یه بار نگاش میکردم از پنجره ک دور نشه از در خونه یه لحظه نگاه کردم تنها بود بعد یه دیقه دیگه از پنجره نگاه کردم دیدم پسر همسایمون ک چن ماه از پسرم بزرگتره کنارشه شلوارش و داده پایین آلتش ودیدم از پنجره داشت حرف میرد با پسرم فوری بدون اینکه معطل کنم دویدم از پنجره راهرو نگاه کردم میگفت بهش شلوارت و بکش پایین بعد داد زدم از همونجا گفتم چی میگی محمد فرار کرد داخل کوچه پسرم سوار دوچرخه بود رفت دنبالش داخل اون کوچه ک خلوت بود فوری از پله ها رفتم پایین با عجله دیدم اونجام باز شلوارش و کشیده پایین آلتش باز بیرون بود نزدیک پسرم وایساده بود پسرم و برداشتم آوردم خونه گفتم چرا همچی میکنی بی تربیت به مامانت میگم دیگه رفت خونشون . یه ماهه اومدیم تو این محله
بعد پرسیدم از پسرم گفتم داشت چی میگفت گفت مامان گفته شلوارت و بکش پایین گفتم مامانم اجازه نمیده
بعد داخل کوچه هم گفته تورو خدا بکش پایین توروخدا خیلی خوب وباحالا😐بعد من گفتم چی و گفته باحاله و خوب اونم گفت اینکه آلت تناسلیت و ببینم و بیرون بیاری
واقعااا از عصر هی تو شوکم شماها بودین چکار میکردین ؟ یا چی میگفتین بهش؟
مامان پارسا مامان پارسا ۵ سالگی
دوستان خواهش میکنم راهنماییم کنین
از اول براتون توضیح بدیم
ما پسرمونو می‌بریم کلاس ژیمناستیک تا همش خونه نباشه یکم حالو هواش عوض شه تقریبا تو جلسه ششم پسرم خودشو تو باشگاه خیس کرده بود استادشون هم برده بود لباسشو عوض کرده بود و آخر سر به باباش گفته بود که خودشو خیس کرده باباش هم معذرت خواهی کرد بود باباش خیلی آروم بود میگفت بچس اشکالی نداره یه اشتباهی کرده
حتی به منم اجازه نداد ک به روش بیارم گف چیزی نگو بهش بچس
خلاصه سرتونو به درد نیارم امروز ک باز رفته بود باشگاه باز هم خودشو خیس کرده بود اینبار انگار منو باباشو آتیش زدن از بس عصبی شدیم ینی شما تصور کنین باباش میگف میگف وقتی استاد گف پسرتون دوباره اینکارو کرده انگار کل شهر رو سرم خراب شد از وقتی هم رسیدیم خونه مثلا باهاش قهریم نمیحرفیم باهاش تا به اشتباهش پی ببره ولی دلم نمیاد 🥺خودشم خیلی ناراحت شده باباشم ک تصمیم گرفته دیگه نبرتش باشگاه
اینم بگم ک پسرم همیشه خونه خودش میره واسه جیش و پی پی و لی تو باشگاه از ترس اینکه از تمرین عقب بیفته خودشو نگه میداره و اونوقته ک خودشو خیس میکنه😔