۴ پاسخ

من از مال خودش بیشتر خوشم اومد.
به نظر من الان هزینه نکن دوسال دیگه خودش میگه چی میخاد من پسرم الان سگ های نگهبان داره میگه نمیخوامش مرد عنکبوتی میخام.

مال خودش خوشگلتر وخوشرنگتره

خودش خوشگله ولی اینکه فرق داره رو نمیتونم بگم

من شخصا تا نندازم کنارهم نبینم تشخیص نمیدم

الان این طرح و دلم میخواد

تصویر

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
سبک فرزندپروری مقتدرانه
تو این سبک وضع قوانین ساده به صورت شفاف و ایستادگی روی قانون خیلی مهمه
یک مثال می‌خوام براتون بزنم
خب فک کنید مثلا شما ماهی یک اسباب بازی برای کودکتون می‌خرید
قبل از رفتن ب مغازه باید خیلی روشن بگید عزیزم داریم میریم برات اسباب بازی بگیریم، و می‌دونی که فقط یک اسباب بازی میتونی انتخاب کنی
اگه اونجا ناراحتم کنی و بخوای بیشتر از یک اسباب بازی داشته باشی باید بدونی که ماه بعد از اسباب بازی خبری نیست
بعد میرید مغازه و کودک دو تا اسباب بازی انتخاب می‌کنه و شما قانون رو یادآوری میکنید و اون گریه و زاری میکنه
والد آسان گیر بیخیال قانون میشه و میگه بچم مگه چقد قرارها بچه باشه و هر دو رو میخره
والد مستبد به شدت باهاش دعوا می‌کنه و سر بچه داد و بیداد. می‌کنه و عصبانی بودن رو به بچه آموزش میده
اما والد مقتدر، قانون رو یادآوری می‌کنه و میگه عزیزم میتونی انتخاب دومت رو ماه آینده بخریم ولی اگه یکم دیگه به این کارات ادامه بدی از اسباب بازی ماه بعد خبری نیست
و درصورت ادامه داد و بیداد همون اسباب بازی اول رو حساب می‌کنه و دیگه توجهی ب داد و بیداد نمیکنه
و وقتی اومدن خونه هم میگه قانون رو زیر پا گذاشتی پس ماه دیگه خبری از اسباب بازی نیست
از اجرای قانون نترسید
این قانون گذاری برای کنترل بچه ها تو نوجوانی به شدت لازمتون میشه
شاید الان درخواست فقط یه اسباب بازی بیشتر باشه و برای شما مشکلی نداشته باشه ولی باید بدونید اگه بچه ها بدونن والدین در اجرای قوانین مقتدر نیستن علاوه بر اینکه تو دوران کودکی کنترلشون سخت میشه و کودکان متوقع میشن در دوران نوجوونی هم واقعا ممکن هست مشکلات رو نتونید کنترل کنید
مامان بهراد و برسا مامان بهراد و برسا ۵ سالگی
شده خسته بشید از مادر بودن.
شده کم بیارید.
من بچه اولم خیلی‌ ارومه از بچگی همیشه برای خودش بازی می‌کرد سرگرم میشد
منم وقت داشتم برای همه چیزش برنامه ریزی کنم غذا میان وعده خواب بازی همه چیزش با آرامش بود.
ولی بچه دومم خیلی وقتا منو به جنون میرسونه همش چسبیده به پای من یک دقیقه خودش بازی نمیکنه داداشش بیچاره مجبور میشه سرشو گرم کنه البته گاهی اوقات منم همیشه مجبورم بچه بغل غذا بپزم
ظرف بشورم جارو کنم.
وقتی میشینم میره بازی می‌کنه بخدا روانی شدم با اینکه کوچیکه گاهی صبرم تموم میشه سرش داد و بیداد میکنم آخه بچه ای که غذاشو خورده پوشکش تمیزه خوابش رفته نباید یکم بازی کنه.
عذاب وجدان ولم نمیکنه .
پسر بزرگم بیچاره همش میگه مامان برسا آروم شد بهم آب میدی
برسا آروم شد خوراکی میدی
اصلا وقت نمیکنم باهاشون بازی کنم
وقتی خوابه هم مجبورم رو دور تند کار کنم.
کتابای پیش دبستانی رو گرفتم وقت نکردم باهاش کار کنم.
خداروشکر بابت وجود شون .
ولی گاهی کم میارم.
خسته میشم از زندگی و زنده موندن.
مامان محمد💙🚙تودلی🩷 مامان محمد💙🚙تودلی🩷 هفته سی‌وچهارم بارداری