۱۵ پاسخ

خیلی باحال بود پهلوون زاییدی.
خدا حفظش کنه جونش سلامت .وزن میگیرن

منم ولیعصر بودم اما خصوصی مبودم اتاق معمولی بودم ولی شدیداااا راضی بودم خدایی دو نفر بودیم فقط حال کردیم با هم اون بنده خدا چهارمیشو زاییده بود من اولی
تازه اون از من کوچیکترم بود😅 پنجمی رو هم میخواست هنوز🤣

منم شدید میلرزیدم دستامو گرفته بودم بالا ناخوداگاه و میلرزیدم شدیددد

عزیزدلم منم فکر میکردم بچم ۳۸۰۰ باشه طبق سونو اما ۳۲۰۰ بود بعدم ک ورمش رفت شد ۳۱۸۰
ولی من وقتی شکمم رو فشار مبدادن درد نداشتم
تو چرا درد داشتی؟پمپم ک داشتی تازه کن پمپ دردم نداشتم!کلییییی هم خونریزی کرده بودم !

چقدرحس و حال خوبیه که پسرت دیگه بغلته و حرکاتشو می بینی😍
تعریفاتو خوندم من خودمو کلا گذاشتم جات چون منم اگر بودم دقیقا همینجوربودمممم و واکنشام همین بود حتی گریه.کاش فشار شکم رو تاقبل اینکه بی حسی بره انجام بدن

ای جانم‌پسر منم ۲۷۵۰ بود ولی من ۳۷ هفته کیسه ابم پاره شد
من دقیقا همین اتاق بودم تو ولیعصر

وای منم خیلی تو ریکاوری موندم همسرم می‌گفت همه‌ی اونایی که بعد تو رفتن زودتر از تو اومدن منم وقتی آوردن بخش مامانم گفت بچه رو دیدی چه شکلی تنها چیزی که منو جذب خودش کرده بود این که چال چونه داشت اونو گفتم همسرم گفت ایول ما فکر تویم تو ببین به چه چیزهایی دقت کردی 😂😂

من هم ولیعصر بودم
و توو اتاق ریکاوری پرستار پمپ درد رو کامل برام توضیح داد

سلام فاطمه جان
خدا حفظش کنه آقایاسینتو
عزیزم پمپ درد به جز اون قسمت که خودت فشار میدی تا مسکن وارد بدنت بشه،خودش تنظیم هست و وارد بدنت میشه،وقتی خودت با اراده فشار میدی دکمه اش رو،فقط بیشتر وارد بدنت می‌کنی.
منظورم اینه که شما متوجه نبودی،پمپ درد اثر خودشو گذاشته.

به به دلم کیک خواست😋😅مبارکه عزیزم قدمش براتون پربرکت باشه🌹

چرا اینقدر وزن بچه مهمه؟🤔من اولین سوالم اینه که سالمه یا نه ولی میبینم همه از وزنش سوال میکنن! ربطی به سلامتیش داره؟

من3700ب دنیا اومد بازم سخته نگه داشتنش تا این ی ماه گذشت کلا سخت

ولی عمل برای من عالی بود هیچ اذیتی نداشتم فقط فشار دادن شکمم که بچه بیاد بیرون امونمو برید با فشار رحم به جز اون همه چی اوکی بود

بسلامتی عزیزم منم فک می کردم دخترم ۳۵۰۰ باشه اما ۳۱۰۰ بود

ی لحظه خودمو تصور کردم واقعا استرس گرفتم😢

سوال های مرتبط

مامان یاسین👶🏻🩵🧸 مامان یاسین👶🏻🩵🧸 هفته یازدهم بارداری
سوال: تجربه زایمان سزارین🩵
یعنی من هر موقع اومدم تجربه زایمان بذارم آقا یاسینم نذاشت الان تا خوابه سریع و مختصر بیام بگم؛ راستش من تا قبل از عمل یکم سزارین رو دست پایین می گرفتم😄 و فکر می کردم خب یه عمل سادس و نهایت با شیاف میشه تحمل کرد اما به محض ورود آمپول بی حسی همه چی برام عوض شد🤣 آمپول لی حسی اصلا درد زیادی نداشت اما انگار برق منو میگرفت و من متاسفانه خودمو سیخ میکردم و همین باعث شد سه بار سوزن و فرو کنه قشنگ نفسم بند اومده بود باهام حرف میزدن من نمی تونستم بلند جوابشونو بدم🙂 خدا خیرشون بده سوند رو بعد از بی حسی گذاشتن بعد که منو خوابوندن من هنوز حس می کرذم و پاهامو تکون میدادم داشتم مثه 🐶 ترسیده بودم حتی اون موقع که دلمو داشتن ضد عفونی می کردن من می فهمیدم میگفتم خانم دکتر من هنوز حس دارم توروخدا نبرید🥴😅 کم کم که سنگین شد پاهام صدای آب و تخلیه شدنش رو شنیدم و بعدشم صدای نازک پسرم که داشت گریه میکرد🥹🥰 آوردنش چسبوندن به صورتم گرمای وجودشو حس کردم☺️ خلاصه ادامه عمل من حالم اصلا خوب نبود همش حالت تهوع و تنگی نفس داشتم و تو سرمم دارو میزدن قشنگ دلمو فشار میدادن میفهمیدم اما دردی نداشتم.بعد که بردن تو ریکاوری انقدر من لرز کرده بودم داشتم میمردم از طرف دیگه پاهام حس نداشت ولی سنگینیشو حس میکردم خیلی اذیت بودم هی به پرستارا می گفتم پاهام درد میکنه درحالی که درد نمی کرد سنگین شده بود😮‍💨
خودم فکر می کنم حدود نیم ساعت ۴۰ دقیقه تو ریکاوری بودم بعد که داشتن می آوردن تو بخش اومدن دلمو فشار دادن
مامان کیان🩵👼🏻 مامان کیان🩵👼🏻 ۶ ماهگی
و قبل زایمان و بعد زایمان خیلی هوامو داشتن خب خانم علیزاده اومدن منو معاینه کردن گفتم ۶,۷ سانتی باورم نمیشد ساعت ۱۰:۳۰ بود بستری شدم تو اتاق زایمان پیاده‌روی میکردم ورزش میکردم آبمیوه خوردم شد ساعت ۱۲ خانم علیزاده اومد کیسه آبمو پاره کرد بعد از اون من فول شدم دیگه نمیتونستم تحمل کنم خانم علیزاده میگف برم تو دستشویی فرنگی بشین و زور بزن ولی من خیلی درد داشتم نتونستم انجام بدم اومدم دراز کشیدم تو تخت مامانم و همسرم تو اتاق بودن دستشون و گرفته بودم موقعی که دیگه اومدن بچه رو دربیارن رفتن بیرون من زایمانم فیزیولوژیک بود بچمم موقع تولد ۴کیلو ۱۰۰ گرم بود گفتم چون لگنت خوب بود طبیعی کردیم ساعت ۲:۳۰ بچم به دنیا اومد
من تحملم خیلیییی بالا بود فقط بچه من تو سمت راست شکمم بود و بالای نافم بود قدشم بلنده زیادی به شکمم فشار دادن تا بیاد وسط و فشار دادن بیاد پایین و بیاد بیرون.از اول تا آخر زایمان درد داره مونده به تحمل هر کسی نمی‌تونم بگم آره خیلی راحت بود و اینا خیلی هم سخت بود اتفاقاً
من دو سه روز اول یبوست بودم بعد درست شدم بعد دو سه روز جای بخیه عفونت کرده بود و تا امروز که رفتم بخیه رو دکتر برداشت بدجوری درد داشت بخیه اصلا نمیتونستم بشینم
تمام
هر سوالی داشتین باز بپرسید