۱۰ پاسخ

چ زایمان خوبی داشتی .ماشالله
منم ک سزارینی ام .هوس کردم طبیعی بزاعم😂

خدارو شکر مبارکه بسلامتی عزیزم

چ خوب مبارکه عزیزم

خدارو شکر مبارکه گلم 😍

خداروشکر مبارکه چه راحت زایمان میکنی

خداروشکر

الهی شکر عزیزم انشاءالله قدمش مبارک باشه گلپسر 💙 بعد یه سوال خودت از قبل میخواستی که طبیعی زایمان کنی ؟ الان کسی که برا سزارین پول داده باشه سزارینش میکنن ؟ یا چون زود زایمان کردی طبیعی بود ؟

خداروشکر قشنگم چه خوشگل زایمان کردی انشالله قسمت هممون همچین زایمانی بشه،ورزش اینا میکردی؟تحرک داشتی؟

خداروشکر قدم نو رسیده مبارک الهی بلا ب دور باشه

خداروشکر گلم مبارکت باشه 😍🌹چیکار کردی موقه بارداری انقد زود زایمان کردی

سوال های مرتبط

مامان آراد🥰 مامان آراد🥰 ۱ ماهگی
تجربم از زایمان طبیعی توی ۳۴ هفته و ۴ روز
من ۱۳ مرداد از صبح درد داشتم دیگه دردام منظم شده بود هر پنج دیقه یه بار بود
منم اصلا آمادگی نداشتم ولی قبل از این که بیام بیمارستان رفتم دوش گرفتم خودمو تمیز کردم اومدم بیمارستان معاینه کردن گفتن سه سانتم رفتم کمی پیاده روی کردم درحد نیم ساعت چون دردام زیاد بود نمیتونستم پیاده روی کنم اومدم بستریم کردن توی بخش زایمان اونجا معاینه کردن گفتن پنج سانت شدم ساعت چهار و نیم بستری شدم توی بخش زایمان دردام تا پنج سانت قابل تحمل بود با نفس عمیق خوب می شد ولی بعد از پنج سانت خیلی زیاد شد نمیگم بترسونمتون ولی من استانه دردم خیلی پایینه بچه کامل سرش پایین بودش اینم یگم من تقریبا ۲۵ هفته دو دوز آمپول بتامتازون گرفته بودم با سرم سلفات خلاصه که دیدم نمیتونم دردامو تحمل کنم کمی میموندم سرمو بکوبم به دیوار گفتم بهم آمپول بی دردی زدن اسمشو یادم نمیاد خیلی خوب بود پیشنهادش میدم تا موقع فول شدن من فقط درد پریودی داشتم تقریبا نیم ساعت کشید تا اثر کنه خیلی خوب بود موقع زایمان دردام زیاد بود که اونم بعد از به دینا اومدنش کانل خوب شد بخیه هم زدن بهم نمیدونم چنتا بود ولی گفتش خیلی کمه بخیم در حد سه چهارتا که اونم متوجه نشدم بخاطر آمپول اپیدورال خلاصه بخوام بگم زایمانم راحت بود شکر خدا 🥹😍
مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ مامان ♥️𝑹𝒂𝒚𝒂𝒏♥️ ۸ ماهگی
ی جور انگار سر بچه فشار می‌آورد به واژنم بهشون گفتم اومدن معاینه کردن گفتن شدی ۹ سانت خیلی خوبه همینجوری پیش بره امشب زایمان می‌کنی کم کم دردام شدتشون بیشتر شد مثلا هر پنج دقیقه ی بار شد هر دو دقیقه ی بار چون بی حسی زده بودن برام درد معاینه اینا رو اصلا نفهمیدم دردش که شدید تر شد صدام در اومد گفتم فقط بیاین ی کاری کنی ن من از این درد راحت شم تقریبا نزدیکای ساعت 8 بود که دردام فاصلشون نزدیک بهم شد بعد از معاینه آخر گفتن سرش رو داریم میبینیم تا جایی که میتونی پاهاتو جمع کن زور بزن که همون موقع برش زدن اصلا نفهمیدم نه بخیه رو نه برش زدنشون رو هیچیولی وقتی سر بچه میاد همون لحظه کل دردا یادت می‌ره انکار نه انگار که چند لحظه قبل داشتی درد می‌کشیدی اگه بازم برگردم عقب قطعا طبیعی رو انتخاب میکنم چون اونقدرا وحشتناک نبود که میگفتن البته طبق تجربه خودم اینو میگم چون کل زایمان من 6 ساعت کشید و دردشم فقط موقع دنیا اومدن بچه کشیدم بقیش خیلی سخت نبود واقعا خدا خواست که من تایم زایمانم کم بود و ماماهای اون شب و دکتر واقعا خیلی خوب بودن کمکم کردن
مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۱۰ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 روزهای ابتدایی تولد
📍تجربه من از زایمان طبیعی📍
دیروز ساعت 11با کاهش حرکت رفتم بیمارستان چون 40هفته بودن دکتر گفت ریسک نمیکنم و ختم بارداری داد
چون دهانه رحمم باز نبود برام امپول فشار زدن و سوند رحمی گذاشتن خیلی درد داشت ولی قابل تحمل بود ۱۱صبح بستری شدم دهانه رحمم کامل بسته بود سرم گرفتم و سوند رحمی 1ساعت بعدش دهانه رحمم شد 1نیم سانت سوند افتاد و دردام شروع شد قابل تحمل بود تا ساعت ۱۱شب شدم ۲نیم سانت سرمو قطع کردن گفتن بخواب تا صبح بعد صبح ساعت ۷باز سروم باز کردن برام باز دردام شروع شد اروم اروم زیاد شد ماما همراه نداشتم ولی ماما بیمارستان کمرمو ماساژ داد حموم برد منو بهتر میشدم گاز بی دردی هم گرفتم خوب بود ولی خب از ساعت 1ظهر ب بعد دردام غیر قابل تحمل شد ولی همچنان ۲ نیم بود دهانه رحمم اومدن خودشون کیسه ابمو. پاره کردن و دردام خیلی شدید شد توی ۲ساعت نیم شدم 10سانت انقد زور زدمو داد زدم گلوم پاره شد
بخیه هم خوردم 27تا تقریبا بچه راحت دنیا اومد ولی جفتم در نمیومد خیلی اذیتم کرد امروز ساعت چهارونیم پسرم دنیا اومد 🥹❤🩵