هیچوقت فکر نمیکردم دختر داشتن انقدر رویایی و عجیب باشه
فکر کن نیم وجب بچه میره بین مبلا می ایسته و ازت میخواد با پتوی خودش بالای سرشو بپوشونی تا یه خونه کوچیک داشته باشه
بعدشم دونه دونه عروسکاشو برداره و ببره اونجا بچینه و با هر کدوم از رفیقاش با مدل خودش حرف بزنه، بغلشون کنه، نازشون کنه!
لیوان کوچولوشو برداره و بااینکه توش چیزی نیس اول خودش یه هورت بکشه و به به کنه و بعدشم به تو تعارف کنه و با ذوق نگات کنه تا بَه بَه تو رو هم بشنوه :))
یا وقتی میبریش پارک و با کالسکه میون بچه‌های ۴-۵ ساله که روی تاب و سرسره‌ها وول میخورن، راش میبری تا ببینتشون، با هر هیجان و ذوق بچه‌ها، دخترتم ذوق کنه و جیغ بزنه و بخنده...
یا هزاران هزار ذوق و رفتار شیرین دیگه اینروزاش...
درسته که دست تنها بچه بزرگ کردن توو غربت خیلی سخته
هیچ شکی در این نیست
ولی باید بگم به هیچ وجه دلم برای روزای بدون اناهیتا تنگ نشده..
من توو اون روزا همه چیز داشتم ولی اصل کاریو، دلخوشیمو، انگیزه زندگیمو کم داشتم...
اینروزا خیلی خسته میشم
کم میارم، انرژیم ته میکشه
اما با هر بوسه و لبخند اناهیتا بهشتو زیر پام حس میکنم و دوباره پرانرژی به زندگی و روزمرگیا برمیگردم...
خداروشکر که تن بچه‌هامون سالمه
خدایا هزار مرتبه شکرت

تصویر
۱۰ پاسخ

ی جا خوندم می‌گفت ما دختر دارها خودمون بهترین رفیقمون رو به دنیا آوردیم

دختر داشتن خیلی خیلی خیلی خوبه🥹❤

خداحفظش کنه برات

دقیقا مامان جان ... بدون نینی هامون زندگی چجوری میگذشت؟ این شیطونکا ک انرژی مون رو کامل خالی میکنن اما زندگی بدون اونا معنی نداره

خداروشکر
متن عالی🥰👏👏👏👏
شما نویسنده کتابهای انگیزشی خواهی شد
ماشاءالله بهتون

سلام عزیزم چقد با خوندن پیامت همزاد پنداری کردم و چشام پر شد منم همین حس هارو دارم خدا دختر تو برات حفظ کنه منم گاهی کم میارم ولی دخترمو که نگاه میکنم همه چی یادم میره. خدا بچه هامونو برامون حفظ کنه. خدارو خیلی خیلی شکر

عزیزم خداروشکر تک تک حرفاتو حس میکنم واقعا خدارر هزار مرتبه شکر❤️

عزیزم عکس دخترتو آتلیه ای میکنم هر عکسی که پسندت شد فقط ۱۰ هزار تومان😲😲
آیدی ایتا
@aks_nozad

خدا حفظش کنه عزیزم💗

شکر خدا
ایشالله کنار هم تا ابد خوشحال و خوشبخت باشین
دختر داشتن اینجوری که تو داری الان رفیق روزهای پیری و سختیت رو با دست خودت بزرگ میکنی

سوال های مرتبط

مامان آناهیتا 💜 مامان آناهیتا 💜 ۱ سالگی
از صبحا بخوام بگم..
ساعت ۸/۳۰ دست و رو نَشُسته و چشم باز نکرده با صدای قشنگ و آواهای بانمکش میفهمم که دیگه تایم خواب تموم شده..
اول یه دل سیر شیر میخوره و وقتی از بیدار شدنِ کاملِ من خیالش راحت شد، شروع میکنه به بابا بابا گفتن تا باباشو از اتاق کار برای بغل صبحگاهی که روتین هرروزشونه، بیرون بکشه..
توو همین گیر و دار من سریع چاییمو دم میکنم نون گرم میکنم و صبحونه رو اماده میکنم و میخوریم و بابا برمیگرده سرکار..
من میمونم و دخترک شیطونی که اینروزا از صبح تا شب بیداره و اگه خیییلی بخواد به مامانش آوانس بده نهایتش بیست دقیقه تا نیم ساعت بعد از ناهار میخوابه.
ناهار و شام هم با کلی داستان برای اناهیتا خانوم و ریخت و پاش توو کل خونه اماده و نوش جان میشه…
از پروسه غذا خوردن مستقلشم که هیچی نگم بهتره!😅
برای خودش کتابیه حقیقتاً..
ناهار پختن و خوردن یساعت طول میکشه اما جمع کردن سفره و غذاهایی که همه جای خونه ریخته دوساعت!
به هر سویی که باشه بالأخره هرروز به این ساعت هم میرسیم و اناهیتا بعد از سرویس نمودن‌های فراوان مامانش، راضی به خوابیدن و استراحت میشه.
راستش این روزا و شبا خیلی خستم
خیلی روحیه‌م حساس شده و خیلی احساس نیاز به کمک و البته تنهایی دارم…گفتن این حرفا خجالت نداره! اینا نیازهای یک انسان سالم و در شرایط نرماله.. ولی یک مادر…
همه ثانیه‌های زندگیشو میذاره تا بچش از همه نظر توو حال و هوای خوبی باشه.. از همه چیزش میگذره تا بچش شاد باشه..
و منی که وقتی خنده هاشو میبینم روحم تازه میشه انگار دوباره جون میگیرم…
با همه اینا دلم نمیخواد حتی برای چند ثانیه دوری منو احساس کنه و ازش رنج ببره..
خدایا خودت سایه همه مادرارو بالاسر بچشون حفظ کن..
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
#دل نوشته
میدونید من فکر میکنم اینکه بعضی ها از بچه داری خسته میشن..یا فرصت بازی با بچه پیدا نمیکنن...یا دائم سر بچه داد میزنن یا برعکس کسانی که از بچه داری لذت تمام میبرن ، برمیگرده به مدل زندگی ، نه آروم بودن بچه
شما الان دو تا بچه شیطون رو تصور کنین که مثلا هر دو ساعت ۹ صبح از خواب بیدار میشن
مادر بچه اول خودش تا ساعت ۹ کنار بچه خوابیده و حالا با هم بیدار میشن و تا بیاد صبحانه آماده کنه و هر دو بخورن و پوشک عوض کنه یک ساعت گذشته و حالا باید بره سراغ ناهار آماده کردن با بچه شیطونش و کلی چالش..این وسط خونه هم نامرتبه و بچه سر وسایل مختلف میره و مادر اعصابش خرد میشه و ممکنه داد بزنه یا بکن نکن کنه. ظهر میشه بدون اینکه وقت مفیدی با بچه گذرونده باشه.
حالا مادر بجه دوم رو تصور کنین که ۷ صبح از خواب بیدار میشه و در نبود بچه صبحانه مفصلی میخوره و کمی دور و اطراف خونه راه میره و ناهارشو بار میذاره و ساعت تازه شده ۹ صبح و کم کم بچه بیدار میشه
مادری با انرژی، خونه مرتب و ناهار بار گذاشته شده، کاملا آماده برای بازی و آموزش و وقت مفید گذاشتن با بچه...
و از بچه داری لذت میبره ..😍
هر دو مادر هم بچه شیطون دارن
پس الکی دنبال بهانه نباشید که فلانی حتما بچه اش آرومه که مدام دارن باهم بازی میکنن و شعر میخونن....نه
.همه ی لذت زندگی برمیگرده به مدل زندگی ما
به برنامه ریزی ما
من هر چیزی که مینویسم رو تجربه کردم و نتیجه های متفاوت رو بررسی کردم
هیچوقت شعار نمیدم...