۲۵ پاسخ

عزیزم راستشو بگو که بچه رو ببرین دکتر
حتما باید واکسن بزنین براش

ب نظرم بزنگ‌اورژانس بپرس ببین نیازی به واکسن اینا نباشه یوقت
راستش ب شوهرت بگو

راستشو بگو ببر اورژانس شاید نیاز به واکسن باشه

به نظرم راستشو بگي و ببري دكتر بهتره

زندانیم روزی ی ساعت هواخوری داره بچروک نمیتونی ت خونه زندانی کنی ک راسشوبگو

میخوای زنگ بزن اورژانس بپرس اگه مشکلی بود بعد بکو شوهرت گفت نیاز نیست واکسنش و بزنی که هیچ

دکتر نمیخاد باید ببری بهداشت واکسن داره که باید تا هفت روز بزنی

کار خوبی کردی گفتی بچه هست دیگه از قصد نبود که اون گربه رو بگیرین بده شوهرت بزار تو ماشین ببره چند کوچه اونورتر راهش کنه .ببرش دکتر انشالله ک چیزیم نیست

ببری بهداشت خودشون واکسن دارن اگه لازم باش میزنن

حتما حتما حتما ببرش دکتر
هاری اصلا درمان نداره
برو واکسن بزنن به بچه
اصلا پشت گوش ننداز خیلی خطرناکه

یه چیزی الکی بگو مثلا داشتم توحیاط یه چی میشستم .باید ببری امپول کزار بزنه اونم فکرکنم۳مرحله باید بزنه

عزیزم زنگ بزن اورژانس بپرس حتما چ ون مسئله مهمیه واقعا

فردا که شوهرت خونه نیست ببرش دکتر حتما خیالت راحت میشه اینجوری

حتما ببر بهداشت واکسنشو بزنن

الهی بگردم
بنظرم باید واکسن بزنه ببر دکتر حتما گناه داره

ب شوهرت بگو عزیزم گربه پر از بیماریه خدایی نکرده اتفاقی نیوفته

ببر دکتر واکسن هاری بزنه راستشو بگو کاریه که شده

ببرش بیمارستان سررریع... اینجا یکی شوهرش همینجوری شده بود ۲۰تا واکسن و امپول بهش زده بودن توروخدا ببرش

باید ببری دکتر امپول بزنن براش

حتما ببرید دکتر ممکنه نیاز به واکسن باشه
دعوا با شوهر چاره داره
ولی هاری درمان نداره

برو پیش پزشک هر چه سریع تر

ماگربه خونگی داشتیم چندباری چنگم زد طوریم نشده

عزیزم راستشو بگو و بچتونو ببرین دکتر

لباس آستین بلند تنش کن نبینه اگه هم دید بگو با اسبابازیاش اینجوری کرده راستشو نگو

آره اول بشورباآب صابون الکل بزن لباس آستین بلندتنش کند نبینه شوهرت

سوال های مرتبط

مامان کارن و تو دلی🤍 مامان کارن و تو دلی🤍 ۲ سالگی
من عموما تلاش می‌کنم با کارن آروم و منطقی و با حوصله رفتار کنم
اما مواقعی مثل امروز که چند بار تکرار کرد یهو کنترلمو از دست دادم داد زدم و دستشو کشیدم
اصلا بابت کثیفی خونه چه می‌دونم لجبازی یا شیطونی و فلان نیست
بخاطر سلامتی خودشه
مثل امروز چند بار یهو دستشو از تو دستم می‌کشید میدوئید تو کوچه و جاده و...
چند بار با آرامش دنبالش رفتم و باهاش صحبت کردم
اما یهو دوئید یه خانومه اومد جلوم بچه یه لحظه از جلو چشمم غیب شد فکر کردم پرید تو جاده قلبم وایساد وقتی رسیدم بهش فقط داد زدم گفتم مگه نگفتم نباید بدویی تو جاده؟؟؟؟
یا مثلاً شب داشت با بچه ها بازی میکرد رفته گلی که بچه ها درست کرده بودن برا بازی گذاشته دهنش خورده با اینکه قبلش بهش توضیح دادم چیزی نکنه تو دهنش یا دستشو نکنه تو دهنش وقتی داره گل بازی می‌کنه از دور هم حواسم بهش بود هر چقدر م خرابکاری کرد اصلا بهش بکن نکن نکردم و گیر ندادم
دوباره داد زدم گفتم کاررررن چی خوردیییییی
بچم دو بار گریه افتاد
واقعا ناراحتم
عذاب وجدان دارم
احساس می کنم حقیقتا مادر خوبی نیستم