پستم نکته خاصی نداره. صرفا برای ثبت داشتنش مینویسم.
بالاخره بعد از ۱۵ ماه تونستم ورزش رو دوباره شروع کنم.
منی که قبل بارداری و حین یارداری باشگاهم ترک نمیشد نزدیک به ۱۷ ماه بود که نتونسته بودم باشگاه برم.
بعد زایمان نمیشد تا یه مدت...
بعدش بچه کوجیک بود ...
بعدش کسی نبود نگهش داره...
خیلی تلاش کردم که هر طور شده برم ولی اصلا نمیشد. نزدیک به چندین ماه بود که هر روز تو کارهای فردام مینوشتم ورزش و نمیشد که برم.
ولی این ماه دیگه بی خیال باشگاه رفتن شدم و یه دوره آنلاین ثبت نام کردم. امروزم چهارمین روزی بود که تمرین داشتم. خیلی خوشحالم. حس قدرت میکنم و به خاطر این قوی بودن به خودم افتخار میکنم. گل پسرم هم دیگه داره کم کم عادت میکنه. کمتر سراغم میاد وقتی بهش میگم دارم ورزش میکنم.
اون روزهایی که حس میکنی ضعیفی، دیگه هیچ کاری نمیتونی بکنی، نمیتونی... به کوچولوت نگاه کن و به خودت یادآوری کن: این فسقلی تو بدن من بزرگ شد و به دنیا اومد و با شیره وجود من رشد کرد. مگه کاری هم هست که من نتونم انجامش بدم؟! تو از بهونه هات قوی تری! اینو یادت باشه.

۱۲ پاسخ

افرین ب شما بانوی قوی وبا اراده

تو پاسخ ها میذارم که بتونی کپی کنی
https://t.me/academy_chalesh

آفرین به تو عزیزم منم با پسرم هرروز صبح دوتایی ورزش میکنیم بعدشم میرقصیم و حالم خوب میشه

چه خوب عزیزممممم منم نیاز دارم به باشگاه میشه اسم دوره اتو و ازکجا تهیه کردی معرفی کنی

آفرین برتو مامان قوی .منم باشگاه روبروی خونمونه ولی هنوز موفق نشدم برم با اینکه خونه مادر شوهر برادر شوهرم طبقه پایین هستن ولی انگار نمیتونم بزارم پیششون بمونه

موفق باشی عزیزم آفرین 🍃👍🏼

نقطه سر خط خانم دکتر کوثر یاوری رو گوش دادی

موفق باشی عزیزم
منم دارم ثبتنام میکنم آنلاین ورزش کنم

ورزش خیلیی خوبه چه برای لاغری چه هر چیزی کلا به آدم روحیه میده من خداروشکر هستن بچم رو نگهدارن میرم باشگاه خیلی خسته میشم چون من اضاف وزنم بالاست ولی از وقتی رفتم آروم ترم رفتارم با پسرم هم بهتر شده تا حدودی

آفرین عزیزم. منم یکم پیش با نرم افزار ورزش میکردم ولی پسرم خیلی بهونه می‌گرفت و در اثر یه اشتباه آسیب دیدم و حالا کلا محروم شدم🥲 البته من بیشتر بخاطر کم کردن وزن دلم می‌خواست ورزش کنم

عزیزم موفق باشی
دوره انلاین که شرکت میکنی چطودی هستش میشه توضیح بدی؟؟منم وقتشو ندارم قبلا همیشه ورزش میکردم.دوسدارم توخونه ورزش کنم ولی روحیشک نداشتم.اگه اوکی باشه منم خریداری کنم دورشو

گلم مسرت الان چه کلماتی میگه؟؟

سوال های مرتبط

مامان آیــــــسل💋 مامان آیــــــسل💋 ۱ سالگی
اومدم تجربه ام رو راجب افتادگی سینه ها بعد از زایمان و شیردهی بهتون بگم
من یکی از اشتباهاتی ک کردم و میکنم
این بود که دوران حاملگی و بعد از زایمان اصلا سوتین استفاده نکردم
یعنی کلا تو خونه من سوتین نمیبندم🥲
و همین بیشتر باعث شده بود که سینه هام بیوفته
خلاصه بعد از زایمان و شیردهی که من کلن یک ماه شیردادم
سینه هام خیلی افتاد و تو خالی شد یعنی فقط انگار پوست بود و شل و ول
خیلی ناراحت بودم
من موقع زایمان ۸۰ کیلو بودم و خیلی لاغر شدم بعد
یعنی همین ماه پیش من انقدری لاغر شدم که به ۵۹ رسیدم
خلاصه دیگه تصمیم گرفتم ورزش و شروع کنم و وزن اضافه کنم
الان که سه هفته بیشتر گذشته تقریبا من وزنم ۶۶ شده و سینه هام بشدت سفت و رو به بالا شده و خب بزرگ تر هم شده
افتادگیش حداقل ۷۰ درصد برطرف شده بقیشم میگم بخاطر همون سوتین نبستنه ک احتمال میدم به مرور با ورزش اوکی شه

اگه میخواید سینه هاتون درست بشه حداقل ۸۰ درصد بهتر از این حالتش بشه
ورزش های مربوط ب بالاتنه + بستن سوتین خوب ک بالا نگهداره + و اینکه وزن اضافه کنید

تخم شنبلیله هم شنیدم خوبه ولی متاسفانه حال استفادشو ندارم🤣

شماهم اگه تجربه ای دارید ک کمکتون کرده پایین بنویسید که بقیه مامانا هم ببینن
ش
مامان امیر علی وآسنا مامان امیر علی وآسنا ۱ سالگی
مامانا واقعا درمونده شدم من یه پسر دارم۵سالشه با خواست من یه بچه دیگه آوردیم که شد دخترم که یکسالو ۴ماهشه از روزی که باردار شدم تابه امروز هر بار مشکلی پیش اومد هر بار بچه گریه وبیقراری کرد شوهرم بامن دعوا کرد که من نمیخواستم تو خواستی حالا هم بکش بچمم بیش از حد بهانه گیر هست دائم دلش میخواد بغلم باشه وپیش هیچ کس نمیره خیلی حالم خرابه شبا نمیخوابه درحد ۳ساعت می‌خوابه بغیش همش گریه میکنه و باید ساکتش کنم اصلا خواب ندارم الانم که داره دندون در میاره بدتر شده به نظرتون یه ماه از این قطره هایی که برای خواب هست بخرم بدمش بخدا همشون اذیتم میکنن بخدا منم آدمم خسته میشم کم میارم نگید صبوری کن که به ولله کم آوردم

یکی نیست حتی شبا که خوابه فقط هی باید شیشه درست کنی نگهش داره تا من استراحت کنم
شوهرم امشب آنقدر غر زد که من خواب راحت ندارم سرم از صدای گریه هاش درد اومده میگه هم گریه میکنه سریع ساکتش کن ولی بخدا دیگه مخم هنگ کرده نمیدونم چیکار کمم
مامان 🩷twin🩵 مامان 🩷twin🩵 ۱۵ ماهگی
#پارت ۱۴_ زایمان زودرس
#فرزند_پروری
دیگه داشتم ترخیص می شدم و مجبور بودم بچه هام رو توی بیمارستان بذارم و برم و این حس برای مادر یه حس خیلی بده ولی خب چاره ای نبود بچه ها رو بیمارستان گذاشتم و رفتم خونه از این به بعد داستان من خیلی سختتر می شد یک مادر تازه زایمان کرده با شکم پاره قرار بود از این به بعد هر روز کلی شیر بدوشه و بده که همسرش ببره بیمارستان برای بچه هاش
چجوری قرار بود بدون مک زدن یه بچه بتونم شیر بدوشم ولی سعی می کردم که مرتب این کار رو انجام بدم با استفاده از شیر دوش شبانه روز بیدار می شدم و هر دو ساعت شیر می دوشیدم تا یک هفته گذشت
خیلی امیدوارتر شده بودم به زنده موندن بچه هام ولی هر روز دکترا ناامیدمون میکردن و میگفتن بچه های به این زودی معلوم نیست بمونن یا نه و شاید بمونن و هزاران مشکلات دیگه براشون پیش بیاد اصلا به ما حس خوبی نمی دادن ولی من اعتقاد داشتم بچه هام خوب میشن و میارمشون خونه
صبح روز بعد روز سوم زایمانم زنگ زدمnicu و معجزه دوم خدا رو با چشم دیدیم بچهای من بدون اکسیژن دیگه نفس میکشیدند(اکثر بچهایی که انقدر زود بدنیا میان حتی ممکنه تا ماه ها وابسته به اکسیژن باشند)
و گفتن شرایطشون بهتر بشه از بخش پرخطر میبریم nicu2