۱۲ پاسخ

اتفاقا من سه ماهگی دخترمو عروسی بردم خیلی خوب بود.همش اطراف رو نگاه مبکرد و‌ از وسطش گرفت خوابید

نرفتنی هم اخه هزار تا حرف بار آدم میکنن که بچه رو هیچ جا نمیبری بچه آدم میبینه میترسه تارک دنیا شدی وگرنه به من باشه دوست ندارم تا ۱ سالگی هیچ جای شلوغی ببرم بچمو

من دخترمو بردم تو همین سن دختر شما کلی کیف کرد اصلا گریه نکرد حتی باهاش وسط هم رقصیدم

,ا بچه منم این لباسو داره منم یبار مجبور شدم برم عروسی بچم اذیت شد

اوخی ننه لپو، بهتره تا دوسالگی اینجورجاها نرن ولی تا یه سالگی رو رعایت کنیم باز خوبه

منم تا الان دو عروسی بوده نرفتم اما اخر هفته عروسی مجبورم برم ی استرسی بابت لیا گرفتم ک نمونه

منم با پسر رفتم عروسی ی ساعت نشده برگشتم

منم عروسی برادر صمیمی تمرین دوستم بود بخاطر پسرم نرفتم بیست روزش بود اون موقع واژشون معذرت خواهی کردم وگفتم بچه م اذیت میشه.

ی ماه دیگ جشن عقد دوستمه تو تالار🥲🥲خونه یکی دوساعت بیشار واینمیسه پیش مامامم مجبوم ببرم.ولی خیلی سخته میدونم🥲🥲چرا بچه ی شما واینستاده بخاطر سروصدا؟

من دوبار بردم رستوران موسیقی زنده بار اول سه ماهش بود بار دوم پنج ماهش بار دوم یکم از صدا میترسید انگار نمیدونم چرا

ماه قبل عروسی پسر عمم بود خیلی دلم میخاست باشم ولی بخاطره بچم نرفتم

عروسی خواهرم دختر اولم ۳ یا ۴ ماهه بود
اولا که بخاطرش دیر رفتم
اونجا هم پی پی کرد لباسشو کثیف کرد و درش اوردم
از اول تا اخرشم گریه کرد

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد ۵ ماهگی
دیگه خانواده شوهرم روانیم کردن نمیدونم چیکارشون کنم تروخدا بیاین راهکار بدین محض رضای خدا
دیشب عروسی بودیم پسرم روتین خوابش ۹-۹:۳۰ هرشب این تایم میخابه تا صب
دیشب عروسی بودیم بماند ک خانواده شوهرم نمیزاشتن بخوابه
از طرفی سمت دیجی خیلی شلوغ و پرسرصدا بود و همه جیغ میزدن و صدای دیجی خیلی زیاد بود من نمیخاستم بچه رو نزدیک ببرم برداشتن یکی دوبار بردنش هی میگم نبرین گوش نمیدن هربار با گریه اوردن تحویلم دادن
سری اخر گریه میکرد من بردم پرو بخابونمش چشاش سنگین سنگین خواهرشوهرم شوهرمو فرستاده دنبالم ک برو بچه رو بیار نزاشت بخابونمش وسط خابوندن بردش اونجام صدا زیاد بود هم ترسید هم خوابش میومد همه چی دس ب دس هم داد این بچه دیگه ساکت نمیشد هلاک شد اینقد گریه کرد منو شوهرمم باهم دعوامون شد گفتم خواهرت نمیفهمه این بچس حالیش نیست؟گناه داره بچه نمیزارن بخابه الان بگو بیاد ساکتش کنه دیگه
هر سری شده کارشون هرچی من میگم برعکسش و انجام میدن ک حرص منو در بیارن ب شوهرم میگم بگو بخودم لج کنن بچه گناه داره اخه اینو گفتم شد ی دعوای بزرگی🤦‍♀️