۱۴ پاسخ

اگه جای امنیه و بچه های مودبی داره چه اشکال داره بچه بره از فضای خونه هم دور بشه
آفتاب بگیره کلی هم بهش خوش بگذره

راست میگه بچه رو بفرست پیش مادرش تو کوچه مواظبشه همش زندانش نکن

بگو من حاملم یا تو
نه نفرست

شاید باورت نشه تو کوچه یه پسر ۵ ساله دیدم که داشت یه پسر دیگرو از پشت میکرد🤐🤐البته از رو شلوار ...ولی پشمام ریخت ازینکه تو این سن این چیزو بلدن

تو کوچه نزار ببره ولی اگه خیلی مواظبه و مهربونه باهاش بزار ببره خانه بازی یکم بازی کنه

من بشخصه اصلا اعتبار نمیکنم بچمو بدست یکی ببره تو کوچه
هیچکس به اندازه مادر دلسوز نیس یهو خدای نکرده یه اتفاقی میوفته
شرمندگی طرف برا ما نون آب نمیشه

تو کوچه نه بخاطر هم مسائل امنیتی هم نبود بچه های همسن ولی پارک ببرن خیلیم عالیه

نه نفرس هرچی حرف زشت و چیزایی که باید نبینن میبینن

بچه تا ۳ سالگی همبازیش مامانشه
برا همین مهدکودک برا بعد ۳ سالگی مناسبه
اصلا اجازه نده
خرای نکرده یه لحظه مادرشوهرت حواسش نمیشه اتفاقی میفته

اون واسه نسل ماها بود که همه پاک بودن ن الان که بچه بره دوتا چیزم یاد میگیره میاره خونه،

من ک مخالف صدردصد ام خیلی بده بچه تو کوچه بره عادت میکنه

وای نه تو این سن خیلی خطرناکه،هیچکی مثل مادر نمیتونه مواظب بچه اش باشه

بد عادت میشه بعد هرچی ادب تربیت یاد میدی در عرص یک سالت نابود نمیشه از داخل بچه های تو کوچه همه جیزی یاد میگیره نزار

یا خدا باز شوهرم اینقدر بدش میاد از بچه هایی که یکسره تو کوچن منم خودم روی این قضیه حساسم

سوال های مرتبط

مامان آقا آرتا مامان آقا آرتا ۲ سالگی
امروز غروب وقتی همسر اومد خونه
نیکان(گل پسر همسایمون که ۶ سالشه)
گفت عمو ارتا رو میاری تو کوچه با من بازی کنه
شوهرم گفت باشه
همراه همسر اومد تو پارکینگ
ارتا هم نیکان و باباشو دید ذوق زده هی میگفت بریم دد
یه لحظه یه شوک بهم وارد شد
بخدا
انگار همین دیروز بود دوستام میومدن خونمون دنبالم بریم تو کوچه بازی کنیم
مامانامون میبردنمون پارک
امروز دوستِ پسرم تو پارکینگمون منتظرش بود تا باهم بازی کنن
به همسر گفتم من میبرمش تو خسته ای برو دوش بگیر استراحت کن
تو کوچه کلی باهم توپ بازی کردن
کلی دویدن
یهو ارتا بغلش کرد
نیکان گفت خاله چرا بغل کرد
گفتم چون دوست داره خاله جون
گفت عععع منم دوسش دارم🥺🥺🥺
اخه چقدر عسلن این بچه ها🥺🥺🥺
بعد ارتا گفت بابا (منظورش این بود بریم پیش بابا)
نیکان گفت ارتا بمون بازی کنیم
گفتم خاله از صبح باباشو ندیده میخواد بره پیش باباش
میگه چرا باباشو نمیبینه؟؟؟
مگه باباش کجاست؟؟؟
چرا نمیاد پیشتون؟؟؟🤣
میگم خاله از صبح میره سرکار غروب میاد
میگه ارتا یکم دیگه بازی کنیم بعد برو 🥺🥺🥺
وای من مردم واسه این دوتا😂
ولی پسر فسقل من خیلی شیطونه و غیر قابل کنترل
یه بار تو کوچه افتاد قشنگ مثل بچه پرو ها بلند شد و دوباره ادامه داد😌