۷ پاسخ

اگه میترسی نمیتونی فک کنم

به طرز عجیب و باور نکردنی ای، این از اون دردش کمتر و شیرین تره😉

منم دقیقاااا مثل شما بودم اخرم هفته ۳۷ دکتر معاینه کرد گفت نمیتونم طبیعی دیگه سزارین شدم😅

اصلا استرس نداشته باش منم مثل تو مشکل واژینسموس داشتم یعنی ترس غیر ارادی از نزدیکی بعد کلی اتفاق تونستم .بعد بارداری هرشب خاب زایمان میدیدم همراه بادرد واسترس.بعدش رفتم زایمان دیدم اون دردی که تو خاب میکشیدم خیلی بیشتر بوده.فقط اونموقع میگن زوربزن زور بزن

شیاف برايه بیحسی؟!

شاید باورت نشه ولی منم مثل تو
نتونستم رابطه برقرار کنم بیمارستان برداشتن برام😂😂😂
ولی طبیعی اوردم 😁🤕🤕🤕

خسته نباشی😂😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان ابوالفضلم💙 مامان ابوالفضلم💙 روزهای ابتدایی تولد
خب خب سلام مامانی گل بلاخره بعد از دوازده روز قسمت شدکه بیام تجربه زایمانم رو براتون تعریف کنم
#پارت ۱
ساعت ۷ صبح رفتم بیمارستان برای بستری قرار بود که ساعت دو بعد از ظهر عمل شم چون سزارین شکم اول ممنوع بود باید یه چند ساعتی بستری میشدم که الکی برام بنویسن عدم پیشرفت برای زایمان طبیعی تا دکترم بیادو عملم کنه رفتم سه نفرم با من اونجا بستری بود هرسه تا سزارین و هرسه تا پسر بچموون🥺😍انژوکت هامونو زدن یه سرمم بهمون زدم اون دوتا سریع رفتن برا عمل چون دکتر اونا جدا بود من یه چند ساعتی اونجا بودم بعد نوبت من شد سوندم رو وصل کردم اصلاااا درد نداشت فقط من از همههه چی میترسیدم خودمو سفت میکردم فقط یه حس گرم شدن داخل واژن داشتم یکم خیلی ام سوزن که اونم بلافاصله سوار ویلچرم کردن که ببرنم برای عمل که سوزش اونم یادم رفت ولی خداییش درد نداشت من خیلی سختش کرده بود هیچ حس هم نکردم ولی قبلش گفتم که بی حسی شو زیاد بزنن چون میترسم
ادامه پارت بعد
مامان فؤاد🤍 مامان فؤاد🤍 ۱ ماهگی
مامانا بیاین کمک
من چند وقته استرس شدید گرفتم
ترس از زایمان دارم
بنظرتون چیکار کنم
آخه میدونید چیه
من کلا بعداز عروسی که می‌خواستیم رابطه داشته باشیم کلا نمیشد دخول انجام بشه کلا چندماه درگیرش بودیم دیدیم نمیشه رفتم دکتر معاینه کرد گفت باید عمل هایمنکتومی انجام بدی و چند جلسه آر اف
یه جلسه رفتم آر اف که اصلا دردی نداشت فقط یه صفحه استیل مانند بود گزاشت زیرم من دراز کشیدم فقد احساس گرما میکردم
جلسه دوم گف شناسنامه باید باشه و رضایت همسر همه این کارها انجام شد و هایمنکتومی هم انجام دادم و یکم خونریزی داشتم خیلی اون شب برام شب بدی بود عذاب وجدان گرفته بودم که به بدن خودم آسیب زدم انگار🥺
جلسه بعدی هم آر اف بود که وحشتناک برام دردآور بود باجیغ و داد تحمل کردم
ولی بازم بعد از اون نمیشد رابطه داشته باشیم
بنظرتون من میتونم طبیعی زایمان کنم؟
خودم که مطمئنم نمیشه نمیتونم آخه همه اطرافیان میگن تو بااااااید بری طبیعی سزارین عوارض داره برای بعدت خوب نیست و کلی حرفهای دیگه
ینی کلا اختیار تصمیم گیریم شده با بقیه
مامان دلانا🧡 مامان دلانا🧡 ۹ ماهگی
زایمان_طبیعی۳

دیگه موقع بستری شدن گفتن که اپیدورال میخوای من گفتم نه ماما همراه میخوام ولی خب چون نصفه شب بود باید زنگ میزدن کسی بیاد گفتند که اپیدورال بزنی بهتره وچون از معاینه میترسی اپیدورال که بزنی چیزی نمیفهمی راحتی من بیشتر از عوارض اپیدورال میترسیدم اما خب دلو زدم به دریا گفتم باشه هیچی دیگه اومدن اپیدورال زدن. من بی حس شدم یعنی حرکت داشتم اما حسی نداشتم گفتن دیگه راحت بخواب تا موقعی که صدات بزنیم البته من خوابم نبرد اما دیگه دردی نداشتم دیگه تقریبا یکی دوساعت بعد ماما اونجا اومد ورزش اینا داد تقریبا ۹ سانت رسیدم که دردام اون حس فشار اومد سراغم و خب حقیقت یک ساعت اخر واقعا بد بود ماما اونجا هم میگفت من تا سر بچه رو نبینم به دکتر زنگ نمیزنم و میگفت ورزش داشته باش زور بزن دیگه واقعا اون درد لحظه اخر غیر قابل تحمل بود که منو بردن اتاق عمل تا دکتر رسید دو سه تا زور زدم دخترم به دنیا اومد 🥰 اما در کل از روند زایمانم راضی بودم مخصوصا بی حسی واقعا خوب بود