۵ پاسخ

دمنوش ظرر نداره دقیقا منم خسته شدم امروز میرم معاینه تحریکی برگشتنی بخرم همینارو یه لیوان دم کنم خوبه

بچه اولتون چیه دومی چیه وزایمان کدوم راحت تربود ؟

توروخدا فقط اگه ترسناک نیست بذارید که الان همه میگن واااای ترسیدیم و ال و بل

😂😂😂

اینوبخورم ضررنداشته باشه حالا؟دهانه رحم بازمیکنه؟

سوال های مرتبط

مامان علی کوچولو مامان علی کوچولو روزهای ابتدایی تولد
سلام خانما منم بلاخره زایمان کردم و میخوام تجربه خودمو بزارم چون خودم عاشق تجربه های زایمان بقیه ام و همه رو میخونم
تجربه زایمان طبیعی پارت اول
39هفته دقیق بودم که برای بار سوم رفتم معاینه لگن پیش ماما همراهم و معاینه کرد گفت فعلا دو سانتی ورزشای انجام بده و کارایی که گفتم و بکن اومدم خونه ویه استراحت کردم دیدم 11:30ظهر یه درد خیلی کمی من و گرفت اول خیلی توجه نکردم و فکر کردم کاذبه یکمی ورزش کردم شیاف گل مغربی گذاشتم و استراحت کردم داشتم فیلم بامداد خمار و میدیدم 😂که دیدم هر 10 دقیقه از ساعت 11:30 درد دارم رفتم سرویس توی سرویس یه لکه دیدم ترسیدم زنگ زدم مامانم اینا که بیان خونمون چون خونشون یه شهر دیگست و آروم آروم کل کارای خونه رو انجام دادم و وسایل برای بیمارستان آماده کردم گذاشتم دم در تا حدود ساعتای 12 شب دیگه مرتب درد خفیف داشتم و گفتم بیمارستان دیگه الان احتمالا 5 یا6 سانت و هستم رفتم بیمارستان بهم گفت همچنان دو سانتی 😂😂😂وای اون لحظه خیلی ضد حال خوردم 😥
مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۲ ماهگی
تجربه زایمانم 🙂💕

بعضی از خانوما میدونن ک هر کاری کردم ک زودتر زایمانم ولی نمیشد

من از اول شروع ۹ماهگی ۳۵هفته دکتر گف انقباض داری ممکنه زودرس بشی و واقعا هم درد میکشیدم تا روز زایمانم هر هفته میرفتم بیمارستان برا چک دهانه رحم و آن اس تی از دردی ک داشتم هر لحظه میگفتم الان زایمان میکنم خلاصه ۳۷ هفته ۱سانت شدم و من فقط درد میکشیدم و زایمان نمیکردم و هیچ ورزشی،پیاده روی زیاد ،پله ،دمنوش ،بخور هیچی نمونده بود ک انجام ندادم ولی هیچ اثری نداشت از ۳۸ هفته ترشحات موکوسی سفید قهوه ای و رگ خونی داشتم
صبح ۳۹هفته و ۳روزم خونه مامانم بودم و ۱۰بار حساب کردم ک پله طبقه بالا پایین کردم یعنی ۱۰بار بالا و ۱۰ بار پایین رفتم و پیاده روی نیم ساعت انجام دادم بدون توقف از بس پاهام درد گرف دیگ نتونستم ادامه بیشتری بدم 🤕بعد شب ک داشتم شام میخوردم یهو حس کردم اب داغی اندازه نصف استکان ازم افتاد و کمر درد شدید گرفتم ولی بعد ۱ساعت همچی مخفی شد و خوب شدم😣💔
مامان مهراد مامان مهراد ۱۵ ماهگی
مامان امیرعباس👶🏻🌻 مامان امیرعباس👶🏻🌻 ۲ ماهگی
تجربه سزارین اورژانسی:
پارت۱
من از هفته ۳۴ شروع کردم به ورزش و پیگیری برای زایمان طبیعیم
و در طول بارداری هم کاملا فعالیت همیشگیمو داشتم و همه ی کارامو میکردم
حتی یه تایمی جفتم پایین بود بازم خودم کارامو میکردم و فکر میکردم خیلی خوبه این فعالیتام...
خلاصه ورزش میرفتم بعد ماماهمراهم اوکی کردم پیاده روی های طولانی میرفتم
از هفته ۳۷ آبزن استفاده کردم، ماساژ پرینه، گاهی رابطه بدون جلوگیری، دمنوش و ورزش
اینا رو داشتم و ذهنیتم خیلی مثبت بود
با اینکه هیچکس تو خانوادم تجربه زایمان طبیعی نداشت و من اولین نفر بودم..
هفته ۳۸ ب طرز عجیبی آنفولانزای شدید گرفتم و فوق العاده حالم بد بود و رفتم بیمارستان ضربان بچه افت داشت بعدش اوکی شد و یک روز اونجا بودم و مرخص شدم..
هفته۳۹ هنوز خوب نشده بودم و کاملا سرفه هام بود و بی جون بودم و بی اشتها...
چون دیگه از درد ها و انتظار خسته شده بودم و آنچنان علائم زایمان نداشتم ۳۹ و ۱ روز رفتم کلاس ورزش و طب فشاری و همون شب معاینه تحریکی هم رفتم( هرسه تو یک شب) خیلی خسته بودم اونشب فک نمیکردم زایمانی بشم حالا حالا ها
ماما گفت ۲ سانتی و دهانه رحمت خیلی نرمه و لگنتم واقعا خوبه ولی معلوم نیست کی زایمان کنی تو این چند روز...
من اونشب اومدم خونه و رابطه داشتم و بعدش ی دوش آب داغ گرفتم و شربت خاکشیر و تخم شربتی خوردم
و بطرز عجیبی یهو ساعت ۱۲ شب دردام شروع شد
مامان آروکو💙🫀 مامان آروکو💙🫀 ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی✅️
میخوام خلاصش کنم من از هفته ۳۵ پیاده روی رو شروع کردم روزی یک ساعت از هفته ۳۷ روزش هم شروع کردم از هفته ۳۸ بارداری هرروز روی سه بار دمنوش گل گاوزبون اویش و تخم شوید روزی سه بار پیاده روی تند ۲۰ دیقه و ورزش های بارداری ۳۸ هفته ۱ سانت بودم اینجوری ادامه دادم ۳۹ هفته بودم صبح پاشیدم ۴۰ دقیقه پیاده روی خیلی تند کردم بعدش رفتم خونه یکم خوابیدم با درد پاشدم نمیدونستم درد زایمانه تا شب همین جوری دردام داشت شدید میشد رفتم زایشگاه معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی برو خونه دیگع تا صبح درد کشیدم صبح باز همون بودم دیگع امدم صبح ۲ ساعت رفتم زیر دوش اب گرم ورزش کردم اسکات ۵۰ تا رفتم سجده رفتم دردم اروم میشد ووقتی زیر اب گرم بودم دیگع دردام یکم شدید شد رفتم زایشگاه دوبارع معاینه کرد ۶ سانت بودم دیگه تا کار های بستری درست شد شدم هفت هشت سانت دیگه رفتم روی تخت امپول فشارم بهم نزدن واقعن درد های ک میامد سراقم قابل کنترل بود. هر یک دیقه میگرفت به مدت ۳۰ ثاینه اون ۳۰ سانیع رو باید تحمل کنی جیغ نزنی مشکل من فقط اینجا بود ک بلد نبودم زور بزنم دیگه خانومه گفت زور یه سره بزن منم چنتا زور زدم سرش امد بیرون دیگه همه دردم هام رفت راحت شدم اما بخیه زیاد خورم موقه بخیه زدن خیلی دردم امد دیگه خلاصه زایمان طبیعی خیلی خیلی بهتراز سزارین هست
مامان ماهلین💕✨ مامان ماهلین💕✨ ۶ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی🖇👇
من از ۳۲هفته دهانه رحمم۱سانت باز شده بود و استراحت بودم تا ۳۶هفتع
۳۶هفته ک شدم کارای خونمو انجام میدادم کم کم پیاده روی داشتم.
۳۷هفته ک شدم پیاده روی روزانه داشتم و پله گاهی میرفتم و رابطه بدون جلو گیری داشتم هر شب یا یک شب درمیان.
وارد۳۷هفته شدم دردا و انقباضاتم شروع شده بود
۳۷هفته و ۳روز بودم ک خیلی درد داشتم شکمم خیلی شل و سفت میشد
فکردم دیگه وقت زایمانمه ساک دخترمو گرفتم وسایلای خودمو جمع کردم و رفتم ببمارستان معاینم کردن ۱سانت بودم
و نوار قلب گرفتن انقباض نشون داد
و گفتن برو دهانه رحمت بستس برو باز بشه بعد بیا ولی من همچنان درد داشتم...
رفتم خونه و یه خانمی گفت روزانه نصف فنجون دمنوش گل گاو زبون بخور
من ۳روز خوردم
روز سوم خیلی پیاده روی داشتم و رفتم خونه شب بود ساعت۸شب
رفتم دسشویی ترشح خونی داشتم خیلی ترسیدم
و نوار گذاشتم ببینم ایا باز میاد یا ن
ک نوار گذاشتم و خابیدم هیچ دردو انقباضی نداشتم ولی کل درداممم ک داشتم همش رفته بود هیج دردی نداشتم...
صبح ک بلند شدم باز دسشویی رفتم دیدم ترشح خونی هنوزم دارم
حرکت بچم خیلی کم شده بود
تا عصر صبر کردم ک درد زایمان بگیرم چون خیلیا گفتن این ترشح اگر داشته باشم زایمان میکنم تا چن ساعت دیگع
ولی من هیچ دردی نداشتم نگران شده بودم
تا عصرش صبر کردم و دیدم هنوز درد ندارم و بچم حرکت نمیکنه
یه دوش اب گرم گرفتم و اسکات زدم زیر دوش ک درد زایمان بگیرم ک ن اصلا خبری از درد نبود
رفتم به همسرم گفتم بریم بیمارستان
خاستم وسایلای دخترمو نبرم چون درد نداشتم و فکر میکردم زایمان نمیکنم
ولی همسرم گف برا احتیاط ببریم
ک وسایلامو جمع کردم و رفتیم بیمارستان
ادامش پارت بعدی👉