شوهر من تو بارداری اولم که سقط شد همینجوری بود چون احساس میکرد من به زور مجبورش کردم بچه دار شیم… ولی اون ماجرا براش درس عبرت شد، سر پسرم و ایندفعه خیلی هوامو داشت… توام همش جبهه نگیر در مقابلش… بالاخره واسه مردا هم سخته، مخصوصا با این اوضاع اقتصادی همش نگرانن که چطوری خرج دونفر دیگه رو بدن،.. به درد دلش گوش بده… بیشتر محبت کن… درست میشه انشالا
عزیزم اصلا ناراحت نباش همشون عین هم هستن منم فکر میکردم اگه باردار باشم تاج سر میشم ولی بیشتر فرش زیر پا میشه
ما من میگه تو اجاره ای هستی بچه بچه منه از رو سگ این حرف نمیاد
بعضی وقت ها فکر میکنم بعد زایمان کلا بچه رو بردارم فرار کنم اصلا طلاق هم نمیخواهم
بچت چیه؟
من که خودم میفهمم. تو بارداری خیلی حساستر شدم
شوهر منم درهمین حد بیشعور وعوضی شده قبل بارداری خیلی احترام میذاشت واصلا اینجوری نبود
نمیخوام ناراحتت کنما
ولی شک نکردی با کسی رابطه داشته باشه؟
وااای دقیقا منم همین حس و دارم.
شوهرم اصلا هوامو نداشت.
درصورتیکه قبلا عالی بودیم.
بعد از زایمانمم که دیگه بدتر
الان یکماهه درگیر اثاث کشی مادرشه
شبها هم اونجاس.
منم اصلا کمکی ندارم حتی خونواده م.
سلام دوست نداشته بچه دار بشین؟ یا فکر میکنه بچه دار که بشه دیگه یکی داره جاشو میگیره که همه توجه ها به اون هست؟
منم سر بارداری اولم اینجور بودم حتی زایمان کردم بازم اینجوری بود
کم کم عادت کردم فاصله گرفتم
با پسرم وقت گذروندم رفتم دانشگاه زیاد باهاش کاری نداشتم
تا اینک خودش خوب شد رفتارش همه چی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.