۱۰ پاسخ

مبارکه عزیزم قدمش پرخیروبرکت باشه🥰

مبارکه عزیزم قدمش پرخیروبرکت باشه🥰

مبارکه عزیزم قدمش پرخیروبرکت باشه🥰

بسلامتی عزیزم خوش قدم باشه منم صبح عمل میشم

مبارکه عزیزم
چقدر دکتر گرفت که سزارین شدیء

به سلامتی عزیزم.مبارکه

قدمش پر خیر و برکت باشه،منم جمعه تاریخ زایمانم😍 عزیزم پمپ درد استفاده کردی؟؟جواب میده واقعا؟

ایشالله قدمش پر برکت ایشالله قسمت همه نی نی ها شو سالم بغلشون بگیرن

پس منو چی میگی ، رفتم برای طبیعی صبحانه هم خوردم ساعت ۷
ساعت ۹ سزارین اورژانسی شدم ، از تهوع مردم ولی بهم آمپول ضد تهوع زدن

بسلامتی عزیزم قدمش پرخیروبرکت باشه❤️
بعد عمل درد زیاد داشتی؟ من خیلی میترسم🥲 ماساژرحمی چطوربود؟ راه رفتن بعدش چطور؟...

سوال های مرتبط

مامان نورسا ✨ 🎀 مامان نورسا ✨ 🎀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین
پارت 3
منم خیالم راحت شد که داره تموم میشه و اون لحظه برا همه دعا کردم
چند بار احساس فشار کردم حین عمل و حس بالا اوردن داشتم که چون چیزی نخورده بودم خداروشکر هیچی نشد
بعد هم تو همون اتاق عمل دکترم شکمم رو فشار داد که هیچ دردی متوجه نشدم و به همه چندبار تاکید کرد که بی دردی زیاد براش بزنید
و به منم گفت نسکافه و قهوه از ساعت چهار به بعد حداقل سی چهل لیوان بخورم و گلاب و بیدمشک هم خوبه از ساعت شش هم میتونم بلند بشم راه برم
رفتیم ریکاوری و بعد هم بخش که نوبت راه رفتن رسید یه ماما اومد کمکم که تا بلند شدم کلی خون ازم ریخت ولی چیزی نبود و دردی نداشتم بیشتر سردرد اذیتم میکرد😑
در کل هشت صبح اینا رفتم بیمارستان ده و ده دقیقه رفته بودم اتاق عمل ده و بیست و پنج دقیقه بدنیا اومد و یازده هم ریکاوری بودم دوازده هم رفتم بخش پنج عصر روز بعد هم مرخص شدم
البته اینم بگم ریکاوری که بودم فشارم بالا رفت و برا همین ۲۴ ساعت سرم سولفات گرفتم و دیرتر مرخص شدم
چندتا توصیه 😅
برا وصل سوند خودتون رو سفت نکنید
حواستون باشه روی شلنگ شوند نشینید و نخابیدددد😬😂
حتما از شب قبل عمل چیزی نخورید
حین عمل و بعدش سرتون رو به هیچ وجه تکون ندید( من از استرس همش داشتم اینور اونور نگاه میکردم و ترسیده بودم تا الان همچنان درگیر سردرد شدیدم و همش دارم نسکافه میخورم😑 )
مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 مامان پناه کوچولو🩷👧🏻 ۱۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت ۳
رفتم تو اتاق عمل واسم آمپول بیحسی زدن اصلا نفهمیدم ۵ دقیقه ای هم پاهام بی حس شدن و پرده کشیدن و عمل رو شروع کردن من تازه داشتم در و دیوارارو نگاه میکردم که شکمم رو به تکون هایی دادن و صدای گریه بچه شنیدم دیگه اوردنش چسبوندنش به صورتم حتی تو اتاق عمل گذاشتنش رو سینم شیر بخوره من با نینی درگیر بودم که پردرو برداشتن و گفتن تموم شد رفتیم ریکاوری
تو ریکاوری گفته بودن میلرزیدو اینا لرزش در حد وقتی که تب و لرز میگیری و چیز خاصی نبود
باد ۱ ساعت اوردنم تو بخش
شوهرمو مامانمو دیدم بهم گفته بودن سرتو بالا نگیر که سردرد نگیری منم سرمو بالا نگرفتم اما خیلی حرف زدم سردرد نگرفتم چون پمپ درد و اینا گرفته بودم درد خاصی مداشتم موقع راه رفتن هم بخاطر پمپ درد بازم درد نکشیدم خلاصه که همه چی راحت بود من خودمو واسه بیشتر از این ها آماده کرده بودم اما همه چیز قابل تحمل بود و من الکی گندش کرده بودم به نظرم حتما پمپ درد بگیرید
مامان آیهانم✨☁️ مامان آیهانم✨☁️ ۱۵ ماهگی
تجربه زایمان
من ۱۶ ام رفتم دکتر بهم گفت ۲ سانت بازی برو پله بالا پایین کن رفتم ساختمان پزشکان ۱۰ طبقه رو بالا پایین کردم اومدم ولی دردی نداشتم مامانم گفت نرو اذیتت میکنن منم خلاصه نرفتم اومدم پیاده روی کردم و ورزشهای لگنی کردم ۱۷ ام هم رفتم ورزش لگنی خصوصی انجام دادم شب دردام شروع شد کمر درد داشتم منتظر موندم تا صبح رفتم ساعت ۶ بیمارستان معاینه شدم ۵ سانت بودم بستری شدم تا ماما همراهم اومد ساعت ۸ بود هنوز ۵ سانت بودم ورزشارو شروع کردم کیسه آب و زدن ساعت ۱۰ دوباره ۵ سانت بودم دیگه تا امید شده بودم کامل که یهو بالا اوردم حس دفع پیدا کردم دردام زیاد شد اومد معاینه کردن ۸ سانت بودم آماده شدن برا زایمان ساعت ۱۱ و نیم با دردای زیاد زایمان کردم تا ۲ ریکاوری موندم بعد اومدم تو بخش ۶ تا بخیه بیرون خوردم داخلی هارو نمی‌دونم خلاصه خیلی سخت بود ولی گذشت
حتما حتما ماما همراه بگیرین خیلی خوبه خیلی
من ماسک بی دردی گرفتم اصلا تاثیری روم نداشت استفاده نکردم
مامان علیسان مامان علیسان روزهای ابتدایی تولد
مامان آرنیک مامان آرنیک ۸ ماهگی
مامان تمشک (دیآکو) مامان تمشک (دیآکو) ۶ ماهگی
سلام مامانی ها
اکثریت گفتید از تجربه ی زایمانم بگم بهتون
من نوع زایمانم سزارین اختیاری بود ( طبیعتاً مثل اکثریت استرس داشتم و من به شدت حساس بودم که همه چیز عالی باشه و... واسه اولین بار میخواستم برم اتاق عمل و برام فوبیا داشت )
ظهر ساعت ۱ظهر بستری بیمارستان شدم و ساعت ۴:۰۵ عصر پسر عزیزم دنیا اومد ، برخلاف تصورم اتاق عمل اصلا ترسناک نبود و خیلی محیط باحالی داشت و من اونجا کلی آرامش داشتم و اینو مدیون دکتر عزیزم و کادر اتاق عمل بودم ، بی حسی گرفتم و سریع بی حس شدم حین عمل تهوع گرفتم و نفس تنگی شدید که یه دارو زدن داخل سرمم و آروم شدم و خیلی سریع بعد ۷ دقیقه پسرمو دنیا آوردن و گذاشتنش کنار صورتم ، من سوند رو گفتم دکترم داخل بی حسی گذاشت و حس نکردم اما در آوردم سوزش قابل تحملی داشت ، تنها قسمت دردناک واسه من اولین راه رفتن بود که از قبل کم کم پاهامو شروع به حرکت دادم و حرکت پل روی تخت زدم ک بهم کمک کرد ، پمپ درد هم داشتم که به شدت عالی بود و پیشنهاد میکنم ، داخل ریکاوری به پرستار گفتم ماساژ رحمی ک میخوایین بدین رو الان بدین اون گفت باشه اما نداد زمانی داد ک حسم برگشته بود و نزدیک ۶ بار ماساژ رحمی گرفتم و واقعا وحشتناک بود و بعد هم وارد بخش شدم که اتاق خصوصی داشتم و به شدت از کادر درمان راضی بودم واقعا رسیدگی داشتن بهم ، این عکسی هم که گذاشتم تیکه از فیلم اتاق عملم هست ، امیدوارم همگی زایمان خوبی داشته باشید ♥️☄️🦋
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۹ ماهگی