۴ پاسخ

همین بلا سر منم اومد منشیش هم تایید میکرد اره ویروسه من از خستگی بدن درد و حالت تهوع داشتم میگفت از فردا اسهال و دلپیچه هم اضافه میشه که داروهاشو نگرفتم ی سرم و امپول تقویتی زدم فرداش حالم خوب بود

عزیزم اینا سهمیه دارن با سهمیه پزشک میشن مسئل مسوولان کشورمان وگرنه کسی پدرش تو راه در بیاد پزشک شه خیلی باوجدان تر کاری تری و با اطلاعات تره اگه من بودم میرفت مطبش دوباره حالیش می‌کردم

الان فقط خودت باید دکتر خودت باشی عزیزم

منم امروز بدن درد شدید داشتم با بی حالی پسرم‌چند شبه نذاشتع بخوابم اولش گفتم حتما از خستگی اونه رفتم امشب دکتر گفت نه ویروس گرفتی چند روز دیگه گلو درد اینا میاد ولی واقعا خودم میفهمم از بغل کردن زیاد پسرمه و نخوابیدنذفقط دارم از استرس پاره میشم

سوال های مرتبط

مامان 🌙LIN مامان 🌙LIN ۲ سالگی
مامانا توجه توجه !!😂
.
خانوما یادتونه میگفتم بچم تب داره و اسهال هیچ علائم دیگ نداره تبشم چن روزه پایین نمیاد ؟
ب زور لخت گردوندنو استامینوفنو پاشویه اینا میاد رو ۳۶ و خورده ای همین ۱ ساعت پیش تبش باز رف بالا استامینوفن دادم خب خونه مامانم اینا بودم مامانم داش با مامانبزرگم حرف میزد ک یهو گف شاید تو گلوش ی چیزی مونده از اونم میتونه باش ببرین ی نگاهی بندازن
خدا خواسته یکیو میشناختیم ک نگا کنه ۱۰:۴۰ دیقه از سره سفره منو شوهرمو ماهلینو بابام‌پاشیدم بردیم طفلی خانومرو بیدار کردیم ی دستشو کشید گلوش ی فوت افتاد دستش ب ۱ ثانیم نکشید استخون مرغ بود من شووووکه شدم تا حالا ب این چیزا اعتقاد نداشتم ولی ب عینه دیدم حالا عکسش میزارم میبینین
ازشون پرسیدم اسهالو تب از اون میتونه باش گف اره بچه های شمام یا بچه های اطرافیان شمام این علائمو داشتن؟
تبش فلن اومده رو ۳۶ حالا قطعی تا صبح معلوم میش ک تب اسهالش از اون بوده یا ن چون استامینوفن تازه دادم تا علائمش بره طول میکش؟
تجربشو داشتین؟
مامان نویان🤍 مامان نویان🤍 ۱۷ ماهگی
سلام مامانا خوبین میخام تجربم از ویروس روزئلا ک بچم درگیرش شده بود بگم
اگه دیدین بچه سالمتون یهو تبش رف بالا (نه هر تبی تب ۳۹ درجه)حتما بهش شک کنید بچنم سه رور تو تب میسوخت چندین دکتر بردمو همه فک میکردن سرماخوردگیه حتی بیمارستانم بردم اونجام نفهمیدن خیلی بد و وحشتتناک بود تبی ک فقط با شیاف میومد پایین و شبا بیشتر میشد و کاملا بی اشتها شد و دو روز اخر هیچی نخورد و دکتر گف باید سرم دریافت کنه تا اینکه روز سوم بدنش زد بیرونو و تبش ناگهانی اومد پایین اونجا دکتر گف این ویروس روزئلاس و هیچ درمان نداره و باید خودش خوب بشه و یسری داروهای چرک خشکنم داد و ازمایش نوشت عفونت رفته بود تو خونش البته ععدش کم بود و با چرک خشک کن برطرف شد حتی اینجام تاپینگ زدم ک چرا یهو پاهاش کبود میشه از عفونت بوده خلاصه تو این چن روز زجر کشیدیم دکتر گف از بزاق فرد الوده گرفته چون روز قبلش چن نفری بوسیده بودنش حواستون خیلی ب بچه ها باشه اصلاااا ب هیچ عنوان به کسی اجازه بوسیدن ندین من از این ب بعد میخام جدب برخورد کنم چون زجر بچمو دیدم تازه امروز یکم بچم شیر خورد
مامان ماه🌙لینَم👧🏻 مامان ماه🌙لینَم👧🏻 ۱۰ ماهگی
امروز رفتم بهداشت ..اینقد ناراحت شدم نگو و حد نداره
بعضیا نمیدونم چجوری کارمند شدن تو بهداشت ‌‌
من خیلی سعی کردم دخترم شیرمو بخوره اما نخورد خیلی خرج کردم از رابط بگیر تا قرص شیر افزا حتی تا ۳ ماهگی درگیر بودم درد رو تحمل میکردم با شیر دوش دستی میدوشیدم می‌ریختم شیشه میخورد ...خیلی شیرم زیاد بود ..منتهی دخترم سیر نمیشد هیچ ب شیر مادر علاقه نداشت اخرا عق میزد حتی من افسردگی و گریه میکردم تو اون دوره ..بعد اومدم خودمو آروم کردم چون دخترم هم کولیک شدید داشت هم رفلاکس پنهان شدید .‌.. گفتم سم نمیدی که بچه بخوره این همه مادرا هستن که خودشون از قصد نمیدن ب بچه میگن حوصله کو فلان ..
امروز بعد عمری رفتم بهداشت خوشحال ی کارمندان اومد گف میدونی چقدر توش افزودنی داره با افزودنی های شیر خشک بچه سرطان میگیره مریضی میگیره ..منم ساکت نگاهش کردم ...خیلی دلم گرفت این گف افزودنی من فکر کردم جدول مقدار آهن اینا رو میگه‌ک تنش نوشته گفتم آره میدونم ..بعد دیدم سرطان گف بیشتر دردم اومد..اومدم خونه دلم طاقت نیاورد ب آقام گفتم گف ولش کن دور از جونش ..خدانکنه ی چیزی گف ول کن گفتم خب نمیفهمه حرف میزنه میگه نه داشت میگف عیب اینه فلان ولش کن ‌.آخه زنیکه تو واقعا مادری ک این حرف ب ی مادر میزنی 😞😞دوباره اومدم خونه تو بی برقی گریه ام گرفته یاد این ک شیر داشتم و بچه ام نخورد افتادم خدا لعنتت کنه که اینقد سنگ دل میشی حرف میزنی ی آدمو دلش درد میاری😔😔😔آخه من مگ از قصد دادم
امروز کنجکاو بودم بدونم وزنش چنده گفتم برم بهداشت چون دندون در می‌آورد
مامان کوکوووو مامان کوکوووو ۱۴ ماهگی
ادامه داستان
رفتم مطب دکتر گف شوهرتو صدا کن بیاد دکتر شهر دیگه بود
اومد داخل دکتر گف عمل ۱۵تومن واس شما ۱۴قبول نکرد گف زیاده منم هیچی نگفتم دکتر گف فکراتو بکن یا هم میخوای برو شهر خودتون
رف بیرون بعدش دکتر بهم گف چرا شوهرت اینجوریه گفتم دیگه چکار کنم
اومدیم نشستیم ماشین بغض گلومو گرفته میگه من پول ندارم ۱۵ بدم دکتر میریم شهر خودمون قبول نکردم زنگ زد فامیلش هزینه اونجا رو پرسید گفتن ۱۰ بعد همنجوری داد میزد سر من که تو چرا حرف نزدی دکتر گف ۱۵
منم گریه میکردم زنگ زدم مامانم اونم هول کرد بعد گفتم حرفاشو گف مگه از بچه مهم تره من ۵تومنشو میدم
خلاصه رفتم بیمارستان ۵عصر بود تنها بودم نه ساک بچه نه هیچی یع ساعتم فاصله بود با شهر ما
پرونده باز کرد و معاینه کرد گف نشتی داری دیگه رفتم لباس پوشیدم سوند و سرم عموم زنگ زد گف نترسی ها گفتم نه نمیترسم
راهی اتاق عمل شدم تنها چشای شوهرمو نگا کردم هیچ ذوقی نداشت هیچ حسی
رفتم دراز کشیدم بی حسیو زد یهو بچم دیدم بعد ۱۵ دیقه گریه نکرد ترسیدم و شرو کردم زار زار گریه کردن از ذوقش دیدن چهرش
تا مامانم اینا برسن ۲۰دیقه بچم لخت موند چون ۳۷هفته اومد یع ساعت اکسیژن گرف
منو انتقال دادن ریکاوری شوهرم اومد بازم اون حس بی حسی تو چشاشو دیدم ولی باز میخندیدم میگفتم دیدی چهرشو شبیه تو اخمو بود