۵ پاسخ

سعی میکنم انرژیشو بیرون از خونه خالی کنه. توی پارک بدویه،دوچرخه بره،خونه کسی کمتر برم یا اگه دیدم داره شیطنتش زیاد میشه جمع کنم بیام خونه، شکلات و کاکائو کمتر بخوره،خابشو تنظیم کنم،سیر باشه شکمش فقط هم با غذا، میگن گرمیجات و مغزیجات هم خوبه،ولی تنها و تنها صبر و تحمل و مهربونی و توجه و توجه توجه هست که بچه بهش احتیاج داره

هیچی تا جای که شد تحمل بعدشم تحدید به چیزی که میترسه یا کلا بی محلی و بی تفاوتی بچها از ترد شدن میترسن یا از دوری دیگه خیلی اوج میگیره میگم اذیت کنی میرم یا میگم اذیت کنی مثلا سرم درد میگیره تا یکم اروم بشه

من توعمرم بچه به شیطونی بچه همسایمون ندیدم وای خدا خیلی عجیب غریبه مادرش خیلییییی صبوره مهربونه من یکساعتم نمیتونم تحمل کنم گریم میگیره

جز پیر شدن کاری از دستمون برنمیاد منم بعضی وقتها همین مشکل دارم

متاسفم کاری نمیشه کرد

سوال های مرتبط

مامان هانا ✨ مامان هانا ✨ ۵ سالگی
مامانایی که بچه همسن هانای من دارید،بیشتر چه چالش هایی دارید؟
هانا هر دوره سنی رو یه رفتار قفلی میزد و ول کن نبود
واقعا دیگه خسته شدم،واقعا مادر بودن انقدر سخته یا به من داره سخت میگذره؟

کافیه یچیزیو بهونه کنه چناااان جیغ و گریه که دیگه هیچ جوره آروم نمیشه،مشاور میگه اون لحظه هم قدش بشو دستاشو بگیر اروم بگو داد میزنی من متوجه نمیشم چی میخوای،گریه نکن اروم حرفتو بزن،میگم باباااا این رفتارای روانشناسانه اصلا رو بچه من تاثیر نداره میگه اقتضای سنشه میگذره😐خب هیچی از اعصابم نموند که آخه مگه میشه
روز به روز‌لج باز تر سرتق تر ،همش میگم این به سن نوجوونی برسه نمیشه کنترل کرد،واقعا باید چیکار کنم؟ چجوری رفتار کنم؟ دیگه نمیدونم چی درسته چی نیست
بخاطرش هیییچ جایی نمیرم با کسی رفت و امد نمیکنم چون وقتی می افته رو لج دیگه اروم نمیشه ابرو حیثیت واسه ادم نمیزاره
مثلا دیشب خونه مادرشوهرمینا موقع شام گفت من نمیخورم گفتم باشه عزیزم هروقت گشنت بود بگو مامان واست غذا بیارم،ببین یجوررری خودشو میکوبوند زمین و جیغ که شمام نباید غذا بخورید بعد شروع کرد بهونه گیری الکی اعصاب همرو خورد کرده بود