۱۲ پاسخ

سلام عزیزم
حتما به معلم یا معاون مدرسه بگین تا پیگیر بشن که چرا و چه کسانی اذیتش میکنن.اگر اسماشون رو بگه معلم میتونه با اون بچه ها صحبت کنه

اصلا اینطور نیس اللن بچه من گرگه ولی دیگ شورش دراوردع انقد از دستش غاصیم کلی هم من هم معلمش مدیرش مشاوره بردیم ولی کار خودش میکنه اصلا گوشش ب حرف هیچکس نیس خیلی قلدره ازیناس ک باج ب کسی نمیده همینم باعث خیلی مشکلات تو مدرسه شده از کسیم ترس نداره حرف شنویم نداره میخاد غریبه باشع میخاد آشنا

ما بچه بودیم گاهی کتک می‌خوردیم مامانم هرجور رفتار میکرد جوابگو نبود تا یبار گفت از فردا اگه یکی زد شما دوتا بزنید
دوتا زد سه تا بزنید

اگه نزدینش اومدین خونه و فهمیدم خودمم یکی کتکتون میزنم 😂
سر همین که از مامان کتک نخوریم دیگه از پس خودمون براومدیم

چند سالشه کلاس چندمه؟

من که قشقرق به پا میکنم سربچم درحدی که خودش دیگه نمیذاره برم مدرسه میگه خودم حل میکنم مشکلاتمو😂😂

دختر منم پیش دبستانیه یکی اذیتش میکرد دیگه خودم رفتم با مدیرشون صحبت کردم بهش تذکر بدن
بازم تکرار شه میرم سراغ والدین اون بچه

بچه های ما زدن یا اذیت کردن بقیه رو دوست ندارن بخاطر همون اذیت میشن ان شاالله بزرگ شدن درست بشن

فردا برو مدرسه هم خودشونو هم ننه باباشون جر بده بیا

منم ی داداش دارم همیشه مظلوم و کم حرف و قانعه ب همه چی
باید برید مدرسش با مدیرش صحبت کنید ک ب بچه ها تذکر بده اذیتش نکنه

حتما برو مدرسه پسرت و خودت ازش دفاع کن

عزیزم بزرگ میشه از پس خودش بر میاد،بعضی بچه ها انقدر دل مهربون دارن نمیتونن کلا جواب بدی هارو بدن ولی مطمعنن بزرگ که بشه میتونه گلیم خودشو از اب بکشه بیرون

خب اینجور مواقع باید منطق رو کنار گذاشت وخودت باید وارد عمل بشی وبااون چند نفر برخورد کنی من که این کارو کردم وجواب داد خدارو شکر پسرم الان خودش ازپس خودش که برمیاد هیچ حتی ازدوستاشم دفاع میکنه 😂😂

دقیقا پسر منم

سوال های مرتبط

مامان جوجه 😍 مامان جوجه 😍 ۲ ماهگی
سلام مامانا...
مامان دومیاا خصوصااا...میگم من نی نی دوومه..خیلی استرس دار قراره بعدزایمان چی به چ اتفاقی بیوفته منظورم خودزایمان میس.یه پسر ۶ساله دارم ک خیلی حساس شده وسایل نی نی رو ک نگاه میکنه همش میگ سر من چرا اینارو نخریدی میگم خریدم یا میگ سر من اینکارا رو کردی سر من اینطور بودی حسود نیس خیلیی ابجیشو دوسیت داره همش میگ مامان خابشو دیرم کوچولو بود..اما حب فکر میکنه باخودش ک چطور قراره بشه
..نمیدونم چ واکنشی خواهدم داشت واقعا میدونم سخته..مامانم قراره بیاد برای زایمانم..و بمونه بعد من برم باز خونشون بمونم بعد ک یکم نی نی جون گرفت و سرحال شدم خودم برگردم خونم..اا همش به پسرم فک میکنم ک چطور میشه با خودش چ فکری میکنه..خصوصا هی میگ مامان شلی ک بری بیمارستان من غصه میخورم همش نگرانه🥺🥺
وای یه چالش بزرگه واقعا دوستدارم زود ازش گذر کنم..فهمیده ک نی نیرهم عین من خردادیه همش میگ چرا من خردادی نشدم .
نمیدونم از پس برمیام یا نه اصلا زندگیم چطور میشه یعنی خدایا انقدر اینروزا بهش فکر میکنم ک چی میشه..چطور مامان دوتا بچ میشم..همه عشق و علاقم به پسرم بوده چطور به نی نی هم توجه کنم ک پسرم ناراحت نشه..وای خیلیی سخته ...🥲🥲