۱۱ پاسخ

اره درسته
فقط اینکه دس سیکلومین و هیوسین ولوپرامید اینارو دکتر گفت اصلا ندین گفت بعدش دلپیچه رو بدتر میکنه
عوضش یه قطره ای بود کولیک یچیزی درست یادم نیست گفت اینو بدین
در اصلم تنها داروی ویروس اسهال استفراغ گفت او آر اس و پدی لاکت و ازین قبیله.با رژیم غذایی

پودر سنجد هم خیلی خوبه

عزیزم یکم خاکشیر خشک بهش بده تا خوب بشه انشاءلله

ماست خودش بیرون روی میاره ندید

برای قطع شدن اسهال قرص پروبیوتیک کودکان مخصوص قطع اسهال از داروخانه بگیرید

من شنیدم هویج بزاری بپزه پوره کنی کمی اب داخلش بریزی بهش بدی خوبه ولی پودر او ار اس حتما بدش بدنش کم اب نشه

یکم خاکشیر خشک با آب خنک بهش بده بخورد

عزیزم وقتی بچه ات مریض میشه همون روز اول ببر
اصلا نزار علائم بیشتر بشه
همون اول بدی دکتر دارو میده خیلی از علائم اصلا ظاهر نمیشه

اگه میخوره نعنا خشک دم کن براش با نبات بده. سریع اسهالی بند میاد

داخل ماست سماق هم بریزید خیلی خوبه اسهال رو بند میاره، چوب نعنا هم اگه دارید که دم بکنید خیلی عالیه بهتراز خود نعنا جواب میده

خوراکش خوب شده دیگه اسهالشم خوب میشه

سوال های مرتبط

مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
واقعا دیگه نمی دونم‌چه رفتاری باید با دخترم داشته باشم‌که از اینکاراش دست برداره دقیقا شده ۱ سال و دوماه که درگیر نگفتن پی پیش هستم حالا مثلا یه بچه ای دوبار میگه ۵ بار نمیگه ولی دخترم به هیچ عنوان تاکید می کنم به هیچ عنوان نمیگه تجربشو نداشتم اصلا بیاد بگه من پی پی دارم
مشاور دکتر روانشناس دکتر مغز و اعصاب و دکترگوارش و رکتوم و دکتر تغذیه همه رو بردم ولی هیچ نتیجه ای نگرفتم جایزه و تشویق و تنبیه و کتک و ناز و نوازش و قربون صدقه همه کاری کردم‌
یه سری نشستم تو حمام اینقدر زار زدم گریه کردم اشک دنیا رو ریختم التماسش کردم گفتم مامان توروخدا جان من پی پی رو بگو من دیگه خسته شدم فقط خندید و با کمال پرورویی میگه دوست دارم
یه سری دکتر روانشناسش گفت اگه از اینکار لذت ببره دست برنمیداره و ممکنه تا سال ها دستت بند باشه یه چیزی بیت لذت و ترسه ماهلین هم‌لذت می بره هم‌ترس چند روز پیش ملین داده بودمش بردمش دستشویی حیش کنه نا خودآگاه پی پیش هم‌اومد اینقدر تشویقش کردم براش دست زد و جیغ و هورا که ببین ترس نداره اصلا و بعدش جایزه شکلات دادمش و بهش قول دادم هر سری پی پیشو بگه بهش شکلات و بعدش جایزه ی بزرگ تر میدم منو بگو باورم شد که اینبار میگه ولی زهی خیال باطل یک ساعت بعدش یه خروار تو شورتش پی پی کرد🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️با مای بی بی شورتی مدرسه می فرستم تا بعد از ظهرم تنشه ولی بعدش در میارم از بس خسته شدم بسکه شورت شستم بسکه تو گوشش خوندم اونجا از اینکارا تا الان نکرده خیلی گفتم اوتجا بکنی همه دعوات می کنحد بچه ها بهت می خندن بعد خداروشکر نکرده تا الان از این به بعدشم خدا بزرگه ولی خودم عاجز شدم واقعا دیگه نمی دونم چی درستا چی غلط😔
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
آخر هفته ها که میایم خونه ی مامانم خواهرم بچه هاشون میزاره و میره به کاراش برسه ۳ تا داره یه ۱۵ ساله یه ۱۱ ساله یکی هم ۱ سال و دو سه ماهشه این فسقلی ته تغاریشونه و خدا خواسته بعد وقتی من باشم مانانم میگه حوصله ندارم تو به این بجه برس ولی خبر نداره من از خودش بدترم عین یه زن ۵۰ و ۶۰ ساله شدم بعد از این بجه های بدقلق و بد غذا هم هست دیگه بیشتر رغبت نمی کنم بهش برسم بجه های خودم اینجوری نبودن و خوش خوراک بودن حالا به غیر از یه مدت که ماهلین میکروب معده و رفلاکس شدید داشت ولی در حالت عادی خوب بود خلاصه امردز خواهرم ساعت ۴ داشت میرفت گفت نیم ساعت دیگه پوش ملورین رو عوض کن و شیرش بده و بخوابونش ولی من کاملا عذا گرفته بودم 🥴ولی گفتم گناه داره دیگه بجه رو به من سپرده قبلا اونم یه وقتایی کمک من می کرد بزار کمکش کنم خلاصه اومدم بچه رو به زور با بی حوصلگی تمام پوشک عوض کردم و شیر دادم و خوابوندمش اصلا حوصلشو نداشتم اصلا من دیگه به هیچ عنوان نمی تونم یه بجه رو از اول به دنیا بیارم و بزرگ کنم دیگه آدم قبلی نیستم و نمیشم دیگه میگم شاید یه دلیلش اینه که سر این دوتا خیلی سختی کشیدم تا بزرگ شدن عاشق بچم ولی دیگه حوصله رسیدگی به بجه کوچولو رو ندارم قبلا چقدر با عشق کارای این دوتاشو می کردم تو نوزادی الان یکی بچشون بسپاره به من زورم میاد یعنی همه اینجوری هستن یا من خیلی زود دارم پیر میشم ؟؟🫤همیشه میگم خداروشکر دوقلو شدن اگه نه دیگه حوصله زایدن و بزرگ کردن از اول نداشتم 🤭البته اینو بگم خواهرم سنش بالاس
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
من واقعا نمی دونم کدوم روش و راه درست خوبه که بتونم این ماهلین رو از خر شیطون پیاده کنم بچه ای که کاملا هوشیاره می فهمه درکش نسبت به پارسال خیلی خیلی بالا رفته و همچنین هوشش وبی از پسش برنیومدم که پی پی رو بگه الان دقیقا ۱۵ د ۱۶ ماهه که یه بارم نگفته پی پی دارم شاید خنده دار باشه ولی آرزو به دل موندم یه بار این بچه بیاد بگه من دستشویی دارم امشب دیگه اینقدر اعصابمو خورد کرد که دیگه هم زدمش هم تنبیهش کردم بهش گفتم حالا که دختر بدی هستی نه دیگه دوستت دارم نه دیگه باهات تمرین می کنم الان برو بیرون تو تنبیهی من می خوام با دلوین کار کنم بچم‌مثل ابر بهدر گریه می کرد قلبم داشت از سینم میزد بیرون اعصابم خیلی خراب شد آخه دیوونم کرده وقتی بهش میگم ماهلین آخه چرا نمیگی مادر من میگه دلم می خواد نگم میگم آخه چرا میگه همه ی بچه ها تو شلوارشون پی پی می کنند گفتم کی گفته آخه حرف تو گوشش نمیره حایزه براش گذاشتم قبلا چندین بار جایزه بهش دادم تنبیه و تشویق حتی جلوش کلی دلوین رو نشویق کردم که تو دستشویی پی پی می کنه فایده نداره که نداره از چت جی بی تی راهنمایی خواستم میگه یا از شرم.و خجالتشه نمیگه یا می خواد رو بدنشم کنترل داشته باشه و به خاطر اون حس کنترلشه که اینکارو می کنه ولی واقعا دیگه موندن با این بچه چه کنم 😫😫😫می ترسم این عادتش تا چند سال دیگه باهاش باشه🤨😔
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
سلام امروز که تو مطب دکتر بودیم دخترامو هر کاری کردم بیرون از اتاق بمونند نموندن بعد به آقای دکتر گفتن ببخشید میشه ابنا هم‌بیان داخل گفت اشکال نداره بیان رفته بودن دکتر تغذیه که خداروشکر از امروز استارت رژیمو زدم بعد دست آخر گفت تا داری میری داروخونه حتما واسه دخترات شربت هموگلوبین بگیر شربت آهنه بچه هات آهن بدنشون کمه گفتم اتفاقا این یکی دخترم دلوینو می گفتم گفتم هم همیشه میگه خستم هم‌غذاش نصف شده هم اینکه تمایل پیدا کرده به چیزای شیرین گفت صد درصد کمخونی دارن برو اینو لگیر شبی یه قاشق مرباخوری بده بهشون قبل خواب اینم بگم خیلی ماست می خورن هم‌همراه غذا می خودن هم بعدش و این خیلی بده خیلی عاشق ماستن حالا می خوام ببینم کسی تجربه ی استفاده از این شربت رو داره واقعا تاثیرگزاره ؟؟؟؟دو اشتهاشون چی تاثیر داره ؟؟چون دلوین بی نهایت کم اشتها شده ۴ تا قاشق می خوره میگه نمی خوام دیگه ماهلینم‌کم و بیش ولی دلی بدتره
کسی تجربشو داره بهم‌بگه
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
در ادامه با تاپیک قبل درآخر گفتار درمانگرشون گفت الان که فرستادی مهد خودتون متوجه نشدید که هنوز هم در حده همسن و سالاشون نیستن از این‌لحاظ گفتم به لطف آقای شبشه فروش که چپ‌و راست تعطیل می کنه با آنلاین شدن این ها متوجه شدم😀😀من به گفتار درمانگرشوم هم‌نگفتم که نخواد نسخه ی جدید بپیچه برامون ولی من خودم حس می کنم در رابطه با درک و فهمی هم هنوز در حده همسن هاشون نیستن که اونو هم‌میزارم پای تاخیر رشدی که دارن هم اینکه نیمه اولی ان و نمیشه مقایسه کرد پیش خودم‌گفتم‌اونو سعی می کنم تو اجتماع درستشون کنم واینم‌بگم‌اون یه کوچولو لکنتی هم که گه گدار سراغش میاد گفت چون تاخیر داشته و هنوز تمام‌کلمات رو کشف نکرده من اسمشو لکنت نمیزارم در آخر می خوام‌اینو بگم‌اگه واقعا بچه هاتون از این لحاظ ها مشکل دارن رسیدگی کنید یه بچه ی کلاس اولی اومده بود که درست نمی تونست حرف بزنه حتی بدتر از بچه های من‌می گفت تو مدرسه دچار مشکل شده و اعتماد به نفسش اومده پایین دقت و تمرکزشم پایین اومده می گفت تا کلاس چهارم‌شاید اهمیتی نداشته باشه ولی از اون جا به بعد وقتی بخوان درس هارو جواب بدن می مونند توش
مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
امروز روز اول گفتار درمانی بچه ها بود پیش درمانگر قبلیشون همه رودبراش توضیح دادم خودشم واسه هر کدوم نیم ساعت وقت گذاشت بعد گفت دلوین هم تلفظاتش مشگل داره هم مشکل واچی داره گفتم واچی چیه گفت یعنی حرف س رو روی زبونش میاره باید اتمامش روی دندون باشه لطفا و خواهشا در طول درمان هیچ مدقع بچه رو مسخره نکنید گفت روایتگری داره کم و بیش ولی به صورت تیگه تیگه نیاز به تمرین داره ماهلین رو گفت فقط روایتگری نداره اصلا ولی مابقیش چیزاش خوبه حتی دلوین رو گفت با. ولی . اما . این چیزارم تو جمله هاش نمیاره و بعضی کلماتم جابه جا میگه حرفاشو مثلا به دکتر میگه دتکر گفت طی ۳ و ۴ ماه اوکی میشه بعد گفت تمرینات ستجش رو هم باهاشون انجام میدم و تست سنجش امتحانی هم در نهایت میگیرم ازشون اگر اوکی بودن می تونی ببریشون ولی گفت یه مدت طولانی رو سنجششون کار می کنم گفت صد درصد بهشون گیر میدن خلاصه من یک ساعت اونجا بودم گفت ماهی ۷ ملیون هزینه ی درمانشون میشه هفته ای دو جلسه باید ببرم که البته ایشون به دوقلو ها تخفیف میده بعدش اومدم تاکسی بگیرم به بدبختی گیرم اومد چون مرکز شلوغیه هیچ اسنمی قبولم نمی کرد🥴🥴با بدبختی با دوتا بچه دوتا خیابون پیاده اومدیم‌پایین تر تا اسنپ گیرم اومده اونم با ۱۵ درصد شارژ اینقدر سلام و صلاوت فرستادم شارژم تموم بشه بدبخت دوعالمم😫😫بچه هامم حسابی شیطونی کردن هی ورجه وروجه هی می خواستن برن تو خیابون من همین جور هوار می کشیدم نرو خطرناکه دلوین می گفت مامان من که نمیرم 😀خلاصه که با این دوتا بچه رسما سرویس شدم ولی همه ی اینا می ارزه به نتیجه ی خوبش سختی هاشو به جون می خرم واسه بچه هام😍😍
الانم اومدم براشون مرغ سوخاری درست کردم جاتون خالی 😋😋