۱۰ پاسخ

پرهام خیلی دوست داره، کیک و شیر کاکائو و کام و بیسکوییت و کلا اینجور چیزا. تقریبا هرروز میخوره
چیپس و پفک و تنقلات خیلییییی کم میخوره، شاید ماهی یکی. ولی اونارو خیلی دوست داره و منم سخت نمیگیرم والا بستگی به ژنتیک بدن داره، خیلی به خورد و خوراک نیست

دخترای من در هفته شاید یکی دوبار بخورن
تو خونه ک اصلا نداریم
بیرون هم میریم یا موز میگیرم واسشون یا از نون فروشیا دونات

پسر من فقط عاشق اینه که بهره و بزار ت کمد ،بعضی وقتا میره یه خوراکی برمی‌داره، خیلی کم میخوره و بقیش را من میخورم ،کلا میریم فروشگاه میرهدبرا خودش مسواک، خمیر دندان،شامپو ،خوراکی ،... برمی‌داره و تو کمدش میزاره

آراز بیشتر شیر میخره با آبمیوه اصلا به چیپس و پفک و کیک علاقه نداره کیک خودم درست میکنم

دختر منم گااااهی پچ پچ میخوره و گاهی کاکایو ، تابستون گاهی بستنی هم میخورد الان نمیدم
البته تخمه آفتابگردون هم چون خودم حالم بد میشه میخورم ، پیشم میخوره
اهل شیر و متعلقاتش نیست

پسر منم پچ‌پچ کیک میخوره

میتونی دسر کیک دنت ژله خودت درست کنی براش میوه بدی بخوره کلی خوراکی خوشمزه خودت درست کنی من ی اخلاقی دارم دخترمم می‌دونه نمیزارم بخوره یاهم غذاشو بخوره تموم کنه بعد ی ژله بیرونی بخوره

من ک نمیدم فقط ی چوب شور گاهی با پفیلا .کیک هم خونگی اصلا درمغازه ای نیس بره هم فوقش ی مغزیجاتی چیزی اجازه میدم

ن دختر من اصلا اهل خوراکی و هله هوله نیس

من همیشه نه گاهی اجازه میدم بخوره یسنا ژله و آدامس دوست داره شیر کاکائو خودم درست میکنم با شکر و کاکایو کمتر

سوال های مرتبط

مامان عشق کوچولوم مامان عشق کوچولوم ۴ سالگی
مامان آرسین مامان آرسین ۴ سالگی
من یه پسر 11ساله و یه پسر ۴ ساله باور کنید من پسر بزرگمو شاید حتی بیشتر از کوچیکه دوست دارم ولی انگار برام سحته زیاد قربون صدقش نمیرم ولی برا پسر کوچیکه زیاد به زبون میارم قربون صدقش میرم بوش میکنم مثلا دردت به قلبم به جونم
پسر بزرگم انگار حساس میشه میاد میچسبه بهم لپشو میچسبونه به لبم میگه بوس کن بیا بغلم کن منم بوسش میکنم بغلشم میکنم ولی بهم میگه تو انگار آرسینو بیشتر از من دوست داری میگم نه فرقی نمیزارم تاره پدر مادر بچه بزرگو بیشتر از کوچیکه دوست دارن چون بچه بزرگه بیشتر تو زندگیشون بوده میگه نه شما انگاروقتی منو داداشم با هم بحثومن میشه هم تو هم بابام پشت اونو میگیرید
اما واقعا چون پسر کوچیکم چهار سالسه چیزی حالیش نیست میبینم سر چیزی دعواشون میشه من یا باباش میگیم پسرم تو بزرگتری ماشاءالله دیگه بزرگ شودی زیاد سر به سر داداشت نزار چیزی میخواد بده بهش نباید چیغشو در بیاری انگار نمیخواد بفهمه میگفت نه روزی صد بار شما اونو بوس بغل میکنید بوش میکنی اینو راست میگه ولی نمیدونم چرا نمتونم واقعا له اندازه کوچیکه به بزرگه محبت کنم حتی وقت های که میاد میچسبه بهم بعد پنج دقیقه میگم برو دیگه بس ماشاءالله اندازه خودم شوده وقتی زیاد میچسبه