۵ پاسخ

افرین

من اين بازي رو انجام بدم تا دو هفته بايد تو خونه عدس جمع كنم يا رو هواست

پسر من شروع کن به پخش کردن عدس ها و جای خاک باهاشون بازی میکنه🙃😍

عالیه ولی بچه من دو دقه که بازی کرد فوری عدسارو ریخت و پاش میکنه
یعنی میریزه تو دستش و میپاشه تو خونه

اینا دست پسر من باشه یکی یکی میشکنه 😀✋

سوال های مرتبط

مامان جان دلم🍁 مامان جان دلم🍁 ۳ سالگی
لطفا کسایی که بچه ۳ سال به بالا دارن جواب بدن
شما هنوز با بچتون بازی می کنید؟
من مدتیه دیگه زیاد باهاش بازی نمی کنم یعنی خودشم دیگه زیاد پیله نیست
صبحا که سرکارم فقط ۳-۴ساعتشو بیداره که اونم ۲ ساعت پدرم می بردتش پارک هر روز بجز روزایی که بارون باشه
من هر دو روز یکبار معمولا حدود ۲ تا۳ ساعت خانه بازی می برمش
وسط هفته هم حداقل یک یا دوبار با من یا شوهرم میاد حمام آب بازی می کنیم
دو سه هفته یکبارم می برم خونه مادر شوهرم باغه از ظهر تا شب بکسره بازی می کنه
از سرکار که میام نهار می خوریم‌تابش می دم می خوابیم غروب بیدار می شیم بجز مواردی که گفتم یا میریم بیرون با ماشین دور می زنیم یا اگه خونه بمونیم فقط یا تلویزیون می بینه یا لباس بازی می کنه( صد دست لباس عوض می کنه)
خودش دیگه تمایلی به اسباب بازی ریزای بچگیش نداره
شبا قبل خواب فقط یه نیم ساعتی یا براش کتاب می خونم یا عروسک بازی می کنیم
به نظرتون برنامش چطوره؟
من راستش خودمم زیاد حال بازی کردن ندارم از این روش جدیدش راضیم اما می ترسم نکنه من زیاد استقبال نکرده باشم از بازی واسه همین دیگه نمیاد سراغم
به نظرتون‌دیگه از این سن هم باز لازمه حتما مادر با بچه بازی کنه؟
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۳ سالگی
مامانا شبی خیلی حالم بده انقدر که آرزوی مرگ دارم



از دست پسرم هیجا نمی تونم برم واقعا دیگه بریدم و خستم
بعد شاید بگم یک سال رفتم خونه مادر بزرگم همه فامیل بودن و پسرم نسبتا خوب بود با کنترل کردن های من که با بچه ها دوست باشه و نزنه یعنی دوساعتی که اونجا بودم فقط تو اتاق پیش بچه ها بودم که پسرم کسیو نزنه اصلا با بزرگ تر ها ننشستم همه ی مهمونی دفتانای من همینه دیگه خسته شدم بخاطر خمین اصلا بجز خونه مامانم و مادر شوهرم هیجا نمیرم اونم وقتی میرم که خواهرم خونه مامانم نیست چون پسرم بچه های خواهرمو میزنه
و امشببب بعد خونه مادر بزرگم خواهرم اومد خونمون پطرم نسبت به دفعات قبل کمتر زد ولی بازم میزد و اسباب بازی هاشو نمیداد زیاد و بعد دختر همسایمم اینجا بود دست انداخت گوشواره دختر همسایمو گرفت کشید که گوشوارش شکست واقعا دیگه انقدر اعصبانی شدم و فشار اومد روم که یه لحظه نفهمیدم زدم تو گوشش و کردمش تو اتاق در بستم
واقعا دیگه نمی دونم چجوری باهاش رفتار کنم که دست از زدن برداره
با قصه ،با جایزه ،با قربون صدقه ،با بی نوجهی همه راه هارو رفتم ولی فایده نداره 😔😔😔😔😔😔
الان ۳ ماا دیگه بچه دومم دنیا میاد دیگه استرس اینو دارم چیکار کنم با پسرم که اذبت نکنه 😞😞😞😞😞😞😞


پوشک نی نی حاملگی رفلاکس شیر خشک فرزند پروری