۳ پاسخ

حتما ۱۹۰ زنگ بزن .
این وظیفه ی ماست که همچین اشغال هایی رو جم کنیم

ای خواهر چی بگم ماهم مغازه سرکوچمون میخواد جمع کنه هرچی کالاتوانبارداشته ریخت داخل مغازه بفروش تاریخ گذشته همه شیرخریدم دیدم تاریخش 1روزمونده محبوربودم بخرم نضفشوموندریختم رفت پفک برای دخترم خریدم تاریخش1ماه گذشته دخترم گریه می‌کنه ببرم پس بدم

باید زنگ بزنی ۱۹۰

سوال های مرتبط

مامان 🤍Alisan joon🩵 مامان 🤍Alisan joon🩵 ۳ سالگی
مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۴ سالگی
چند روز پیش یه جشنی با بچه ها رفتیم،اونجا یه دختر زیبای حدودا کلاس پنجمی هم با مامانش اومده بود که اکثر جشن داشت با گوشی بازی میکرد،
همه دست و کل و جیغ می کشیدند اما اون انگار تو عالم دیگه ای بود،
چند دقیقه ای هم که گوشی رو کنار گذاشته بود،جوری اخمو و بدعنق نشسته بود و حتی یکبار هم کف نزد که آدم دلش میسوخت به حال اینهمه کسلی و‌ انرژی منفی که یه بچه اینقدری داره و آخرش مامانش وضعشو دید وسط مراسم پاشدند رفتند...
و عجیب به فکر رفتم که چی به سر بچه هامون داره میاد
بچه مگه یه موجود خوشحال و رها و از هفت دولت آزاد نبود؟
چرا خیلی وقته ما دیگه بچه ای که از درخت و دیوار بالا بره یا تو کوچه لی لی کنند نمیبینیم؟
حتی تو پارک ها و مهمونیا هم به جای بازی و حرکت،یه گوشه نشستند و یک یا چند نفری سرشون تو گوشی؟
نگیم اینا از معضلات خونه آپارتمانی،بله سبک زندگی امروز بی تاثیر نیست اما تو روستا و با وجود خونه های ویلایی و ...هم باز بچه ها درگیر اعتیاد به مجازی شدند.
و برای همینه دیگه کمتر صدای قهقهه و بدوبدو و شیرین کاری کودکانه رو تو مسجد و پارک و مهمونیا میشنویم...
و معلومه میون اینهمه بچه بیحال کسل، بچه های پرانرژی که طبق طبیعت شون رفتار میکنند به اشتباه برچسب بیش فعال و اذیت کن و ...میگیرند!

✍️#زهرازینی_وند (مشاورکودک و خانواده)
🆔 @maman_moshaver
🌏اینجا نگاه تون به مادری عوض میشه
#نشربامنبع
مامان قلب مادر مامان قلب مادر ۳ سالگی
امروز بین تمام دغدغه هایی که داشتم شام و تمیزکاری و بچه و شوهر و ...بدو بدو داشتم همه رو انجام‌میدادم آخه ناهار رو سردستی خورده بودیم بعدم که رفتم سونو باز اونجا خداروشکر زود برگشتم ..خلاصه داشتم کارا رو انجام میدادم یهو دستم خورد به یه پیاله کوچیک گندم که پسرم گذاشته بود رو اپن و من یادم رفته بود بردارم و بعد از اینکه میخواستم نفس راحت بکشم یهو گندمان ریختن و ...واقعا ناراحت بودم همون لحظه هاااا بعد یکم مکث کردم گفتم ببین اگه بجای خودت پسرت این کارو میکرد چیکار میکردی؟چقد عصبانی میشدی ؟و حتی ممکن بود دعواش کنی درسته ؟با اون حجم فکر و کارو ...که داشتم ...وقتی مکث کردم دیدم واقعا گاهی بچه ها از روی عمد خرابکاری نمیکنن یا یه چیزی نمیریزن یا اذیتمون نمیکنن اون لحظه ها بچه هامون هم مثه خودمون دغدغه فکری دارن ،اینکه کسی باهاشون بازی کنه ،گشنه باشن ،خوابشون بیاد و ....
افکار و دغدغه های ذهنی ما با بچه هامون فرق داره هر وقت از دستش عصبانی شدی و خواستی داد بزنی یا دعواش کنی یه لحظه مکث کن ۴تا نفس عمیق بکش ...قدرت مکث رو جدی بگیر رفیق☺️👌
مامان موفرفری مامان موفرفری ۳ سالگی