فرزند پروری
بارداری
زایمان
شیردهی
تربیت کودک 💙
فرزند پروری صحیح و اصولی
خانوم ها و مامان های عزیز یه چالش مهم : شما تا به حال وصیت نامه تون رو نوشتین؟؟؟ 🥲
من هفته ۳۶ بارداری بودم که برای همسرم رفتم بالای منبر و متن وصیت نامه مو کامل براش خوندم ، ولی با این شرایطی که الان پیش آمده ، می‌خوام این وصیت ها رو آپدیت کنم و کمی ویرایش و تغییرات بدم .... البته ناگفته نماند همسرمم نوشته و کلی منو می خندونه که دلم نگیره ..... مثلاً اولش با یه سری مقدمات معنوی و با آیه ای از قرآن و اینا نوشته بود و صفحات اول و دوم رو طول و تفصیل داده بود ، بعد به من گفت تو خوش خطی برام پاک نویس کن ، بعد صفحه سوم نوشته بود :« عجله نکنید عزیزانم! آنچه از مال دنیوی دارم ...» به اینجاش که رسیدیم هر دو پخخخخ زدیم زیر خنده😂😂 این خنده در حالی بود که اشک هم تو چشمامون حلقه زده بود ...🥺🥹 بعد همدیگرو بغل کردیم و یه دل سیر گریه کردیم ( باردار بود ماه آخر)

تصویر
۵ پاسخ

نصف شبی عکسی که گذاشتی رو دیدم گشنم شد
پیراشکی چیه؟؟
به نظرخوشمزه میرسه حالشو داشتی دستور پختشوبذار

چجوری بنویسیم چی بنویسیم

اره عزیزم یکسال پیش یهو ب دلم افتاد ک بنویسم ونوشتم
فعلا اپدیت نمیخواد همونه

زمانی که درگیر آپاندیس شدم و تشخیص نمیدادن نوشتم و داخل پاکت دادم به همسرم اما درش چسب زده بودم بعدش که لطف خدا شاملم شد و عمر دوباره گرفتم داد به خودم همونجوری بسته مونده

باردار بودم *

سوال های مرتبط

مامان 🎵امیرعلی🎶 و🌱 مامان 🎵امیرعلی🎶 و🌱 ۵ سالگی
⛔ لطفا 🚫 لطفا 🚫 لطفا 🚫 عزیزی که باردار هستی نخون ...⛔


امروز ۲۷ام رمضانه و من برای بار دوم از ماه مهمانی خداوند بیرون انداخته شدم ...
امسال حتی شب های قدر هم اجازه ورود به خونه اش رو نداشتم چون هم خودم مریض شده بودم و هم پسرم ...
یه جورایی خودمو باختم انگار ...
می ترسم!
چند روز پیش ازش خواستم تا منو نبخشیدی بهم فرزند نده دیگه ... هروقت بهم عطا کنی یعنی بخشیدیم!
۴روزه شده ۲سال!
۲سال پیش ۲۳ماه رمضون ات بعد از احیای شب قدر، بعد از اووون همه گریه و بی تابی اومدیم خونه و من اون قرص هارو با گریه استفاده کردم، عین ۴۵دقیقه رو گریه کردم چون دیگه حوصله بحث نداشتم!
خسته بودم! بریده بودم!
دلشکسته بودم!
من تنها بودم! فقط من بودم! خودم و خودم!
مسعود رفته بود معاینه فنی بگیره و منو تو این لحظات مهم تنها گذاشته بود ...
یه جورایی انگار میخواست خودشو مبری کنه از این کار؛ با اینکه تماما خودش موافق این کار بود و تماااام قد وایساد و گفت باید ک باید!
"با سکوتش با حرفاش با بی محلیاش با تمام وجود ۳روز ی کلمه هم باهام حرف نزد، ۳روز هیچی نخورد، هییچییی! روزی فقط یه استکان آب"!