به نظر من تو یه چیزای کوچیک که همیشه ماها تو بچگی سرش دعوا میشدیم واقعا باید تجدید نظر شه و دعوا نکنیم بااهاشون من خودم با بچم سر خیلی چیزا مهربونی میکنم ولی اینکه تروما رو بکنی بهونه و اصلا بچتو تشر نزنی و دعوا نکنی یه مشت بچه لوس به جامعه خشن تحویل میدی که بعدا خودشونم نمیتونم از پس خودشون بر بیان چه برسه زندگی بچرخونن
که متاسفانه به شدت زیادی تو پارکا شاهدش هستیم، بچه های لوس و خودخواهی که حرف حرف اوناست چون تا حالا بهشون گفته نشده بالاچشمت ابرو ، دیگه جامعه مادر و پدر نیست. هرچیزی جای خودش
🔉🔉🔉اگر ناخود آگاه وقتی حتی همه چیز خوبه ناگهان احساس اضطراب و دغدغه درونی میکنیم و به اصطلاح دلشوره سراغمون میاد اصلا خودمونو نباید سرزنش کنیم اضطراب بر خلاف استرس منشا درونی داره و میتونه احتمالا بدلیل تحریک یکی از تروماهای دوران کودکیمون باشه
وقتی تروما تحریک میشه ما متناسب با سن امروزمون رفتار نمیکنیم بلکه متناسب با همون سنی که زخم در اون سن ایجاد شده رفتار میکنیم و در یک لحظه و کاملا ناخود آگاه ما به همون مرحله از رشد برمیگردیم این همون مکانیزم دفاعی ناهوشیار برگشته که ایگوی ما برای کاهش اضطراب ازش استفاده میکنه
مثل کودکیکه وقتی فرزند دوم بدنیا میاد خودشو کوچیک و ناز میکنه که از والدینش ترحم بخره و طلب شیر میکنه 😔
این یکی واکنش عمیق و غریزی از طرف IGO برای غلبه بر اضطراب و کاهش اونه که در این حالت بزرگسال امروز کنار میره و نسخه کوچکتر،ترسیده تر ،و آسیب دیده کنترل رو به دست میگیره در واقع اینجا بدلیل تثبیت در اون مرحله از دوران رشد کودکی و تحریک اون تروما طی مکانیزمهای برگشت ناهوشیار به اون دوران کودکی برگشت میکنه
این احساسات شدید ، و واکنش های ظاهرا نامتناسب و مکانیزم های دفاعی در واقع تلاشهای ناامیدانه کودک درون است کودکی که هیچ وقت فرصت پردازش یا فرار از درد و ترس را نداشته 😔
حالا اما مادرشدیم آگاه شدیم و باور پیدا کردیم که این زنجیره باطل را باید درهم بکوبیم و از انتقال این درد به فرزندانمان جلوگیری کنیم ما بعضا محصول رفتارهای ناآگاهانه والدین و اجداد خود بودیم تا اینجا مقصر نیستیم اما اگر این درد را آنگونه که به ما تحمیل شد به فرزندانمان منتقل کنیم مقصر مقصر مقصر اصلی آن خودمان هستیم و در قبالش مسئولیم 🔉🔉🔉
یک کلیپ دیدم پسر بچه رفت که هندونه رو بیاره داخل خونه ولی جلوی در از دستش افتاد و هندونه شکست اما پدر و مادر به جای سرزنش دعوا و تنبیه فقط لبخند زدن
با همون لبخند اومدن و نشستن روی زمین بچه رو هم نشوندن بعد با خنده تیکه های هندونه رو برداشتن شروع کردن خوردن
همین کار کوچیک تأثیر زیادی داشت چون اگه جور دیگه ای برخورد میکردن این ترس تا همیشه سراغ پسربچه بود و با بزرگ شدنش با هر اتفاقی اون ترس میومد سراغش بدون اینکه بدونه این ترس فقط و فقط به خاطر یک هندونه ایجاد شده
بسیار عالی 👏🏻
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.