تجربه ی من واسه مامانایی ک گل پسر دارن و خدای نکرده تنگی مجاری ادراری دارن
من پسرم تا قبل اینکه ختنه اش کنم نقریبا اروم بود ولی بعد از اینکه ختنه اش کردم ۶ روزگی خیلی بی تابی میکرد و اذیت بود خیلی صبر کردم بلکه خوب بشه و فک میکردم دل درده حتی چند بار دکتر بردم ولی اروم نشد ی بار پوشکش باز بود و متوجه شدم ادرارپسرم ب زور میاد ی خورده از ادرارش اومد و برای ادامه ادرارش مدام زور میزد و میلرزید و جیغ میزد دیگ فهمیدم هر چی هست از همینه صب ک شد بردمش دکتر دیگه ای و ختنه اشو نگاه کرد و گفت خوب ختنه نشده و تنگی و مجاری ادرار هم داره معرفیم کرد دکتر دیگ رفتم دکتر کلیه و تا پسرمو دید گفت تنگی داره با دماسنج اگ باز نشد باید عمل شه تمام تنم لرزید رنگم مث گچ شد عمل اخه بچه ی یک ماهه ک دکتر گفت خانم عملش سرپایی ولی چون بچه اس باید ی بیهوشی کوتاه مدت داشته باشه خیلی ناراحت شدم و گفت نامه بستری میدم بهت برای شنبه گفتم الان ثبت نکنی تا برم مشورت کنم اومدم خونه و تحقیق کردم همه گفتن باید انجام بدی میخاستم فرداش ببرم ک پسرم انفولانزا گرفت ووبدجور مریض شد تب و حالدخرابی دیگ بدتر اذیت شد تا چن روز درگیر انفولانزا دیگ تا بهتر شد رفتم ونامه گرفتم و پسرم دیروز صب بستری شد و ۸ونیم صب تو دستای خودم بهش دارو زدن پسرم خابید و ۹ ونیم صدام زدن تحویل گرفتم خداروشکر خیلی اذیت نشد واسه ادرازش ی ذره میسوزه و ی وقتایی گریه میکنه ولی در کل از روزایی ک اونقد اذیت میشد راحت شد بهش دارو میدم دکترم بردم معاینه کرد و گفت خوبه هر یک روز در میان با دماسنج سوزاخشو باز کنم بازم خدا رو شکر ب خیر گذشت علایمش کجی ادرار ادرار تیز و رو ب بالا و با فشار
حواستون ب تی نیای پسز یاشه

۶ پاسخ

واای خدا بهت صبر داده . انشاالله دیگ این روزهارو تجربه نکنی

پیش کی ختنه کردی

عزیزم
خدا رو شکر که خوب شدن

عزیزم‌نوع ختنه ی پسرتون چی بود

چه دارویی واسه آنفولانزا بش دادی ؟

عزیزم واسه آنفولانزا چکار کردی ؟

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۱ ماهگی
پارت دو زایمان من
منو بردن اتاق عمل فوری رو تخت نشوندنم بعدش بهم دلداری میدادن ک سالم بچتو بغل میگیری چون بچم افت قلب پیدا کرده بود
بعدش بی حسی زدن منو درازوندن پاهام بی حس شد بعدش شروع ب کار کردن بعدش بهم رسیدگی کردن دیدن من دارم از حالم میرم چند تا سرم پشت سرم هم دستام میلرزید بعدش بچه رو ک در آوردن صداشو نشنیدم بعدش با چند تا ضربه ک بهش زدن صداش اومد دلم آروم شد ولی بچمو سیاه کبود کرده بودن
خب خلاصه منو دوختن دادن ب بخش بچمم بردن مامان بیچارم آنقدر گریه کرده بود ک نگین شوهرمم ک داشت سکته میکرد منو ک آوردن بخش مامانم آروم شد شوهرمم ک من تو اون حال هی منو می‌بوسید 😍😂خیلی حال داد ولی بعدش نی نی آوردن گذاشتن رو من شیر دادم بعدش اون شب موندم فردا دکتر اومد گفت باید ی روز دیگ بمونی من نگران شدم شوهرمم همین طور بعدش من سوال کردم گفتم چرا گفت باید از سر بچت سونو بگیرم لز کتفش از لگنش گفتم چرا گفت باید بررسی شه اونقدر گریه کردم گفتم خدایا نظر میکنم بچم طوریش نشه هزار بار بچه منو بردن آوردن ی بار گفتن جیش نکرده ی بار گفت ریفلاکس باید چک بشه اوفف خیلی بد بود دو روز بعدش دکتر نوزاد اومد نگاه کرد سونو انجام دادن هیچ مشکلی نبود ب جز سرش ک درد طبیعی کشیدم ب سرش فشار اومده بود یکم نمیدونم آب یا خون جمع شده بود زیر پوستش اونم دکتر گفت میره و از فشار ی چشش خون بود چون سر بچه بالا بود فشار ک بهم میومد انطوریش گرده بود اونا هم نفهمیدن گیجا خب خلاصه اومدم خونه خودم همه ریختن سر بچه من نتوستم‌استراحت کنم‌ خواهرشوهرم فوری بچه دوروزه رو برد حموم کونشو شست حموم‌ماهم‌یخه فوری لباسشو عوض کرد گلا بچه شده بود عروسک بار دوم‌ک‌خواست عوض کنم نذاشتم
مامان بنیامین جون مامان بنیامین جون ۷ ماهگی
سلام مامان های عزیز کسای ک تاپیک قبلم دیروز دیدن اینو میخواستم بزارم ک بدونید
بخصوص کسانی ک نینی پسر دار
دیروز سه شب بشدت بچم بیقرار بود تا ظهر دیروز ب دکتر زنگ زدم گفت عصر میام بردم بیمارستان آزمایش و سنو گرفت گفت نینی هیچ مشکلی ندار و بچه من همچنان بیقرار بود نمیتونست ادرار کنه شیر نمیتونست بخور بخدا از سه شب بگیر تا خود ظهر بشدت گریه شیر هیچی نمی‌گرفت فقد زور میزد و قرمز میشد و صورتش کبود
آخر بیمارستان گفت بستری کن تا چند روز اینجا باش بهتر بش
من بچم پس آوردم ب دکترش دوباره زنگ زدم گفت عصر بیار ساعت پنج بردم وقتی دکتر دید گفت بچه از کولیک بیقرار نیس
جای آلت نینی پر عفونت بود و جای مجاری ادراری تنگ بود و گفت هنوزم زردی شدید دار باید ختنه بش فوری خوب میشه بچه وقتی جای آلتش بی حسی زد و تمیزش کرد یهو پسرم جیش کرد کمی آرام شد وقتی کامل دکتر گفت اول ختنه مردم بعدش جای مجاری ادراری باز کردم گفت اینقدر جیش کرد انگاری نصف لیتر تو بدنش بود
گفت خوب کاری کردی بستری نکردی فوری آوردی وگرنه خدای نکرده با این درد بچه ات چیزیش میشد
من اینقدر گریه میکردم ک خدای شکرت ک دوباره بچم سالم ب آغوشم برگشت
خدایا هیچ کسی با جون بچه اش امتحان نکن خدا جونم من از دیروز رفتم اون دنیا و برگشتم خدایا نینی ک زبون ندار خیلی سخته تا بدونی دردش چیه
😓😓❤️‍🩹
مامان رادین👼🏻💙✨️ مامان رادین👼🏻💙✨️ ۶ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۴
اون مامایی ک بالا سرم بود اومد تمام نوک انگشتام رو سوراخ کرد ک فشارم بیاد پایین ولی فایده نداشت ک دیگ زنگ زدن سریع اتاق عمل رو اماده کنید بیمار اورژانسی داریم و من اصلا نفهمیدم چطور بردنم دیگ بردنم اتاق عمل و سریع واسم بیحسی زدن و دراز کشیدم اون پرده رو زدن جلوم از استرس داشتم میمردم و از اون لامپ هایی ک بالا سرم بود چون دورش اینه ای بود داشتم میدیدم ک یهو حالم بد شد و تپش قلب گرفتم اون مرده ک بالا سرم بود گفت فقط تا میتونی دیگ ببخشیدا بدتون هم میاد گفت استفراغ کن و یکم انگار بهتر شدم ک دیدم صدای پسرم اومد اشک تو چشام جمع شد و فقط میگفتم سالمه ک دیدم دکتر گفت نگران نباش همه چیش خوبه خیالم راحتش د ولی گفتن چون خودم تبم بالا بوده و کیسه ابو خیلی وقته پاره کردن بچه تب داره و از آب دور کیسه خورده باید بستری بشه دنیا رو رو سرم خراب کردن ولی بازم خداروشکر میکردم ک بچم صحیح و سالم بدنیا اومد این همه سختی ک بهم اادن ارزششو داشت پسرم ۵ روز بستری بود و بعد ترخیص شد امیدوارم خوشتون اومده باشه 😘