۵ پاسخ

چقدر زایمان طبیعی وحشتناکه😑

خوب بود راضی هستی ؟

والا خوبه دعا میکنم برا همه مامانای باردار این خوب باشه بی حسی بزنن ،سرش داد نزن، بهش حسابی توجه کنن. حالا لطفا بگید کل هزینه دکتر و بیمارستان و بی حسی چقدر شد؟

اون آمپول اپیدورال ک زدی تا چ حدی تاثیر دارع چون گفتی ی کم بی حسی باز زدن برات

بی حسی چی زدن

سوال های مرتبط

مامان کایلین🫀 مامان کایلین🫀 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۴🥲💖

دیگ اینقد جیغ داد کردم هی ماما میومد بالا سرم معاینه میکرد تا اینکه گف فول شدی هر موقع دردت گرفت پاتو جمع کن تو شکمت و زور بزن و بعدش گذاشت رفت😐😫
تک تنها تو اتاق زایمان بودم و وقتی دردم می‌گرفت زور میزدم داد میزدم التماس می‌کردم بیاین پیشم یکی بیاد پیشم من تنها نباشم نمیدونم باید چیکار کنم ماما اومد و گفت ما نمی‌تونیم کلا بالاسر یک نفر باشیم
گف زور بزن ببینم زور زدم و گف کمه بیشتر باید زور بزنی
سر بچه هنوز دیده نمیشه باز گذاشت رفت
دیگ اینقد زور زدممم و داد میزدم بیاین بالا سرم هی میومد میگف سر بچه نیومده زورات کافی نیست بیشترش کن کاری از دست ما برنمیاد باید خودت زور بزنی تا سر بچرو ما ببینیم و بعد بیایم برای زایمانت دیگ خلاصه اینقد زور زدم تا سر بچه اومد دیگ داد زدم با صدای بلند گفتم دیگ نمیتونم بیاین دارم حسش میکنم بچه اومد درد شدید داشتم اصلا هرچی بگم کم گفتم خیلیییی درد داشت خیلی وحشتناک بود
تاماما اومد بالا سرم بقیه رو صدا زد ک بیان وسایلای زایمانو براش آماده کنن مثل اینکه سر بچه رو دیده بود😒اینم بگم از وقتی فول شدم تا آخرین لحظه ایی ک داشت بخیه میزد بدنم می‌لرزید اونم شدید
تختو آماده کردن ی پارچه گذاشتن رو شکمم ماما ی آمپول بیحسی زد برام که اصلا حسش نکردم و یهو دیدم بی‌حس شدم و بعد برش زد
گف زور بزن یکی دوتا زور زدم و یهو داد زد زور نزن زور نزن بچه اومد اصلا زور نزن فوت کن نفس عمیق بکش اصلا زور نزنی هی فوت میکردم می‌گفت آفرین همینجوری ادامه بده دیگ خودش بچرو کشید گذاشتش رو شکمم
تموم دردام همونجا ازبین رفت ..🥹✨
مامان ملودی خانوم🎀😍 مامان ملودی خانوم🎀😍 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان ۳
ساعت شد دو و دردای من وحشتناک شدن دیگ گاز و نمیگرفتم چون می‌دیدم دردم کم نمیشه فقط گیجم همش
بهم گفتن دردت که گرف زور بزن من هربار که دردم میومد زور میزدم و دیگه جیغ نمیزدم تا اینکه یه ماما گف سر بچه رو میبینم اما رحمت کلفته لبه داره باید زور بزنی هنوز فول نشدی (اینجا وسط دردا برگشتم گفتم کلش مو داره یا کچله 😑😂)
خلاصه که بعد کلی درد و سختی بردنم اتاق زایمان رفتم رو تخت آمپول بی حسی زد و گفت دردت که گرف زور بزن سر بچه در بیاد آقا چشتون روز بد نبینه من همین که زور زدم اونم قیچی گرفت دستو چیند اما من بی حس نشده بودم 🥲💔 دوباره اینجا صدام در اومد و زور اولم انگار هدر رف( وقتی جیغ بزنی دیگه نمیتونی زور بزنی) یکم باهام حرف زدن گفتن نباید داد بزنی فقط زور حتی اگه بی حس نشده تحمل کن دیگ بیشتر نمی‌تونیم بهت تزریق کنیم زور دوم تقریبا بی حس شده بودم با تمام توانم زور زدم دردم که تموم شد ماما گف نهایت با دوتا زور دیگ سرش بیرونه آفرین ادامه بده زور سومم با تمام توان زدم دردم داش تموم میشد که ماما گف ول نکن زور بزن اگه صبر کنی حیفه حتی اگه دردت تموم شده زور بزن سرش اومده منم تاجایی که میتونستم زور زدم و یدفه حس کردم اون درده که همش تحملش میکردم تموم شد کلن دیگه زور زیادی نزدم برا بدنش سریع آوردنش بیرون و صدای گریه دخترم همزمان شد با اینکه گذاشتنش رو دلم تموم دردام یادم رفت فقط میگفتم خدایا شکرت تونستم خدایا شکرت بچم سالمه دیگه
مامان حامی👼🏻 مامان حامی👼🏻 ۶ ماهگی
مامان سید کوچولوم🫒🫀 مامان سید کوچولوم🫒🫀 ۹ ماهگی
قسمت سوم🤰🏻
روی توالت فرنگی برعکس نشستم کم کم زور می اومد بهم انکار عین خمیر دندون ک از از پایینش فشار میدی کسی منو فشار میداد زور بهم می اومد مثل همون یبوست مدفوع انکار داری ولی نمیاد هی زور میزدم کلافه شده بودم بیشتر هی نفکتم ورا تموم نمیشه خستم کرده بود درد ولی جیغ و داد و بیداد در حدش نبود .‌‌اونام میگفتم یکم دیگه ورزش کنی اومده یکم ‌‌..خخخ!

کم کم روی شش سانت و هفت سانت و هشت سانت رسیدم با ورزشا پیشرفت میکردم دیگه آخری مبگفتن زور بزن ب دستم بیگم داخل مقعد کرده بود ک ببینه تا کجا اومده پایین بچه فشار روی مقعدم هست زور زدم و دیگه فکر کنم نه سانت شد و بعد ده سانت دیدم دارن لباس میپوشن و..منم ب امید اینکه بعد دنیا اومدن نینی همه دردا تموم میشه همه رو تحمل کردم گفتن ببین سه تا زور بزنی اومده ..دوباره گفتن هروقت بهت زور اومد زور بزن منم همین کارو کردم اولین زور ک اومد گفتم داره بهم زور مباد من زور میزنم یک دو سه 😂😂😂😂..ی زور محکم زدم رفت نفسم تموم بشه ول کنم گفتن ول نکن ادامه بده دوباره زور زدم با تمام نفسم پ از آخرنفسم هم استفاده میکردم نعره زدم ک زور موثره باشه ولی درد نداشتم اصلا و یک زور دیگه یهو شکمم دیدم شل شد اومد تو بعد دیگه سر بچه رو کشیدن بیرون و تموم شد🥹💖
مامان تو دلیم💙 مامان تو دلیم💙 ۵ ماهگی
🥰 تجربه زایمان طبیعی 🥰
پارت ۳
خلاصه که چن باری رفتم سرویس آب گرم گرفتم به خودم یکم راه رفتم بار آخر دیدم هم دردم شدت گرفته هم فشار میاد بهم اومدن معاینه کردن ماما گف هر وقت دردت گرف محکم زور بزن وقتی دردت رفت استراحت کن تا انرژی زور زدن داشته باشی تو هر درد گرفتنام ۳،۴ تا زور محکم میزدم ماما میگف هرچی بیشتر زور بزنی زودتر بچه میاد خیلی محکم زور میزدم طوریکه از زور زدن صدام میرف رو هوا درسته تو دردهام سعی می‌کردم جیغ نزنم ولی موقع زور زدن دست خودم نبود و جیغ زدن باعث می‌شد سفت و سخت تر زور بزنم موقع زور زدن سرمو می‌آوردم رو سینه ام و زور میزدم وقتی ماما برش زد متوجه شدم ولی اصلاا درد نداشت چون هم بی حسی زده بود و هم دردم اونقدر زیاد بود که درد اونو شاید متوجه نشدم بعدش دیدم بچه رو کشید بیرون وقتی بیرون آورد انگار بدنم سبک شد راحت شد خیلی حس خوبی بود حس مادر شدن بچه رو گذاشتن رو سینه ام با دوتا دستام بغلش کردم بعد بچه رو بردن اونور ماما گف زور بزن جفتت خارج شه ولی من حال نداشتم چن باری خواستم زور بزنم نشد بی‌حال شده بودم گفتم نمیتونم گف یکم سعی کن ولی عجله نکن اگه نمیتونی چن تا زور یواش زدم جفتمم خارج شد بعد موقع زدن بخیه یکم درد داشتم ولی قابل تحمل بود ولی بدنم کلا میلرزید فک کنم نیم ساعتی بدنم مخصوصا پاهام لرزید که اونم بخاطر زایمان بود بعدش دوساعتی استراحت کردم سردم بود پتو رو کشیدم روم تا چونه ام یکم آبمیوه و کیک خوردم دو ساعت تموم شد اومدن حاضر شدم بردنم به بخش به راحتی بلند شدم و راه رفتم دردی نداشتم اونجا به همه کسانی که دلشون بچه میخواد دعا کردم دامنشون سبز بشه و همه باردارا بسلامتی فارغ بشن🌹❤