۶ پاسخ

عزیز ببخشید یه سوال کوچولوی شما سردش نمیشه ؟من یه زیر دکمه آستین کوتاه تن دخترم میکنم یه بلوز شلوار هم روش البته جسارت کردم عزیزم چون منم خیلی دوست دارم آستین کوتاه تنش کنم ولی میترسم سردش بشه 🥺

ای خدا کوگولی

زهرا قیزین نه ایسدملی اولوب آللاه ساخلاسن🎀

چقد نازه😍😍😍😍😍

خدادخترتونوبراتون حفظش کنه،خیلی هم قشنگه همه چیز،دخترخانومتون، شعروعکس

ننهههه

سوال های مرتبط

مامان 💕آوینا جانم💕 مامان 💕آوینا جانم💕 ۹ ماهگی
دختر نازنینم، آوینای عزیزم...
دو روز دیگر قرار است برای اولین بار چند ساعت از تو دور باشم. شاید تو هنوز ندانی «سرِ کار رفتن» یعنی چه، اما من از همین حالا دلتنگت شده‌ام.
این ۹ ماه، تمام دنیای من در لبخندها، گریه‌ها، خواب‌ها و نفس‌های تو خلاصه شده بود. هر بار که شیر نمی‌خوردی، انگار تکه‌ای از جانم می‌لرزید. هر بار که لبخند می‌زدی، تمام خستگی دنیا از دلم می‌رفت. برای هر گرم وزنت خوشحال شدم، برای هر دانه روی پوستت نگران شدم، برای هر شب بی‌خوابی‌ات بیدار ماندم و با تمام وجودم یاد گرفتم که عشق، یعنی «مادر بودن».
اگر روزی این نوشته را خواندی، بدان که حتی یک لحظه دوری از تو برای من آسان نبود. من از کنارت نمی‌روم چون دلم می‌خواهد از تو دور باشم؛ می‌روم تا آینده‌ای امن‌تر و قشنگ‌تر برایت بسازم. اما مطمئن باش هیچ فاصله‌ای نمی‌تواند از عشق من به تو کم کند.
شاید از تو دور باشم، اما تمام لحظه‌های روز، فکر و دلم پیش توست. هر صدایی که شبیه خنده‌هایت باشد، هر لحظه‌ای که به یادت بیفتم، دلم برای آغوش کوچکت تنگ می‌شود. بی‌صبرانه دقیقه‌ها را می‌شمارم تا دوباره تو را در آغوش بگیرم، موهایت را ببوسم، صدای خنده‌هایت را بشنوم و دوباره بوی شیرینت تمام خستگی روزم را از بین ببرد.
آوینای من...
اگر روزی شک کردی که چقدر دوستت داشتم، کافی است بدانی قبل از آمدنت زندگی داشتم، اما بعد از آمدنت، تازه معنی زندگی را فهمیدم.
تو فقط دختر من نیستی؛ تو دلیل لبخندها، امیدها، دعاها و قوی ماندن منی.
دوستت دارم... بیشتر از تمام واژه‌هایی که می‌توانند عشق را توصیف کنند.
با تمام قلبم، مامان 🤍
مامان H♡ssein مامان H♡ssein ۸ ماهگی
**«نقابِ سکوت؛ هنرِ بقا در میانِ کینه‌ها»**

زنِ واقعی، کسی نیست که تمامِ بردهای خود را جار بزند؛
او می‌داند که در این دنیا،
شکوهِ تو، منبعِ کینه‌ی دیگران است.
زرنگیِ او در این نیست که ثروتش را به رخ بکشد،
بلکه در این است که وقتی خانه‌ای می‌خرد،
با لبخندی آرام بگوید: «هنوز مستأجر هستیم...»
و وقتی سوارِ خودروی رویایی‌اش می‌شود،
با سادگیِ تمام می‌گوید: «قسطی خریدم، هنوز تمام نشده...»

او این کار را از روی ترس انجام نمی‌دهد؛
او این کار را از روی **«تدبیر»** انجام می‌دهد.
او می‌داند که اگر تمامِ حقیقت را رو کند،
جایگاهش را پیشِ کسانی که فقط منتظرِ سقوط او هستند،
می‌بازد.
او می‌داند که همان‌هایی که امروز با او می‌خندند،
فردا با شنیدنِ موفقیت‌هایش،
چشم‌انتظارِ یک لغزش و یک اشتباه هستند تا سر به تنش نباشد.

او می‌داند که «روشن بودنِ بیش از حد»،
فقط یعنی «هدفِ روشن شدن برای دیگران».
پس ترجیح می‌دهد در سایه حرکت کند،
در سکوتِ مطلق، ریشه‌های خود را عمیق کند،
و اجازه دهد دیگران فکر کنند او همان که هستند؛
در حالی که او، در تاریکیِ سکوتش،
دنیایی ساخته که هیچ‌کس جراتِ لمس کردنش را ندارد.

**پس بگذار فکر کنند تو هیچی نیستی؛**
**چون وقتی واقعاً روشن شوی،**
**دیگر کسی توانِ خاموش کردنت را نخواهد داشت.**
کولیک شیر پوشک فرنی غذا کمکی
مامان H♡ssein مامان H♡ssein ۸ ماهگی
اعتراف به سخت‌ترین و شیرین‌ترین روزهای زندگی‌ام**

«همیشه فکر می‌کردم مادر شدن یعنی یک لیست بی‌پایان از وظایف؛ شیر دادن، عوض کردن، خواباندن... اما حالا که اینجا نشسته‌ام و تو در آغوشم خوابی، می‌بینم مادر شدن نه یک وظیفه، که یک "سفرِ بی‌پایانِ کشف کردن" است.

راستش را بخواهید، نمی‌خواهم فقط از قشنگی‌ها بگویم. می‌خواهم اعتراف کنم که گاهی وقت‌ها کم می‌آورم. گاهی که صدای گریه‌هایت بند نمی‌آید و من در آینه، زنی را می‌بینم که دیگر آن زنِ قبل از مادر شدن نیست؛ زنی با چشم‌های گودرفته، با لباس‌های راحتی که رنگ و رو رفته‌اند و با ذهنی که حالا دائم درگیرِ «چرا گریه کرد؟»، «چرا نخوابید؟» یا «آیا به اندازه کافی مادر خوبی هستم؟» است.

اما درست در همان لحظاتِ اوجِ خستگی، وقتی که انگشتان کوچکت را دور انگشت من حلقه می‌کنی، یا وقتی بعد از یک تلاش طولانی برای خواباندنت، بالاخره آرام می‌گیری و آن لبخندِ ناخودآگاهِ توی خواب روی لبت می‌نشیند، تمامِ آن خستگی‌ها دود می‌شود و می‌رود هوا.

این روزها برای من، روزهایِ «تضاد» است. هم‌زمان هم بی‌نهایت خسته‌ام و هم بی‌نهایت خوشبخت. دارم یاد می‌گیرم که نباید کامل باشم؛ دارم یاد می‌گیرم که خانه نامرتب هم باشد فدای سرت، مهم این است که تو در آغوش منی

کولیک شیر پوشک فرنی غذا کمکی
مامان نینی مامان نینی ۱ سالگی